دوشنبه 20 آذر 1385   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ای سال های گمشده، ای آه...، شعری از رضا مقصدی

رضا مقصدی
اينجا / هر شاخه، حسرتی ست / کز آه ِ بامدادی ِ ما / می رويد. / پرواز / در نيمروز ِ هلهله ی بال های ماست / در شامگاه / هر چشم، آرزوی ِ درخشان ِ آفتاب. / آه... / ای حس ِ عاشقانه ی کمياب! / پيراهن ِ صميمی ِ عشقم / بر شاخسار ِ ياد ِ چه کس مانده ست؟ ... [ادامه مطلب]

کورش و عصبانيت کمونيستی! جمعه گردی های اسماعيل نوری علا

اسماعيل نوری علا
به راستی نمی دانم ملت ايران با خانم ماجدی چه بدی کرده که ايشان، در مقام ميراثی خود در رهبری حزب کمونيست کارگری، علاقه دارند کارگران ايران از زير بوته در آمده باشند و به ياد نياورند که روزگاری در سرزمين شان ـ مطابق اسناد ترديد ناپذير تاريخی ـ کارگران زن و مرد يک سان حقوق می گرفتند، مرخصی بارداری و بيماری داشتند، برای بچه هاشان مهد کودک فراهم بود، و حقوق ماهانه شان هيچ گاه عقب نمی افتاد؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

