چهارشنبه 25 بهمن 1385   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ای سال های گمشده، ای آه...، شعری از رضا مقصدی

رضا مقصدی
اينجا / هر شاخه، حسرتی ست / کز آه ِ بامدادی ِ ما / می رويد. / پرواز / در نيمروز ِ هلهله ی بال های ماست / در شامگاه / هر چشم، آرزوی ِ درخشان ِ آفتاب. / آه... / ای حس ِ عاشقانه ی کمياب! / پيراهن ِ صميمی ِ عشقم / بر شاخسار ِ ياد ِ چه کس مانده ست؟ ... [ادامه مطلب]

کورش و عصبانيت کمونيستی! جمعه گردی های اسماعيل نوری علا

اسماعيل نوری علا
به راستی نمی دانم ملت ايران با خانم ماجدی چه بدی کرده که ايشان، در مقام ميراثی خود در رهبری حزب کمونيست کارگری، علاقه دارند کارگران ايران از زير بوته در آمده باشند و به ياد نياورند که روزگاری در سرزمين شان ـ مطابق اسناد ترديد ناپذير تاريخی ـ کارگران زن و مرد يک سان حقوق می گرفتند، مرخصی بارداری و بيماری داشتند، برای بچه هاشان مهد کودک فراهم بود، و حقوق ماهانه شان هيچ گاه عقب نمی افتاد؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

نامه اعتراضى ۱۵۱۰ معلم اخراجى مدارس استان كردستان در گفتگو با اسماعيل ايوبى رييس انجمن معلمان اخراجى، صدای آلمان

”خبرگزارى ديده بان حقوق بشر كرد” نامه‌اى با امضاى ۵۰۰ معلم و دبير مدارس شهرهاى مختلف كردستان را منتشر كرده كه به اخراج ۱۵۱۰ نفر از معلمان در استان كردستان اعتراض كرده‌اند. به عنوان نمونه ۳۳۴ نفر در سنندج، ۲۸۱ در مريوان، ۲۳۰ نفر در بانه، ۲۴۴ نفر در سقز و به همين ترتيب در ساير شهرهاى كردستان. اين معلمان كه از برخى از آنها در همان اولين سالهاى انقلاب اخراج شده‌اند همراه با خانواده‌هايشان در وضع بسيار بد معيشتى بسر می‌برند. آنها پس از شكايت‌هاى بسيار به مراجع قانونى در ايران و نگرفتن پاسخ، حال از سازمانهاي حقوق بشر و سازمان بين‌المللى كار و انجمن هاى معلمان كشورهاى جهان تقاضاى رسيدگى به وضع شان را دارند.

دويچه وله با اسماعيل ايوبى رييس انجمن معلمان اخراجى تماس گرفته و در مورد اين اخراجها پرسيده.

مصاحبه: مریم انصاری

آقای ایوبی ۱۵۱۰ معلم از بدو انقلاب تا بحال اخراج‌شده‌اند چرا حالا يك چنين نامه اعتراضي نوشته ميشود؟

اسماعيل ایوبی: ما تا کنون با تمام روسای جمهوری و رهبر و مسئولین کشور ایران همه مکاتبه کرده‌ایم. یعنی اگر در واقع حساب بکنیم، بیش از صدمن کاغذ به آنها نوشته‌ایم و جواب مثبتی به ما نداده‌اند. هر روز وعده و عیدی داده‌اند و بعضا بعد از یک مدتی نوشته‌اند آقا امکان ندارد شما را ببریم سر کاری یا حقوقی برای شما برقرار کنیم. همه‌ی نامه‌هایشان هست. در دوره‌ی آقای بهاالدين ادب که نماینده مجلس بودند به آنها هم نوشتیم، ایشان هم نامه نوشتند به آقای خاتمی. بعد از مدتی نوشتند به ما که مسئوليت با هیات عالی نظارت است، شما با آنها مکاتبه بکنید. با هیات عالی نظارت مکاتبه کردیم. هیات عالی نظارت نوشتند، شما نمی‌بایستی باهم دسته‌جمعی مکاتبه بکنید، بایستی بیایید یکی یکی احکامی که حکم اخراج‌تان هست باضافه‌ی نامه‌ای برای ما بفرستید تا بررسی بکنیم. و اخیرا رییس جمهور که آمدند اینجا هم بنده و هم عده‌ای دیگر نامه‌هایی برایشان نوشتیم بعنوان نماینده معلمان. متاسفانه ایشان هم جوابی ندادند و ادعا کرده‌اند نامه را به وزارت آموزش و پرورش و وزارت آموزش و پرورش هم داده‌اند به آموزش و پرورش سنندج و سنندج هم جواب منفی به ما داده‌اند. و ازخود دفتر ریاست جمهوری هم یک جواب بتازگی آمده، ۴روز قبل آمده،‌ ایشان هم جواب منفی داده‌اند.

