چهارشنبه 15 فروردین 1386   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ای سال های گمشده، ای آه...، شعری از رضا مقصدی

رضا مقصدی
اينجا / هر شاخه، حسرتی ست / کز آه ِ بامدادی ِ ما / می رويد. / پرواز / در نيمروز ِ هلهله ی بال های ماست / در شامگاه / هر چشم، آرزوی ِ درخشان ِ آفتاب. / آه... / ای حس ِ عاشقانه ی کمياب! / پيراهن ِ صميمی ِ عشقم / بر شاخسار ِ ياد ِ چه کس مانده ست؟ ... [ادامه مطلب]

کورش و عصبانيت کمونيستی! جمعه گردی های اسماعيل نوری علا

اسماعيل نوری علا
به راستی نمی دانم ملت ايران با خانم ماجدی چه بدی کرده که ايشان، در مقام ميراثی خود در رهبری حزب کمونيست کارگری، علاقه دارند کارگران ايران از زير بوته در آمده باشند و به ياد نياورند که روزگاری در سرزمين شان ـ مطابق اسناد ترديد ناپذير تاريخی ـ کارگران زن و مرد يک سان حقوق می گرفتند، مرخصی بارداری و بيماری داشتند، برای بچه هاشان مهد کودک فراهم بود، و حقوق ماهانه شان هيچ گاه عقب نمی افتاد؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

مشکلات کمی و کيفی آموزش و پرورش ايران در قرن ۲۱ - بخش ۱۲، ژاله وفا

در اين شماره بخش پايانی سوالها از دانش آموزان و پاسخهايشان را پيگيری ميکنم.لازم به ياد آوری است که چون دانش آموزان مصاديق اصلی آموزش و موضوع سيستم آموزش و پرورش کشور می باشند و عيوب اين سيستم بطور بلافصل و مستقيم بر روی روحيه و انگيزه و اذهان آنها است که اثر ميگذارد بطور نمونه نظرات ۳ دانش آموز داخل کشور را در يک مصاحبه کتبی جويا شدم .هر سه در سال سوم دبيرستان هستند.يکی با نام مستعار پيمان در منطقه ای ضعيف از نقطه نظر امکانات شهری در اطراف تهران ، ديگری با نام مستعار پويا در يکی از بهترين دبيرستانهای تهران ، و ديگری دختر خانمی از يکی از مناطق متوسط تهران يعنی منطقه ۸ با نام مستعار پروانه . در ۲ شماره ، ۱۵ سوال و پاسخ از نظر خوانندگان محترم گذشت و اينک دنباله پرسشها و پاسخها.
۱۶-آيا شما بر سر کلاس و در خانه زبان دوگانه داريد؟ يعنی در مدرسه نگران طرح برخی مسائليد که در خانه نيستيد؟ اگر آری کدام مسائل در مدرسه قابل طرح نيست؟
پيمان: پاسخ نداده است.
پويا: به خاطر جو بسيار دوستانه حاکم بر فضای دانش آموزی مدرسه ما ، عموماً مشکلی برای بيان صحبتهايمان با دوستان خود نداريم.
پروانه: زبان دوگانه را همه جا داريم.در اجتماع و خانه و با افراد و گاهی حتی با خودمان. درتمام محيط فرهنگی ما با زبان دوگانه رابطه برقرار ميشود.جايی که انسان اجازه ندارد خودش باشد لاجرم با زبان بيگانه با خود و غير خود صحبت ميکند، هرچند نزديک ترين فرد بهش باشه. ای کاش مدرسه محل فرا گيری زبان يگانگی با خود و جامعه بود.مسائل به اصطلاح" بودار " اغلب سياسی -اجتماعی هستند.مثلا ارزيابی اينکه چرا وقتی خاتمی به ما نياز داشت يک دفعه ۱۵ ساله براش بالغ محسوب ميشديم و ميتوانستيم انتخابش کنيم ( البته موقع انتخاب بار دومش من ۱۲ ساله بودم ولی خواهرم ۱۶ ساله بود و مانده بود که آيا با رای دادن بالغ ميشه؟!) ولی موقع رفع نيازها و پاسخ گويی به خواسته هامون يک دفعه همه مهجور شديم و خواهرم به خاطر بحث با معلم اصلاح طلبش دچار دردسر شد.
