کتابخانه حقوق بشر



















دوشنبه 7 اسفند 1385

پلونيوم و مسئله محيط زيست، عطای انرژی اتمی را به لقايش ببخشيد! انور ميرستاری

آيا غنی سازی رباله های اتمی و چال کردن آن در کبد، شش، کليه ها و ... سهم مسلم ماست؟

امسال هواداران محيط زيست، دومين سالگرد به اجرا درآمدن قرارداد بين المللی کيوتو را در حالی برگزار می کنند که جو اضطراب و نگرانی گرم شدن و آلودگی بيش از حد کره خاکی، سراسر دنيا را فرا گرفته است. تمامی شهروندان دهکده جهانی با افکار و گرايش های گوناگون خود مسئله هستی را جدی گرفته اند و به حقانيت پيشگامان اين راه يعنی احزاب سبز و مبارزين گرين پيس پی می برند.

کشور ما از آلودگی هوا و سياسی رنج می برد. بنا به گفته بی بی سی در ماه آبان گذشته ۳۵۰۰ نفر در اثر آلودگی هوای تهران جان خود را از دست دادند. برای پالايش هوا و طبيعت بايد سياستی شفاف و بی آلايش و به دور از هر سم سياسی داشت. مسلما جرج بوش ها، سردمداران کنونی ايران و پوتين ها که خود منشا و منيع آلودگی اين جهانند، در اين راه هيچ کمکی به ما نخواهند کرد.

کشور های دموکراتيک در راه کاهش مصرف بی رويه انرژی و در نتيجه برای کاهش زباله های اتمی خود تلاش می کنند. در سالی که گذشت سيگار کشيدن در مکان های عمومی کشورهای زيادی ممنوع شد.

با تقديم اين ترجمه به خانواده های قربانيان آلودگی هوای تهران و به آنانی که سيگار را ترک کرده اند، همه دوستداران هوای سالم، سبگاريان و ديگر معتادين را به خواندن اين متن که در باره انواع سرطان ها است، دعوت می کنم.


انور ميرستاری
۱۶ فوريه ۲۰۰۷

تاثير پولونيوم - ۲۱۰ بر انسان

الکساندر ليتونينکو در ۲۳نوامبر ۲۰۰۶ براثر ايست قلبی در يک بيمارستان دانشگاهی لندن در گذشت. وضعيت مزاجی او از اوايل نوامبر، چندی پس از تعدادی از ملاقات ها که در درهتل خود و يا در يک رستوران ژاپنی در لندن انجام داده بود، به تحليل می رفت.
وقتی در ۱۷ نوامبر به بيمارستان منتقل شد، مرتب استفراغ می کرد، ريتم ضربان قلبش به هم خورده بود و کليه هايش نامنظم کار می کرد. گلبول هائ سفيد خونش به شدت کاهش می يافت. تمام موهائ سرش در طول يک هفته ريخت. گلويش ورم کرده بود و در اثر درد ناشئ از آن، مدت ۱۸ روز بود که ديگر چيزئ نمئ توانست بخورد. پروفسور "روژه ککس" بريتانيايئ از اداره بهداری و بهزيستی، مقدار زيادئ پولونيوم - ۲۱۰ در ادرار آلسکاندر ليتونينکو کشف کرد. دايره مسئول بررسئ پرونده مرگش، هم اعلام نمود که آثار مواد راديو آکتيو در جاهائ مختلفئ که وئ در اين اواخر رفت و آمد داشته، ديده شده است.