وضعيت سنجی نظام آموزشی ايران، خسرو زرتاب

khosrozartab@yahoo.de

اين نوشته به رشته تحرير آمد تا که زوايايی از نظام بيمار آموزشی ايران را با توجه به اهميتی که روش آموزش در رشد وبالندگی فرزندان اين مرزو بوم دارد ، باز تابد.
همانگونه که اهل خرد ميدانند آموزش به دو شيوه انجام شدنی است يکی شيوه ای که مبتنی بر استبداد وپايدارنده آن است : شيوه ای يک سويه که در آن مطالب ومباحث از جانب آموزگار ( از سطح ابتدايی تا دانشگاه ) بسوی آموزش گيرنده سرريز ميشود ودر اين شيوه يادگيرنده هيچ نقشی ندارد جز اينکه مطالب را به ذهن خود بسپارد وهنگام امتحان آنها را پس دهد .نظام های آموزشی ايران چه پيش از انقلاب وچه پس از آن همواره بر اين شيوه استوار بوده و هست . در اين شيوه ذهنيت بچه ها فعال نميشود بلکه منفعلانه به حفظ آنچه به او می دهند می پردازد.
اين روش نه تنها خود،استبدادی است بلکه به دليل دوام انفعال ذهنی در افراد که تنها نقش گوش دهنده ، حفظ کننده وباز گو کننده محفوظات را بازی ميکنندوبه مرور به ملکه ذهن آنها تبديل ميشوداز عوامل پايداری استبداد است وچه بسی حاکمان پيش وپس از انقلاب آگاهانه بر اين روش اصرارداشته و دارند . کما اينکه پس از گذشت ۲۸ سال از انقلاب نسبت به تغيير آن اقدام بايسته ای بعمل نيامده است .بنابراين
" سيستم" آموزشی ايران مبتنی بر اين اين شيوه شکل گرفته ودر حال ادامه حيات است.
اما در دنيای پيشرفته امروز روش ديگری برای آموزش بکار گرفته ميشود :
روشی که براساس اصالت انسان و حقوق او شکل گرفته است . روشی که انسان را نه منفعل که فعال ميخواهد. ومن از آن به" نظام آموزش دو سويه " ياد ميکنم . در اين نظام اصل بر مشارکت آموزش گيرنده در فرآيند آموزش است . مهمترين چيزی که در اين شيوه به بچه ها آموخته ميشود اينست که آنها صاحب عقل وفکرند .در اين شيوه چگونه فکر کردن" کليد رشد" است و بچه ها آنرا می آموزند . در اين شيوه برخلاف نظام آموزشی" يک سويه" که" بازگو کردن "طوطی وار آموخته ها" ارزش است ،"پرسش" ارزش تلقی ميشود ."پرسيدن وگفتگوی همه جانبه" راهگشای يادگيری است . "پرسش ها" فضاهای تازه ای می آفرينندکه نه تنها بچه ها که آموزگاران نيزدر اين فضا پيوسته در حال ياد گيری اند.آموزش ورشد، دوسويه وکامل است وهمواره به فضاهای تازه راهبر. در اين شيوه بچه ها به استعداد طرح پرسش های نو ، مشارکت وراهبری خود آگاهی می يابند . اين شيوه اما پيش نيازی دارد که با پايه های نظام های استبدادی در تعارض است و آن "ارزشمندی انسان" است . در اين شيوه امکانات، معلمان ، کتاب ها ، همه وهمه برای بچه ها ودرخدمت آنهاست.درحاليکه در نظام"يک سويه" همه چيز درخدمت حفظ سکون وضع موجود و"تثبيت سکون" است ! نظام آموزشی ايران علاوه بر همه مضراتی که اين سيستم بر فرزندان اين مرزو بوم تحميل ميکند زمان و عمر آنها را نيز هدر ميدهد . اين نظام بخشهايی از بهترين دوره های عمر بچه ها را در گيرودار وضع موجود و"آموزش يک سويه" به اتلاف ميکشاند. نظام آموزشی يک سويه که "نمره"دادن ونمره گرفتن در آن تعيين کننده است پيوسته نگرانی ، التهاب وفشار عصبی بر بچه ها حاکم است و شادابی کودک ونوجوانی آنها را تحت تاثير قرار ميدهد . دوره ای که پر نشاط ترين دوره عمر آدمی است با" استرس" ونگرانی های بی مورد خراب می شود وحاصلش جز افسردگی ، خشونت ، بی تابی وپيری زودرس برای فرزندان ما نيست .
وضعيت سنجی نظام آموزشی در ايران :
در اينجا به ارزيابی ابزارهای اين نظام می پردازيم ابزارهايی که عبارتند از فضاهای آموزشی، آموزگاران وکتاب ها :آموزش وپرورش نظام ولايت فقيه نه تنها قادر به تامين امکانات مطلوب برای تعداد رو به افزايش دانش آموزان نيست که حتی از تامين اولين ملزومات مورد نياز هم عاجزبوده تاجائيکه سرانه آموزشی هردانش آموز در اين نظام دو هزار تومان است !