۱۷-آيا شما در سفرهای علمی و يا اردوی تفريحی همراه مدرسه شرکت کرده ايد؟ اگر آری چند بار و چگونه و هزينه اش را چه کسی متقبل ميشود؟
پيمان :خير
پويا:خير.شرکت نکرده ام. هزينه بين مدرسه و دانش آموزان تقسيم ميشود.
پروانه :کدام سفر علمی؟! اردوی تفريحی هم نرفتيم چه خاصه علمی.
۱۸-شما نحوه درسی را که خلاقيت را در شاگردان تقويت ميکند چگونه تصور ميکنيد و چه مشخصاتی دارد؟
پيمان:تحقيق و پژوهش و تغيير ديدگاه دانش آموزان نسبت به درس خواندن...
پويا: اگر مواردی را که در مورد توصيف مدرسه دلخواهم بيان کردم ، رعايت شوند و دانش آموزان درگير با مشکلات خارج از مدرسه نشوند ( مثلاً کمبود تفريح ، افسرده بودن خانواده ، افسردگی اجتماع ، دعواهای خانوادگی بلند مدت ، فشارهای خانواده برای تحقق خواسته خاص آنها به هر قيمتی که با خواسته دانش آموز تطابق ندارد ، وابسته ديدن و احساس حق مالکيت نسبت به فرزند و ... که همگی موجب کشته شدن انگيزه و به تبع آن ضعف خلاقيت و ... می شوند ) ، پرورش اعتماد به نفس او ، تشويق او به تحصيل و مهيا کردن وضعيتی که دانش آموز رشد خود را ببيند و لمس کند. مثلاً اگر او در درس شيمی رشد کرد ، گاهی به او جايگاه معلمی بدهند . در کل ارزش کار او را به او نشان دهند. اين گونه او شوق بيشتری برای ادامه راه تحصيل و به تبع آن خلاقيت هر چه بيشتر او می شود. اما او نبايد از کنکور ، به اين شکل که در حال حاضر برگزار می شود نگران باشد . اين نگرانی بسيار مخرب است . پس کنکور درحال حاضر ، با اين نحوه سنجش بايد حذف شود.
پروانه :تدريس مناسب با وافعيات محيطی و اجتماعی ، رفع سانسور از کتب تاريخی ، اجازه بحث و انتقاد نظری به دانش آموزان دادن، مشارکت دادن دانش آموزان در نحوه تعيين تکاليف شب در خور اشکالات فردی و منفرد آنان،اهميت دادن به امر پژوهش در دانش آموزان ، وجود گردشهای علمی و هنری و...
۱۹-کمبودهای مدرسه اتان را و سيستم آموزش و پرورش هر آنچه به ذهنتان ميرسد را لطفا بيان کنيد.
پيمان :در ميان پاسخ به سوالهای قبل توضيح داده ام.
پويا:. کمبود فضای مدرسه ، تمرکز بيش از حد روی کنکور ، تابوی کنکور که بسيار مضر است ، ديد معلمان که فکر می کنند بايد دانش آموز را پر از يادگرفته های خود بکنند و او را از دريچه کنکور بگذرانند و ديد غلط دانش آموزان که می خواهند فقط از کنکور عبور کنند و بايد گفته های معلم را حفظ کنند و اصلاً ديد تحقيقی به آن ندارند . برای مثال پژوهش بسيار کم انجام می شود و در اين راه بسياری از حقوق خود را نيز زير پا می گذارند. سيستم سنجش نمره ای مطلق ، موجب تغيير ماهيت تحصيل در مدارس ايران شده است . کمتر کسی درس را به خاطر آموختن علم می خواند . اکثراً درس می خوانند که نمره بياورند و در نهايت در کنکور قبول شوند . اين ديد اکثر دانش آموزان و معلمان است . آموزش و پرورش ، به دانش آموز در عمل به عنوان يک "پاسخ گو" نگاه می کند در حالی که بايد به ديد يک "پاسخ جو" به او بنگرد. اکثر مدارس و معلمان هم همين ديد را دارند . متأسفانه دانش آموزان هم همين نگاه را به خود دارند که کنکور از عوامل مهم ايجاد اين ديد غلط ، حداقل برای دانش آموزان است. سنجش نادرست ، که وسيله آن فقط نمره است. موجب تک بعدی شدن تحصيل در آموزش و پرورش شده است. مجموعه اين مطالب ، نشان دهنده فرهنگ نادرست تحصيل در بين دانش آموزان و معلمان است. خانواده ها هم از اين جمع مستثنی نيستند. آن ها هم نگران کنکورند . اين قدر نگرانند که خود موجب فشار روحی بر دانش آموزان می شوند . اختلاف امکانات شديد در بين مدارس نيز از اشکالات آموزش و پرورش است. با توجه به اين مسائل ، فاصله تحصيل حقيقی ، با چيزی که در ايران به نام "تحصيل" در جريان است تا چه اندازه است !؟
پروانه:بيشترين کمبودی که دانش آموز را زجر ميدهد کمبود محتوا و کيفيت تدريس است. حالا ۲ تا توپ هم کم باشه در مدرسه چندان هويت ما را عوض نميکند. ولی آموخته های غلط آنهم در باره تاريخ و دين و اجتماع ضررهای جبران ناپذير دارد. تمامی مدارس ايران و نه تنها مدرسه ما از فقدان تحقيق و پژوهش و معلمان زبر دست و خوب دوره ديده و ديدی صحيح نسبت به علم و فوايد علم زجر ميکشد.