مشخصات و منشا پولونيوم ـ۲۱۰

پولونيوم-۲۱۰(۲۱۰PO-) که از خانواده اورانيوم ۲۳۸می باشد و در سال ۱۸۹۸ توسط مادام ماری کوری کشف شده، يک ماده راديو آکتيو نوکلئيد (هسته ای) طبيعی است که رد آن در محيط زيست با پيش نشانه هايی از رادون۲۲۲و سرب۲۱۰، در همه جا وجود دارد.
پولونيوم که فراوان ترين ايزوتوپ هائ ۲۹ سرب، با يک دوره راديوآکتيو ۱۳۸.۴ روزه در طبيعت می باشد، از فعاليت ويژه خيلئ بالايی برابر با Bq/ gramme ۱۰۱۴x ۶۶/۱، (بيک در گرم ) بر خوردار است.
[بيکرل (Becquerel) واحد اندازه گيری اشعه های راديواکتيو است- مترجم]
اين پولونيوم ، ۹۹.۹۹۹ % ذرات آلفا (معادل با ۵.۳۰ مگا وات انرژی) و ۰۰۱% اشعه گاما ( برابر با ۰.۸۰ مگا وات انرژئ)، پخش می کند و خودش به سرب ۲۰۶ ثابت تبديل مئ شود.
رادون ۲۲۲که يک گاز راديو آکتيو است، پيش درآمد و نشان از وجود پولونيوم–۲۱۰و منبع اصلی حضور دائم آن در طبيعت می باشد. اين گاز به حالت معلق در هوا ( بين زمين و آسمان ) وجود دارد. ميزان غلظت آن در هوا برابر m Bq/m³۵۰ (مگا بيک در متر مکعب) است. اما اين مقدار ممکن است نسبت به ميزان اهميت فعاليت مراکز صنعتی(از جمله فعاليت هائ معدنئ، صنايع فسفات و غيره) تغيير نمايد. پلونيوم ـ۲۱۰ به مقدار زيادئ در اثر فعاليت آتش فشان ها هم در محيط زيست پخش مئ شود.
پلونيوم ـ۲۱۰ در نقاط زير يافت مئ شود:
ـ در چند سانتيمتری زير پوسته زمين،
ـ در لايه هائ سطحئ زمين(در اثر کاهش يافتن ميزان راديو آکتيويته رادون ۲۲۲)
ـ معلق در جو زمين.
]يعنی زمين و زمان( زير زمين، روی زمين و هوا) بدان آلوده است ـ مترجم[
پلونيوم ـ۲۱۰جای خود را به کمک کاتاليزور هيدورکسيد متاليک و يا بشکل سولفور بر روئ ذرات زمين طوری محکم می کند که ديگر از آن ها جدايی ناپذير می شود.
اين عنصر حرکت آرامی دارد. ميزان غلظت آن در زمين از Bq/ kg ۱۰ تا ۲۰۰ بيک درکيلو گرم ( در زمين خشک) تغيير مئ کند. اما اين رقم مئ تواند در رسوبات استخراجات معادن، خيلئ بالا باشد (Bq/ kg ۱۵۰۰۰ تا۲۲۰۰۰ بيک در کيلو گرم ). در اقيانوس ها مستقيما در آب يا به کمک تبخير آب، در هوا پخش مئ شود. معمولا به صورت نا محلول و در وضعيت ذرات معلق در هوا و يا معلق در مايعات ديده مئ شود. بدين طريق، پلونيوم ـ۲۱۰دوباره خودش را دربند و گرفتار رسوبات مربوط به ديگر مراحل معدنئ يا فعل و انفعالات اشکال مختلف سولفور مئ بيند.
پلونيوم ـ۲۱۰علاوه بر منابع طبيعی که در بالا بدان ها اشاره شد، يک منبع و منشا ساختگی و مصنوعی هم دارد:
می توان نوترون هائ بيسموت ۲۰۹را در يک راکتور هسته ائ بمباران کرده و از اين راه بيسموت ۲۱۰ توليد نمود که سپس آن هم توسط اشعه بتا، در يک مدت پنج روزه به پلونيوم ۲۱۰ تبديل شود.
دربخش صنعت، پلونيوم می تواند در دستگاه هايی که هوا را يونيزه می کنند تا از انباشت "بار برق ساکن" توليدی جلوگيری کنند، مورد استفاده قرار گيرد. مثلا در زمان لوله کردن کاغذ، مفتول و يا ورقه های فلزی.


تاثير پلونيوم ۲۱۰ بروی محيط زيست

راه ورود بيشترين مقدار پلونيوم ـ۲۱۰در گياهان زمينئ، انتقال از طريق برگ ها می باشد و اين امر به ندرت از راه وارد کردن( پيوند زدن و يا تزريق کردن به هر شکلی در تنه گياه) يا جابجا کردن گياه از لحاظ جغرافيايی صورت می گيرد.
پلونيوم اغلب بطور متمرکز بروی برگ ها می ماند. پلونيوم ـ۲۱۰مخصوصا در برگ های تنباکو وجود دارد و اين بدان معناست که در بين آدم هايی که سيگار مئ کشند، به وفور يافت می شود.
انتقال پلونيوم به حيوانات اصولا از طريق غذا صورت مئ گيرد. عوامل انتقالی نسبتا مهم هستند و بنا بر شيوه زندگئ حيوانات ( مقدار خورده شده) و اندام هائ مورد هدف قرارگرفته در آنها فرق می کند. مثلا مقدار غلظت آن از Bq/ kg ۰.۰۳۷ " بيک در کيلوگرم" در ماهيچه گاو ( گوشت تازه ) تا Bq/ kg ۳۳۳" بيک در کيلوگرم" در جگر گوزن کانادايی تغيير می کند.
موجودات آبزی ( دريايی)، به ويژه جانوران ريز و ميکروسکوپی و بی مهره گان، توان آن را دارند که پلونيوم-۲۱۰ موجود در آب را دربافت و لنف های ريه ها و اندام های خود متمرکز نموده و به حيوانات ديگر منتقل سازند. توان و گنجايش جمع آوری و تمرکز آن در ماهی ها به ميزان حد اقل است. در آب هائ دريايی، پلونيوم-۲۱۰در مواد معلق به مقدار زيادی وجود دارد.
راه اصلئ ورود آن به حيوانات از راه تغذيه است. غلظت پلونيوم-۲۱۰در حيوانات دريايی که فعاليتهای زيادی نسبت به ديگر موجودات دور و بر خود دارند، شدت بيشترئ دارد و مئ تواند در بعضئ از اندام ها و غده هائ گوارشئ جانوران صدفئ و خرچنگ هائ دريايئ و همچنين در جگر ماهئ ها ديده شود.
برائ روشن شدن موضوع،اشاره کنيم که معمولا غلظت پلونيوم ـ۲۱۰ در صدف ها بين Bq/ kg ۱۵۰تا ۶۰۰ "بيک در کيلوگرم" می باشد (در صدف های صيد شده). در حالی که مقدار تجمع آن در ماهی ها بسيار ضعيف
و ناچيز و در حدود چند " بيک در کيلوگرم " است( در ماهی های صيد شده).
بدين ترتيب انسان بخش مهمئ از پلونيوم ۲۱۰ خود را از راه صرف محصولات دريايئ وارد بدنش مئ کند.


