یکشنبه 6 آبان 1386   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ای سال های گمشده، ای آه...، شعری از رضا مقصدی

رضا مقصدی
اينجا / هر شاخه، حسرتی ست / کز آه ِ بامدادی ِ ما / می رويد. / پرواز / در نيمروز ِ هلهله ی بال های ماست / در شامگاه / هر چشم، آرزوی ِ درخشان ِ آفتاب. / آه... / ای حس ِ عاشقانه ی کمياب! / پيراهن ِ صميمی ِ عشقم / بر شاخسار ِ ياد ِ چه کس مانده ست؟ ... [ادامه مطلب]

کورش و عصبانيت کمونيستی! جمعه گردی های اسماعيل نوری علا

اسماعيل نوری علا
به راستی نمی دانم ملت ايران با خانم ماجدی چه بدی کرده که ايشان، در مقام ميراثی خود در رهبری حزب کمونيست کارگری، علاقه دارند کارگران ايران از زير بوته در آمده باشند و به ياد نياورند که روزگاری در سرزمين شان ـ مطابق اسناد ترديد ناپذير تاريخی ـ کارگران زن و مرد يک سان حقوق می گرفتند، مرخصی بارداری و بيماری داشتند، برای بچه هاشان مهد کودک فراهم بود، و حقوق ماهانه شان هيچ گاه عقب نمی افتاد؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

اعتياد يکی از فجيع‌ترين قتل‌های خانوادگی را رقم زد، ايسنا

خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
سرويس: حوادث

رفتارهای غيراخلاقی مرد معتاد دارای سه فرزند، آنقدر برای همسر و خانواده‌اش دردآور شده بود که به قتل فجيع وی در يک نيمه‌شب رضايت دادند.

به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، يک روز پس از آن که زن سالخورده‌ای با مراجعه به پليس از ناپديد شدن فرزندش خبر داد، ماموران در جريان تحقيقات به عمل آمده از وی دريافتند که بين او و همسرش اختلافات شديدی وجود داشته، به طوری که تا مرز تهديد به قتل نيز پيش رفته است.

بر اين اساس، همسر جوان مرد ناپديد شده برای انجام تحقيقات فراخوانده شد و در حالی که وی ابتدا نسبت به موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرد، در جريان بازجويی‌های پليسی، راز گم شدن همسرش را برملا کرد:

«بيش از ۱۲ سال با او زندگی کردم و صاحب سه فرزند بودم. به مواد مخدر آلوده بود، به فساد هم کشيده شد و مرا نيز در منجلاب خودساخته فرو برد. بارها به خانواده‌اش هشدار دادم، ولی آنها توجه نکردند؛ حتی تهديد کردم، اما باز هم با واکنش مناسبی روبه‌رو نشدم و اين در حالی بود که شرايط روز به روز بحرانی‌تر می‌شد.»

«چندين بار مقابلش نشستم و ملتمسانه از او خواستم دست از کارهای کثيفش بردارد، ولی او نيز بی‌توجه از کنار قضيه می‌گذشت؛ حتی مستقيما تهديدش کردم که يا او را می‌کشم و يا خودم را، اما انگار نه انگار! چاره‌ای نداشتم. به اجبار، موضوع را با برادر ناتنی‌اش در ميان گذاشتم، اما او هم شرايط تحميل‌شده بر من را قبول نداشت تا اين که از او خواستم به طور پنهانی، اقدامات برادرش را تعقيب کند.»

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران به نقل از «عبرت»، زن جوان که درد و زجر چندين سال زندگی زناشويی‌اش را با کارآگاهان پليس در ميان می‌گذاشت، «ابراهيم»، برادر نانتی همسرش را به عنوان فردی که از ماجرا مطلع است، معرفی کرد.


دستگيری و اعترافات تکان‌دهنده برادر ناتنی فرد ناپديد شده

با دستگيری و آغاز تحقيقات، «ابراهيم» بدون هرگونه مقاومتی مقابل حقايق فاش شده، گفت: «کنار خانه برادرم، به صورت روزمزد کارگری می‌کردم و به همين دليل ‌شبها به خانه آنها می‌رفتم و به ناچار، پای درددل‌ همسر برادرم می‌نشستم که مکرر، ما را بی‌غيرت خطاب می‌کرد و مسايلی را می‌گفت که قادر به قبول آن نبودم تا سرانجام تصميم گرفتم در منزلشان بمانم تا حقيقت روشن شود.»

