کتابخانه حقوق بشر



















سه شنبه 19 دي 1385

صدا و سيما و هويت زنانه، فريبا داودی مهاجر

فريبا داودی مهاجر
هر روز و به دفعات شاهد تبليغات سخيفی از صدا و سيما هستيم که هويت و شخصيت و منزلت زن را نشانه رفته است و سعی در درونی کردن نقش های خانگی به عنوان اولين وظيفه زن در اذهان مردان و زنان ايرانی دارد تا از طريق تکرار و جامع پذيری اجتماعی و انتقال حافظه کوتاه مدت به بلند مدت از زن چهره ای فرودست به تصوير کشد

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

زن جوان در حاليکه مشغول شستن توالت خانه است به تبليغ يکی از مواد شوينده می پردازد، چرا که همسرش به دليل اينکه خانه به اندازه کافی تميز نيست از او ناراضی و ناراحت است. زن با اقلام مختلف آن شوينده و در صحنه های مختلف آگهی تلويزيونی در حاليکه دختر کوچکش همواره در کنار اوست به شستن رخت در تشت و ماشين رختشويی ، شستن شيشه و انواع و اقسام کارهای خانه می پردازد و در نهايت شوهر جوان با لبخند و رضايت کنار زن می نشيند چرا که زن به تکاليف و وظايفش بخوبی عمل کرده و خانه کاملاً تميز است.