۲۰-نکات مثبت و قوت مدرسه اتان ونيز حسن شيوه آموزش و پرورش ايران چيست از نظر شما؟
پيمان :- پاسخ نداده است.
پويا: بالا بودن نسبی سطح تئوری های آموزشی ، نقطه مثبت آموزش و پرورش است. اما نوع سنجش علم ، کمبود آزمايشی ، ديد غلط به تحصيل و دانش آموزان و همه مواردی که پيش از اين بيان کردم و ... نقاط ضعف آن هستند ! البته نقطه قوت مدرسه ما ، اين است که از نظر فرهنگی و اجتماعی ، خانواده ها ، دانش آموزان ، دبيران و مسئولان در سطح مناسب و بالايی قرار دارند و اين موجب نزديکی نسبتاً زياد دانش آموازن و فضای نسبتاً دوستانه مدرسه شده است. ( می گويم نسبتاً چون نسبت به ساير مدارس بيان می کنم ) کمبود زنگ تربيت بدنی ، و جدی نگرفتن اين زنگ از بزرگترين مشکلات هم آموزش و پرورش و هم دبيرستان ما است.
پروانه:در مدارس ما روی تئوری خوب کار ميشود واگر اين را جنبه مثبت آن بگيريم ، آن روی سکه که فقدان کار عملی است نيز هويدا ميشود! من حسن ديگری متاسفانه در شيوه تدريس نمی بينم. مدرسه ما ولی حسنش در وجود ۲ خانم معلم با وجدان خلاصه ميشود و يک مستخدم صميمی.
۲۱- چه پيشنهاداتی برای بهبود سطح تحصيل و تدريس در ايران داريد؟
پيمان :برای بهبود سطح تحصيل و تدريس در ايران بايد ايثار و از خودگذشتگی و احساس وظيفه را در خود پرورش داد.
پويا:هر کدام از مواردی را که در پاسخهای ۱۶ و ۱۸ بيان کردم رعايت شدنی و اشکالاتی که در مجموعه پاسخ هايم بيان کردم ، برطرف شوند ، مخصوصا ً : حذف کنکور + تغيير ديد جامعه نسبت به تحصيل ، موجب بهبود وضع تحصيلی در ايران می شود ؛ هر چند همگی مانند حلقه های يک زنجير به هم متصل اند و با هم رابطه دارند.