گزارش ايسنا با استناد به اظهارات برادر نانتی فرد ناپديد شده حاکيست:

«حدود ۱۵ روز گذشت و من با مشاهداتی که داشتم، دريافتم که زن برادرم چيزی جز حقيقت نمی‌گويد و برادرم، مردی عياش و فاسد است. چند بار با او صحبت کردم، ولی موثر واقع نشد و او همچنان بر تکرار رفتارهايش اصرار داشت. موضوع را با دوستم در ميان گذاشتم و او با توجه به اين که من زن و فرزند داشتم، پذيرفت که برادرم را از بين ببرد. شب پنج‌شنبه، همه‌چيز را برای عملی کردن نقشه قتل فراهم کرديم و از بعد از ظهر به خانه برادرم رفتيم و بساط مصرف مواد مخدر را پهن کرديم و قبل از آن هم، زن برادرم را در جريان همه برنامه‌ها قرار داده بودم و استقبال کرده بود.»

«ساعتها نشستيم تا اين که برادرم، ديگر قادر به نشستن نبود و همانطور که کنار ديوار دراز کشيده بود، به خواب عميقی فرو رفت. نزديک به ساعت دو بامداد، دوستم، مرا از خواب بيدار کرد و گفت که آماده کشتن برادرم است، اما از من خواست، اگر او از خواب بيدار شد و قصد مقاومت داشت، کمکش کنم. به شدت وحشت‌زده شده و دست و پايم را گم کرده بودم. باورم نمی‌شد، ولی ناگهان دوستم، کپسول گاز پيک‌نيکی را برداشت و با شدت به سر برادرم کوبيد، طوری که خون به اطراف پاشيده شد و دوباره هم کوباند. گريه می‌کردم و پشيمان بودم، ولی کار از کار گذشته بود.»

به اين ترتيب مشخص شد که مرد ۳۹ ساله، مفقود نشده، بلکه به قتل رسيده و فرد سومی نيز در ماجرا دخالت داشته است.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 




جزئيات بيشتری از شب حادثه به روايت همسر مقتول

به گزارش ايسنا در اين رابطه، همسر مقتول در بيان تشريح جزئيات بيشتر از شب حادثه به ماموران گفت: «شام بچه‌ها را دادم و رفتم مثل هميشه کنار ديوار خوابيدم. خانه ما آنقدر کوچک بود که من و دخترم ناچار بوديم همانجايی بخوابيم که شوهرم و بقيه، مواد مصرف می‌کردند. تنها مونسم که دختر ۱۰ ساله‌ام بود، هم در کنارم پناه گرفته بود، دو پسرم هم داخل اتاق اونطرفی خوابيده بودند. کم‌کم خواب چشمانم را گرفت. هيچ صدايی شنيده نمی‌شد. فکر کنم حدود ساعت ۲ يا ۳ بامداد بود که ناگهان صدای وحشتناکی همراه با پاشيده شدن خون به روی صورتم، از خواب بيدارم کرد. وقتی بلند شدم، صورتم پر از خون بود و دخترم مثل بيد می‌لرزيد، لباسش غرق خون بود.»

«چشمانم را که باز کردم، ديدم شوهرم در خون غوطه‌ور است. برادرش که يک گوشه نشسته بود، رو به من گفت کارش تمام شد. باور نمی‌کردم. من و دخترم گريه می‌کرديم. «ابراهيم» هم داشت گريه می‌کرد و تنها کسی که هيچ واکنشی نشان نمی‌داد، همان مردی بود که نقشه قتل را عملی کرده بود و هنوز کپسول گاز پيک‌نيکی را در دست داشت. برای تمام کردن کار، ضربه محکم ديگری به سر همسرم زد. هنوز زنده بود، در همان شرايط هم از او می‌ترسيدم. دخترم را محکم گرفته بودم و تلاش می‌کردم پسرانم بيدار نشوند. لحظاتی بعد، دوست برادرشوهرم با طنابی که دور گلوی همسرم پيچيده بود، کار را تمام کرد.»

با اين اعترافات تکان‌دهنده، شناسايی و دستگيری نفر سوم در دستور کار ماموران قرار گرفت و او نيز که با توسل به کمپ افاغنه قصد خروج از کشور را داشت،‌ بازداشت و به اين ترتيب هر سه متهم با قرار قانونی روزانه زندان شدند.


Copyright: gooya.com 2008