به هرحال هر روز و به دفعات شاهد تبليغاتی چنين سخيف از صدا و سيما هستيم که هويت و شخصيت و منزلت زن را نشانه رفته است و سعی در درونی کردن نقش های خانگی به عنوان اولين وظيفه زن در اذهان مردان و زنان ايرانی دارد. تا از طريق تکرار و جامع پذيری اجتماعی و انتقال حافظه کوتاه مدت به بلند مدت از زن چهره ای فرودست به تصوير کشد که به جز کارهای خانگی ، کار ديگری از او برنمی آيد. تبليغات و فيلم ها و سريال هايی که تماشاچی ها را به يک موقعيت ذهنی و سليقه ای مردانه فرا می خواند تا مردم از نگاه دوربين به هويت جنسيتی خود شکل دهند و در يک هجوم تبليغاتی آگاهانه و هدفمند انواع و اقسام کليشه ها از جمله کليشه های جنسيتی را فرا گيرند. فراگيرند که چگونه خريد کنند. چگونه رفتار کنند و يا چگونه تقسيم وظايف نمايند و در نهايت طبقه اجتماعی و پايگاه طبقاتی و اقتصادی و فرهنگی خود را شکل دهند. آگهی هايی که با برنامه های چند ثانيه ای و در فرآيند تکرار همواره زنان را در کنار ماشين ظرفشويی و جاروبرقی و تلفن ، ظرف ، پودر و ظروف و سينک آشپزخانه و رب و سس نشان می دهد و مردان را در بانک ها و کارخانه ها و بيمارستان و مراکز تجاری و انواع و اقسام فعاليت های اجتماعی و اقتصادی و سياسی. برنامه هايی که دختربچه ها در کنار مادر بخوبی وظايف آينده خود را تمرين می کنند تا پا جای پای مادران خود قرار دهند و به عبارتی با تصويرسازی از مردان قوی و عاقل و جسور و مدير و مدبر در مقابل زنان احساساتی و خرافاتی و تجملاتی و ترسو و پر حرف بی طرفی جنسيتی در رسانه ملی را زير سوال برده و بر يکی ديگر از مصاديق تبعيض جنسيتی صحه بگذارد.
ايری گاری فمينيست پسا ساختارگرا درباره چگونگی شکل پذيری هويت اجتماعی و چگونگی قبول مولفه ها و نقش های از قبل تعيين شده ای که افراد برای ورود به عرصه جامعه نيازمند آن هستند و شکل گيری هويت فلسفی يعنی مطابقت فرد با ويژگی هايی که برای انسان به عنوان موجودی متفکر، خردگرا، منطقی و انديشه و رز در نظر گرفته به هويت زنانه ای اشاره می کند که در اين فرآيند و در طول تاريخ در مقابل هويت مردانه که نقش ها و وظايف زنان را معين می کند به حاشيه رفته است. هويت مردانه ای که مبنای انديشه ، عمل ، گفتار ، تعيين چارچوب ها و خطوط قرمز و سياست های کلی و جزئی را معين کرده و با انواع و اقسام ابزار و وسايل آن را تعميق می بخشد و حتی به نظر می رسد حدود تحرک اجتماعی زنان را به وسيله قوانين ، اختيارات ، حقوق و عرف و عادت کنترل می نمايد.
ايری گاری معتقد است زنان و حتی مردان در مرحله هويت يابی که در دوره کودکی شکل گرفته است. چه دوره ای که زبان نياموخته و چه از طريق زبان آموزی يادگيری را آغاز و هويت پايدار اجتماعی خويش را رقم می زنند و در ادامه ارتباط با گروه همسالان و محيط و تاثيرپذيری از رسانه و تبليغات و آموزش و مشاهده مکرر با همسان پنداری هويت زنانه و مردانه خود را شکل می دهند. هويت زنانه ای که در مقابل اراده و سلطه مسلط که قانون را می نويسد و اجراء می کند و عرف و عادات را با روش های مختلف درونی می سازد به حاشيه رفته و در نهايت اين فرآيند و ياشايد در طول سال های طولانی است که معلوم می شود "او" يعنی چه کسی و بدون شک رسانه ها و ترسيم شخصيت و وظايف و حقوق اين "او" نقش ويژه ای را بازی می کنند که البته نشانگر نحوه نگاه آنان به زنان اعم از زنان داخل اندرونی و بيرون اندرونی ها می شود. برنامه هايی که آهسته آهسته زن خوب و زن بد را تعريف می کند. درباره آنها قضاوت می نمايد و در حذف و مرحله ای ديگر بين خوب ها و بدها نيز ته فرصت های باقيمانده را در حوزه های خصوصی و عمومی تقسيم می نمايد. گوشه چشمی به تبليغات روزمره و رايج همان آگهی هايی که سه نسل مادربزرگ و مادر و کودک را در آشپزخانه مشغول پختن پلو با مارکی خاص نشان می دهد و يا مادرانی که در روز بزرگداشت مقامشان رب گوجه فرنگی هديه می گيرند و يا دختربچه ای ۷ و ۸ ساله که با جاروبرقی با مارکی معروف مشغول جارو کردن خانه ای است که برادر خاکی و شيطانش با توپ فوتبال وارد شده و همه جا را کثيف می کند همه و همه قصد رواج باوری خاص که روابط حريم خصوصی و عمومی را بر اساس سلائقی خاص تعريف می کند ، دارد. روابطی که بر اساس آن فرصت ها و منابع قدرت به شکل تبعيض آميز تقسيم شود و اتفاقاً زنان در اين پروپاگاندای تبليغاتی بعضاً با علاقه و طيب خاطر اين تبعيض ها و چهارچوب ها را بپذيرند و يا حتی از کنار اين نا برابری و اطاعت و تمکين راهی به بهشت باز کنند و در سايه خدمت به مردان به آرامش ابدی دست يابند. پذيرشی که تبعات اقتصادی و اجتماعی و سياسی گوناگونی را نه تنها برای زنان که در روند توسعه پايدار برای آحاد ملت ايجاد می کند.