پروانه : سعدی در شعر زيبايی رابطه درست و ايدا آل دانش آموز و معلم را بخوبی وصف کرده است
:درس معلم گر بود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گريز پای را
وقتی اکثريت قريب به اتفاق معلمان ما به گفته خودشان با اين حقوق بخور و نمير تنها در حد انسان بی رمق گذران زندگی ميکنند ، اغلبشان حال و حوصله ای برای رفتار معنوی ودرس محبت ندارند. از سر وظيفه، رفع مسئوليت ميکنند و منتظرند به سراغ شغل دوم و يا کارهای خانه که انتظارشان را ميکشد بروند.اين رفتار عجولانه و بی رمق معلمان را ما دانش آموزان با پوست و گوشت خود هر روز حس ميکنيم . نمی خواهم بگويم مقصر معلمانند که نه، آنها اغلب اسير فقر ماديند .ولی اين رفتار بی حوصله و تهی شده از عشق طفل گريز پای را به مدرسه که نمی کشاند هيچ ،طفل پايبند را نيز گريزان از درس و مشق ميکند.برای بهبود سطح تحصيل و تدريس ابتدا بايد در دانش آموزان هيجان شناخت و جستجوی علم بر انگيخته گردد.محفوظات، انباشت مغز با اطلاعاتی است که به سرعت برق نيز از ذهن ميرود.شناخت علم يک جريان است.و دانش آموز چون خود تجربه کرده است از حافظه اش نيز رخت بر نمی بندد.خوب مسلم است که برای بهبود تدريس و تحصيل بايد لوازم آن نيز در اختيار باشد. مثلا کتب درسی که حاوی غلط و تحريف و دروغ تاريخی نباشد!معلم مرتب سطع علم خود را با رشد علمی در جهان همطراز کند.و امکانتش را نيز دولت برای او فراهم بياورد.فرصت سوال و کنجکاوی در هر زمينه ای را به دانش آموز بدهند.و از وسائلی چون کامپيوتر که راه دسترسی به اطلاعات را برای دانش آموزان هموار ميکند ، در سطح دبيرستان اجازه استفاده داده شود و نه اينکه وسائلی تزئينی محسوب شوند. و بالاخره دانش آموز را از زير فشار کنکور رها سازند
نتايج و بررسی پاسخهای دانش آموزان:
۲۱ پاسخ۳ دانش آموز بطور نمونه از ۳ منطقه تهران را به پرسش هايی در زمينه کيفيت و کميت آموزش و پرورش در مدارس ايران ملاحظه کرديم. هرچند اين ۳ دانش آموز معرف واقعی کل جمعيت ۱۵ ميليونی دآنش آموزی کشور نميباشند. چرا اينجانب در خارج از کشور بسر می برم و نظر سنجی آماری از داخل در سطح وسيع ،در حيطه امکانات اينجانب نبوده ونيست .اما به مصداق مشت نمونه خروار تا حد بسيار زيادی در همين پاسخها ،به مسائل و مشکلات يکسان و مشترک بر ميخوريم. نگارنده وقتی با اين پاسخها روبرو شدم از طرفی به پهنای صورت خود اشک ريختم. آنهم از حجم محروميتها و مشکلاتی که جوانان ما با آن مواجه اند و اغلب نيزجنبه مادی ندارند بلکه ربط مستقيم به شيوه نگرش دست اندرکاران آموزش در ايران دارند.و از طرفی يک شادی درونی من را اميدوار ساخت که با اين روحهای حساس و ديدگان بصيرت بين و بسيار تيز و دقيق جوانان بين۱۶ و ۱۷ ساله ايرانی ، استبداد ولايت فقيه تاب تحمل توقعات بجای اين نسل را نخواهد آورد. هرچند نياز های بر آورده نشده بر هم تلنبار ميشوند ولی نسل کنونی بيدار است و حقوق حقه خود را مطالبه ميکند.نسل جديد نسلی متوقع و زياده خواه نيست ولی عدم منزلت و پايمالی حقوق انسانی خود را تاب نميآورد.
تقسيم بنديهای رايج ( منطقه فقير و متوسط و ثروتمند ) هيچگونه تاثيری در ديد تيزبين و عدالت خواه اين سه دانش آموز نداشته است.هر سه بطور دقيق کمبود های کيفی و کمی را بر شمرده اند. هر چند تنها مدارسی که شهريه بالای يک ميليون ميگيرند، از وجود کادر معلمان تحصيلکرده و مجرب برخورداراند. با هم به جمع بندی نظراتشان دقيق شويم:
جنبه های کيفی :
-مدرک محوری در آموزش و اذهان و بدين ترتيب تحت الشعاع قرار گرفتن ارزش فی نفسه علم
- فشار بيش از حد مساله کنکور که به محور اصلی آموزش در مدارس بدل شده است.
- تکيه بر محفوظات در تدريس و ميدان ندادن به روشهای ابتکاری و خلاقيت و حس کنجکاوی دانش آموزان .
- عدم مشارکت دانش آموزان در نحوه تدريس ، در ارزشيابی نحوه تدريس و در تعيين نوع تکاليف
- عدم ارتباط مواد آموزشی با زندگی روزمره دانش آموزان و نيز عدم فراهم آوردن آمادگی برای ورود به جنبه عملی زندگی و نيز دنيای کار.