جواب منفی به چی دادند، به اینکه این معلمان...

اسماعبل ایوبی: گفتند که ما نمی‌توانیم دیگر شما را به سر کار ببریم. چون آن احکامی که صادر شده قانونی بوده. در صورتی که در سال ۱۳۵۹ کمیسیون اصل ۹۰ خودشان، نوشته‌اند بعد از تاریخ ۶/ ۶/ ۵۹ احکامی که هیات پاکسازی و بازسازی نیروی انسانی برای اخراج معلمان یا کارمندان دیگر صادر کرده‌اند، غیرقانونی است. ما هم به استناد همین نامه و به استناد اینکه هیچکدام از ما محاکمه نشده‌ایم و همینجوری یکطرفه با نامه‌ی یکنفر بنام ارسطو ایرانی همه را اخراج کردند. یعنی بدون اینکه خودشان اطلاعی داشته باشند، محاکمه‌ای شده باشد. معمولا طبق قانون اساسی ایران یا قوانین بین‌الملل وقتی کسی متهم به اتهاماتی می‌شود، می‌بایستی خود در آنجا از خود دفاع بکند. هیچکسی از اینها را احضار نکرده‌اند که ازاخراج خودش دفاع بکند. در نتیجه همه را بدون جهت، بدون اینکه از خودشان دفاع بکنند یا وکیلی داشته باشند، اخراجشان کرده‌اند.

آقای ایوبی، آیا انجمن شما با سایر معلمانی که اخيرا در تهران در مقابل مجلس جمع شده بودند، هیچ ارتباطی دارد، هیچ سعی کرده‌اید در جمعی گسترده‌تر از فقط معلمان کردستان به خواسته‌هایتان رسیدگی بشود؟

اسماعيل ایوبی: ما قبلا چند مرتبه با آن معلمانى که در تهران بودند و فعالیت کردند و حتا تظاهرات ‌راه انداختند، با آنها تماس داشتیم و بعضى از آنها را گرفتند و زندانی کردند و ما دیگر نتوانستیم برویم آنجا. بعد مسئله‌ی دیگری هم هست. خودی و غیرخودی در اینجا مطرح است. آن معلمانی که به تازگى اعتصاب کرده بودند یا تحصن کرده بودند، خودی‌ها بودند. اگر ما که کرد هستیم و سنی‌مذهب هستیم و در استان کردستان زندگی می‌کنیم برویم آنجا و با آنها ارتباط برقرار بکنیم، خب مشخص است ما را هزاربار زندانی می‌کنند و اذیت‌مان می‌کنند. در نتیجه ما نتوانستیم با آنها تماس بگیریم. البته آنها نامه‌هایی نوشته بودند برای ما. ما هم قبلا جوابشان را دادیم کتبا، ولی اخیرا که تظاهرات کرده‌ و گویا در جلوی مجلس هم تحصن کرده‌اند، ما نرفتیم، با آنها تماس نداشتیم و ارتباط برقرار نکردیم. یعنی در کردستان بیشتر به ما ستم می‌شود، به ما ظلم می‌شود تا جاهای دیگر. یعنی آنها معلم بودند سر کار هستند و آنها اظهار می‌کنند که پولشان کم است، یعنی به اندازه‌ی عدالت دولت دیگر پول نمی‌گیرند. از این لحاظ حساب کرده‌اند. ولی به ما هیچی نداده‌اند. اخراج کردند... همین معلم‌ها را اخراج کردند، ۱۰شاهی بهشان ندادند و جز اینکه بنده خودم رفته‌ام کسور بازنشستگی را که ۳۶هزار تومان بوده و می‌خواستم در ایران هم نباشم، آنموقع گرفتم. یعنی برای ۱۸ سال سابقه‌ی خدمت برای بنده که اکثرا همینجور آنها پولهایشان را نگرفتند. یعنی کسور بازنشستگی‌شان را نگرفته‌اند. ۳۶هزارتومان که پولی نیست برای ۵ یا ۴ نفر خانواده.