و بدون شک دستاورد نخست اين توزيع نابرابر قدرت و جايگاه نابرابری است که در عرصه های مختلف برای زنان ايجاد می شود و متاسفانه قانون به ياری چنين طرز فکری آمده و رياست خانواده و حق طلاق و حق مسافرت و حق تعيين مسکن و بسياری از اختيارات ديگر را به مرد اختصاص می دهد.و در نتيجه موقعيت فرودستی زنان را در جامعه تشديد می نمايد. در چنين شرايطی اندک زنانی که مايل به مشارکت سياسی و اجتماعی هستند در موقعيت نابرابر قادر به لابی و چانه زنی برای کسب موقعيت برنده برنده برای کسب قدرت سياسی و امتيازات ناشی از آن نيستند و در نتيجه بايد بنشينند تا مردان از روی اجبار سهميه ای ناچيز به زنانی خاص که پشت آنها سينه می زنند و مطالباتی بيش از مطالبات مردان ندارند اختصاص داده و کارت ورود به عرصه سياست و مديريت های ارشد را به آنها بدهند. زنانی که همواره وامدار مردانی هستند که آنها را در ليست های مختلف قرار داده و هرگز نمی توانند عمل يا حرفی فراتر از خواست مردان سياسی خود بزنند.
از سويی ديگر پذيرش تعاريف سليقه ای از نقش های تبعيض آميز قدرت اقتصادی و در نهايت استقلال اقتصادی زنان را محدود می کند به گونه ای که فقر زنان را که منحصر به پايگاه و طبقه ای خاص نيست در جامعه گسترش می دهد و بر اساس روابط اقتصادی تعيين کننده را پيرامون کار و نقش مردان معين می کند.
زن فقير و زنی که حتی خانواده اش فقير نيست اما خودش هيچ اختياری برای مديريت اقتصادی خانواده ندارد و فاقد هرگونه درآمد و پس اندازی است قدرت هيچگونه اعتراض و يا تغييری در وضعيت خود ندارد. خشونت خانگی را تحمل می کند و زيربار هرگونه اعمال قدرتی از سوی مرد می رود و متاسفانه مردان قانونگذار با اعطای حق کار زنان با اجازه مردان استقلال اقتصادی زنان را ذبح و کنترل همه جانبه زنان را به مردان اعطا می کند به گونه ای که زن برای بيرون رفتن از خانه، برای درس خواندن و حتی برای ديدن پدر و مادر نياز به اجازه همسر دارد.
چرا که هرگونه تمرد، نفقه و سرپناه را از او باز می ستاند و يا می تواند او را از ديدن فرزندانش محروم کند. فراموش نکنيم اين فقر ناشی از نقش هايی است که زنان به دليل زن بودن به عهده گرفته اند. کار خانگی يکی از نقش هايی است که وظيفه محسوب شده و از لحاظ مادی بی ارزش تلقی می شود و در يک فرآيند تبليغاتی چنان از اين کار خانگی تعريف و تمجيد می شود که زنان باور می کنند هيچ کاری برای آنها بهتر از اين نيست و اين کار را جزء لاينفک زنانگی خويش به حساب می آورند. ادامه غرايز طبيعی و بيولوژيکی که برای آن آفريده شده اند.
به تبليغات پشت اتوبوس های شرکت واحد توجه کرده ايد؟ به تبليغ ماليات که مرتب می گويد بچه پدران شما چرخ های اقتصادی مملکت را می چرخانند گوش کرده ايد. شاهکار تبليغاتی طرح بيمه ايران را ملاحظه فرموده ايد و اساساً تمامی اين برنامه ها را با اندکی ريزبينی تحليل کرده ايد؟ فی الواقع چگونگی به تصوير کشيدن زنان در رسانه ها يک مساله پيچيده و بسيار ظريفی است که متاسفانه زنان با نگاه جنسيتی در آن هيچ نقشی ندارند و می تواند حتی زنانی را که با تلاش به عرصه آمده اند همواره وامدار و متشکر کند که از حقوق حقه خود گذشته اند و به زنان اجازه داده اند که در بيرون از خانه کار و فعاليت کنند. آنهم به شرطی که اين کار لطمه بر حقوق مردان و شوهران نزند و اين ستم مضاعف به زنانی است که همواره دلهره از دست دادن شغل خود را دارند و يا دلهره آنکه مبادا کار به وظيفه اول آنها يعنی مادری و همسری لطمه وارد کند.
بدون شک از ديگر پيامدهای کار خانگی که هر روز به انحناء مختلف بر آن تاکيد می شود شکاف عميق اطلاعاتی بين مردان و زنان است. زنان به دليل خانه نشينی و يا شغل هايی که راه به مديريت ارشد و ميانی ندارد از دسترسی به اطلاعات و تحولات جاری محروم می شوند. ارتباطات اجتماعی شان محدود به همان حوزه مسئوليتی شان می گردد. روحيه جمع گرايی آنها طبيعتاٌ کاهش پيدا کرده و کار جمعی را آموزش نمی بيند و عدم دسترسی به اطلاعات و يا مهارت های زندگی جمعی امروزی آنها را در عقب ماندگی آموخته شده ديگری قرار می دهد. يک چرخه عقب ماندگی که همواره مردان رئيس هستند و زنان مرئوس. مردانی که اختيار کليه امور زندگی و اجتماعی را در دست دارند و زنانی که بايد در هر دو عرصه تابع و اطاعت پذير باشد و بالاخره ما شاهد جامعه ای خواهيم بود که به دليل سرکوب تمايلات و خواسته ها و نيازهای بخشی از جامعه دچار انواع و اقسام خشونت ها ، سرخوردگی ها ، آسيب های اجتماعی و بيماری های روانی است. خودسوزی ها و خودکشی ها و ديگرکشی ها ، فرار از خانه و آمار بالای طلاق ، فرزندانی که طعم واقعی آرامش و همدلی را نچشيده و گاهی خود خشونت را نسبت به نزديکان و دوستان باز توليد می کنند. جامعه ای بيمار و رنج ديده ، رنج ناشی از تبعيض و بغض های فروخورده.
شايد بهتر باشدمسئولان و برنامه ريزان جامعه ما به جای دفاع از مناسبات موجود و تاکيد بر استمرار آن به سبب شناسی واقعی پرداختند و با کمک محققان و سازمان های غير دولتی مستقل و کارشناسان و به دور از توهم توطئه به حل مشکلاتی بپردازند که در زير پوست شهر جريان دارد و تمام زيرساخت های اجتماعی و اخلاقی ايران را در يک سرازيری تند با شتابی بی اندازه به سمت فروپاشی هدايت می کند.

دنبالک:
http://news.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/32525

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'صدا و سيما و هويت زنانه، فريبا داودی مهاجر' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008