- نحوه تدريس زبان خارجی ( عربی و انگليسی )به هيچ وجه به منظورارتقاء توانايی و مهارت تکلم دانش آموزان به اين زبانها انجام نمی پذيرد.در نتيجه کمتر دانش آموز ديپلمه ای به اين دو زبان بطور نسبی خوب ميتوانند تکلم کنند.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 




- جدايی جنسيتی خصوصا در بين معلمان باعث فاصله گرفتن دانش آموزان ايرانی از طبيعت اجتماعی خود گرديده است. کمبود آموزش جنسی در مدارس از طرف دانش آموزان حس ميگردد و نه اينکه بدان بی اعتنا باشند. دانش آموزان معتقدند از آنجا که اکثر جوانان با مسائل جنسی در آينده نزديک شخصاً سرو کار پيدا خواهند کرد، پس دانايی موجب اشتباه کمتر آنان می شود و عدم بيان مسائل جنسی ، موجب ناشناخته شدن آن مساله و آموزش غلط و خطر ناک از از طريق اشخاص ناوارد وخارج از کادر آموزشی ميگردد.
- بی رمقی و خستگی اغلب معلمان آنهم بر خلاف ميلشان، چرا که دچار مشکلات معيشتی هستند و تامين مالی ندارند و اين امر بر خوش خلقی آنها تاثير منفی دارد.
- گاهی کنترل دانش آموزان از طرف ناظم و يا معلم با استفاده ازشيوه های تخريبی از قبيل ناسزا وتوهين و شوخی های نا مناسب.
-عدم توجه به مساله تربيت بدنی و بهداشت جسم و روان دانش آموزان. معلمان ورزش فاقد کتاب تئوريک ورزشی و برنامه ورزشی هستند.
- کمبود گردشهای علمی و هنری
-بها ندادن به امر پژوهش در مدارس .
- وجود اغلاط و اشکالات علمی در کتب تدريس .و نيز تحريف تاريخ در کتب تاريخی.
- حجم شديد مواد آموزشی و فرصت کم ( ايران بيشترين ميزان تعطيلات را در بين همه کشورهای جهان دارد).
- تا حدی جدی نگرفتن دانش آموزان و سوالهايشان و اين مساله البته بسته به نگرش معلم متفاوت است و ...
جنبه های کمی :
-کمبود وسائل و امکانات و سالن ورزشی و محدود بودن رشته های ورزشی
- کلاس کامپيوتر تقريبا حالت دکور دارد و تجهيزات موجود نيز بسيار کم مورد استفاده قرار می گيرند .
- فقدان و يا نقص آزمايشگاهای شيمی و فيزيک و رياضی که آنها نيز اغلب جنبه نمايشی دارند و بهره برداری عملی از آنها نمی شود.
- کوچک بودن فضای اغلب مدارس
- کمبود شديد فضا و امکانات ورزشی و ...
نگارنده در بين پاسخ دانش آموزان هيچ امری را مخرب تر از کنکور بر روحيه آنها نديد.
فکر غالب در مدارس آموختن علم نيست ، بلکه قبولی به هر قيمتی در کنکور ميباشد. سيستم تدريس چنان روی اين مساله تمرکز دارد که گويی نميشود جان را از آن رها کرد. شعر ذيل بيان حال دانش آموزان کشور است:
گر بگويم که مرا با تو سرو کاری نيست
در و ديوار بگويد که سر و کاری هست !
معلم و مدير و دانش آموزان و والدين و اقوام و دوستان و حتی مستخدم مدرسه تنها از کنکور حرف ميزنند و توانايی انسان را و به سخن واضح تر ارزش شخص را به اين قبولی ميدانند.وبا اين حساب ميتون حدس زد که چند ميليون دانش آموز به خاطرفقدان ظرفيت پذيرش دانشگاه ها از حتی عزيزترين افرادشان مهر نا توانانی و بی عرضگی ميخورند؟! و دست آخر جامعه از فقدان جوانانی آزاده و توانا که پرورش نيافتند و فرصتشان سوخته است ،ميسوزد.
در شماره آينده مساله فقدان امکانات ورزشی در سطح مدارس ايران را با استفاده از آمار و نيز مشکلات عدم آموزش جنسی در مدارس ايران را مورد ارزيابی قرار ميدهم.


Copyright: gooya.com 2008