تاثير پلونيوم ـ۲۱۰ بر روی انسان

ذرات آلفايی که از پلونيوم ـ۲۱۰حاصل شده و در هوا پخش می گردند، مسير خيلئ کوتاهی ـ کمتر از چند سانتئ مترـ را طی می کنند. بدين جهت، اين اشعه هسته ائ (راديو نوکلئيد)، فقط قادر است از راه گوارشئ، تنفسئ و يا تزريق و يا مستقيما از راه پوست وارد عضوی از بدن موجود زنده شده و آن را آلوده کند.
پس پلونيوم به علت حضورش در محيط زيست از طريق تنفس و تغذيه در بشر وجود دارد. ميزان متوسط موثر اشعه راديو آکتيو نوکلئيد در يک انسان بالغ بطور سالانه mSv ۰.۰۷"ميلی سيورتس - مترجم" می باشد.
پلونيوم-۲۱۰ وارده در بدن انسان بطور طبيعئ بشکل ادرار و مدفوع به ميزان متغير نسبت به افراد مختلف، از بدن خارج مئ شود. کارگران معادن اورانيوم و افرادئ که انواع دخانيات مصرف مئ کنند نسبت به غير سيگارئ ها، مقدار خيلی بيشترئ از آن را در مدفوع خود دفع مئ کنند.
در واقع ميانگين تعادل بين اندازه ورود و خروج پلونيوم-۲۱۰بطور دايم در ميان افراد بالغ در حدود ۳۰ " بيک " ( برابر با ۰.۱۸ پيکو گرام ) برآورد مئ گردد.
به علت نزديکئ به گوگرد و "سلنيوم" (ماده غير فلزی جامد از خانواده گوگرد با وزن مخصوص ۴.۸ و عدد اتمی ۳۴ و نقطه ذوب ۲۱۶ درجه سانتی گراد – مترجم )، تاثير بيولوژيک پلونيوم-۲۱۰ برابر با تاثير "خاک های ناياب" (اکسيدهای متاليک از عدد اتمی ۵۷ تا ۷۱- مترجم ) است.
به محض اينکه پلونيوم-۲۱۰وارد يک اندام و يا ارگانيزم شد، به سرعت از طريق جريان گردش خون در بافتهای ريوی پخش می شود.
در حدود۱۰% تا ۵۰ % از مقدار پلونيومی که از راه های گوناگون وارد بدن می شود، به روش های فيزيکی - شيميايی جذب بدن شده و دفع نمی شود. اين رسوبات با نسبت زيادی در خون و در پلاسما و همچنين در پروتئين های پلاسماتيک با گلبول قرمز ترکيب می شود(۹۰% پلونيوم -۲۱۰ موجود در اجزای خون مربوط به گلبول قرمز است). حدود۳۰% پلونيوم–۲۱۰ که از راه عمل گوارش و يا به به دو روش ديگر( تزريقی و يا تنفسی) وارد بدن می شود، در کبد، طحال و کليه ها پخش می گردد.
علاوه بر تمرکز آن درجگر، طحال و کليه ها که بدان ها اشاره رفت، بيشترين بافت ها و ارگان ها ی ديگری که مورد آماج و هدف پلونيوم-۲۱۰قرار می گيرند، مغز استخوان ها وغده های لنفی و نيز شش ها می باشند که اين آخری اندام مورد هدف و هجوم از راه استنشاق است.
مدت زمانی که نيمی از مقدار اشعه های هسته ای پلونيوم از راه ادرار و مدفوع از بدن خارج شده و از بين می رود، تقريبا ۵۰ روز می باشد. ميزان دفع آن از طريق مدفوع ۹ برابر بيشتر از راه ادرار است.
مطالعات گوناگون نشان می دهند که پلونيوم-۲۱۰می تواند در موهای فرد بيمار هم باشد.
در سال های۱۹۴۰ تا۱۹۷۰، پلونيوم-۲۱۰ و سموم آن مورد هدف مطالعات تجربی بيشماری بر روی موش، موش صحرايی، خرگوش، گربه، سگ و انواع ميمون های آمريکايی و آفريقايی قرار گرفت.
اين پژوهش ها نشان می دهند که پس از گوارش( تغذيه) و يا تزريق پلونيوم -۲۱۰ به حيوانات، که به صورت " سيترات"، کلرور، هيدراکسيد کلوئيدال و يا نيترات باشد ( سيترات پلونيوم -۲۱۰به نظر می رسيد که بهتر از بقيه جذب بدن می شود)، نشانه های بيماری و زيست شناسی که در آن ها بروز می کنند عبارتند از: کاهش وزن ، خستگی مفرط، حالت خواب عميق (طولانی غير عادی) به همراه شل شدن کامل ماهيچه ها و نا منظم شدن اعمال کبدی، کليوی، طحالی، ريوی، لوزالمعده ای، گلبول قرمز، ضعف و تحليل رفتن بنيه غده های لنفافی، سختينگی و يا سفت شدگی غير نرمال شاهرگ های خونی (به خصوص در کليه ها و بيضه ها).


تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


مجموعه اين نشانه های بيماری که با فرسودگی تقريبا تمامی لنف ها همراه است، پيش ازاين که مرگ با سنکوپ و ايست قلبی به سراغ بيمار بيايند، ديده می شوند.
اگر مقدار ۱۸ نانوگرم بر کيلوگرم وزن موش ها، خرگوش ها، سگ ها و گربه ها پولونيوم وارد بدنشان شود، نيمی از آن ها در مدتی کمتر از ۲۰ روز خواهند مرد. اين مقدار در موش های صحرايی، ۹ نانوگرم بر کيلوگرم وزنشان می باشد. ( يک نانو گرم برابر يک ميليونيم ميلی گرم است ـ مترجم)
اين دانستنی های تجربی اجازه می دهد تا بدانيم که مقدار خيلی نا چيزی از پولونيوم–۲۱۰، مثلا به ميزان چند ميکروگرم، برای از پا درآوردن آدمی کافی است.
تحقيق و بررسی های گوناگون روی زندگی موش های صحرايی که از راه تزريق يک نوع نيترات پلونيوم-۲۱۰، بيمار شده بودند، نشان داد که استفاده سريع از داروهای "شلاتور" و "تيول" که از راه ماهيچه ای و يا زير پوستی (جلدی) به آن ها تزريق می شود، به دفع فضولات حاوی عارضه های بيماری سرعت بيشتری می بخشد.
[شلاتور ماده ای است فلزی که يون های فلزی مواد را گرفته و آن ها را به ترکيبی ثابت، غير فعال و محلول در می آورد. اين ماده در مداوای سموم، از جمله پلونيوم-۲۱۰مورد استفاده قرار می گيرد ـ مترجم.
فرمول کلی تيول ها در ذهن آدمی مترادف و شبيه الکل ها است، زيرا در يک مولکول تيول، يک اتم گوگرد جانشين يک اتم اکسيژن مولکول الکل می شودـ مترجم.]
با اين شيوه که در فرانسه برای معالجه به کار می رود، موش های صحرايی تحت درمان، بطور ميانگين ۸۲ روز زنده می مانند، در حالی که اگر مورد مداوا قرار نگيرند، مدت زنده ماندنشان ۲۱ روز می باشد.
با اين وجود، هيچ بررسی که از تاثير آن بر زندگی انسان صحبت کند، تا به امروز چاپ نشده است. اطلاعات محدودی در مورد آثار پلونيوم-۲۱۰ بر روی بشر در دسترس است.
تا بامروز حالت های شناخته شده، شامل اشخاصی می شود که در اثر تماس با يک منشايی از پولونيوم ـ بتا فرار، به آن مبتلا گشته اند.
در ميان افرادی که مقدار پلونيوم-۲۱۰ وارده در کل بدن آنان در بين ۰.۳۴ تا ۲.۴۱نانوگرم تغيير می کرد، تنها چند اختلال گذرای بی تاثير در اعمال کبدی از قبيل افزايش غلظت پلاسماتيک رنگ دان های پوستی و بی نظمی کليوی ديده شده است.

دنبالک:
http://news.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/32865

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'پلونيوم و مسئله محيط زيست، عطای انرژی اتمی را به لقايش ببخشيد! انور ميرستاری' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008