الان این معلمان و خانواده‌هايشان در چه شرایطی بسر می‌برند؟



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 




اسماعيل ایوبی: متاسفانه یعنی روزانه شاید ۱۰ نفر پیش من می‌آیند یا تلفن می‌کنند که به‌قدری در مضیقه معیشتی هستند، به‌قدری ناراحت هستند که نپرسید دیگر. یعنی هرکسی می‌آید... کاری هم نیست که بتوانند کاری انجام بدهند. ما تقریبا به خاطر کارهای دیگر، کار کشاورزی یا کار پیمانکاری، گاهی اوقات [دستمزدی] می‌گیریم و امرار معاش‌مان اینجوری هست. بقیه حتا این کارها را نمی‌توانند بکنند. حالا من می‌توانم، تعداد دیگری هم می‌توانند این کارها را بکنند و [با آنکه] معلم بوده‌اند، برق‌کاری هم بلدند یا کارهای دیگری هم بلدند و از این طریق امرار معاش می‌کنند. ولی منتها نمی‌شود آن شغل اصلی که سالها زحمت کشیده و کار کرده‌اند روی آن مسئله‌ی معلمی و تعلیم و تربیت. بقول خود اینها که می‌گویند پیامبران شغل‌شان مثل شغل معلمی است،‌ شغل معلم‌مان شغل انبیاست که تعلیم کتاب و حکمت داده‌اند. حالا معلم را به اندازه‌ای در این شهرهای ما حقیر و خوار کرده‌اند که اصلا براستی نمی‌شود نام معلمی گذاشت.

شما از این موقعیتی که برایتان پیش آمده که صحبت بکنید آقای ایوبی، اگر بخواهید پیامی داشته باشید که به وضع‌تان رسیدگی بشود، چه حرفی دارید بزنید؟

اسماعيل ایوبی: من حرفم این است که بنده تقاضا می‌کنم از سازمانهای حقوق بشر، تقاضا می‌کنم که وضع این معلمان را به سازمان بین‌المللی کار برسانید که بتواند به ما از این لحاظ کمکی بکنند و این معلمان... زن هست روزانه می‌آید اینجا، ۵تا بچه دارد. خدا شاهد است آنقدر گریه می‌کند که من هم ناراحت می‌شوم. من هم هیچی ندارم، من هم مثل آنها هستم و [برای همین] نمی‌توانم به آنها کمکی بکنم. از این لحاظ واقعا خیلی ناراحت هستم و تقاضا می‌کنم از سازمانهای حقوق بشر و از تمام انجمن‌های معلمان در جهان که کمکی به این معلمان سنندج به هر نحوی که می‌توانند بکنند و فشار بیاورند به حکومت جمهوری اسلامی، بلکه حقوقی برای اینها برقرار بکنند. توجه فرمودید! و بیش از این اینها را در مضیقه قرار ندهند. مخصوصا اگر لطف بکنید،‌ این نامه‌هایی که نوشته شده، این صورتها را بدهید به سازمان بین‌المللی کار.


Copyright: gooya.com 2008