از اين رو مدارس غير انتفاعی را باب کردند که به قول مسئولين مربوطه بناست تا ۳۰% کل مجموعه آموزشی را پوشش دهد.اما اين مدارس نيز بر پايه همان" نظام آموزش يک سويه" تشکيل شده وميشوند.يعنی دقيقا" همان راهی را ميروند که اين نظام برايشان ترسيم کرده است . ايرانيان به خوبی شاهدندکه دراين مدارس هيچ ابتکار وفکر نويی برای خروج از چهارچوبهای مقرر نظام حاکم به چشم نميخورد. اما از آنجائيکه در نظام استبدادی" واژه ها" معمولا" ازمعنی تهی شده وتنها قالبی باقی می ماند که از"زور" پر شده است واژه" غير انتفاعی" نيز به همين بليه مبتلاست وبه ضد خود تبديل شده است يعنی ايرانيان امروزه و پس از تجربه ، از واژه مدارس غيرانتفاعی ، دقيقا" مفهوم ضد آن را در ميابند يعنی مدارسی که " پول" در آنها حرف اول را می زند وچون شکل گيری اين مدارس عموما" بر محور" سود" بيشتر است مسابقه ای بر پايه دو محور ميان آنها در گرفته است . دو محوری که یـکی" نام آوری" و دیـگری" شهریـه بـيشتر" است طبيعی است کـه چـون محور اصلی" سـود بـيشتر" است
"نام آوری" نيز برای افزايش شهريه بکار می آيد .اما" نام آوری" اين مدارس چگونه حاصل ميشود ؟
۱- با گزينش بهترين بچه ها از طريق برگزاری "کنکور" برای ثبت نام آنها و ۲- با افزودن بر فشاربيشترو بيشتر روی اين بچه ها وافزودن برحجم کار دانش آموزان نسبت به مدارس دولتی . يعنی اينها بدون کمترين توجهی به شرايط جسمی و روحی کودکان ونوجوانان ونياز آنها به حفظ شادابی دوره کودکی ونوجوانی وافزايش آن برای فراگيری در محيطی شاد و پر نشاط ، معکوس عمل کرده فقط و فقط به افزايش فشار کار وتراکم دروس ميپردازند . اين چنين شرايطی سخت ودشوار به بچه ها وخانواده ها تحميل می شودو دربسياری از موارد در پايان سال اول به جای افزايش انگيزه آنها را دچار" درس زدگی"می کند .
اما چون گزينش اوليه آنها ازميان با استعداد ترين بچه هاصورت گرفته به هرحال اينها نسبت به سايربچه ها نتايج بهتری را درکنکوردانشگاه ها کسب می کنند وهمين امر تبليغات اين مدارس را دامن می زند اما هرگز ودر هيچ مدرسه ای ديده نشده که" ميانگين رشد " بچه ها ارزيابی شود وبعنوان حاصل کار مدرسه ارائه شود . از سوی ديگر چون حقوق معلمان اين گونه مدارس نيز قابل مقايسه با حقوق دولتی آنها نيست انگيزه و درخواست کار از سوی معلمان توانا در اينگونه مدارس به مراتب بيش از مدارس دولتی است بنابراين معلمهای بهتری در اينگونه مدارس به کار گرفته می شوند واز طرفی مدارس نيز از نام آنها در تبليغات استفاده می کننديعنی مدار بسته ای بر محور پول وسود بيشتر ايجاد ميشود ودر اين مدار وافزايش درآمد معلمين آنکه در فشار مضاعف قرار ميگيرد دانش آموز است که وسيله" نام آوری" مدرسه ميشود واين ماجرا ادامه يافته تا جائيکه شهريه ها آن چنان زياد شده که پاره ای از مسئولان دولتی را هم به فغان آورده است و در مجموع چنانچه گفته شد در اين مدارس هم "در" بر همان پاشنه است که در مدارس دولتی :" نظام آموزش يک سويه" .
اما معلمين در رقابت حضور در مدارس غير انتفاعی( انتفاعی)در گيرميشوند و بنابراين انگيزه آنها نسبت به حضور در مدارس دولتی کم می شود به اين ترتيب مدارس دولتی از معلمين شايسته خالی ميشود وآنان هم که در مدارس دولتی می مانند بی انگيزه ، بی شورو بی توجه به بچه ها به کار خود ادامه می دهند .
کتب درسی اما خود مجموعه ای ديگر است و کاملا" گويا از نظام حاکم :
برای هر بيننده بی طرفی که کمترين آشنايی با نظام آموزشی پيشرفته داشته باشد ملاحظه حجم بسيار زياد کتب درسی دانش آموزان تعجب آور است . تعجب آورتراما محتوای اين کتابهاست .
در حوزه کتب علوم انسانی حتی قسمتهايی از تاريخ اين سرزمين حذف شده و قسمت های ديگری پر از تحريف است .کاری که عقب مانده ترين کشور ها نيزبا نسل جوان خود نمی کنند. علاوه بر همه اينها در سالهای پس از انـقلاب هميشه بـحث اسلامی! کردن علوم داغ بـوده وآثار چنیـن نـگرشی در کتابـهای علوم تجربی بچه ها نيز قابل مشاهده است! برنامه های ورزشی هم مانند زمان پيش از انقلاب انگار زائده ای است بر اندام آموزشی اين نظام. برنامه ای که به هيچ رو جدی گرفته نمی شود در حاليکه به دليل پيدايش "کامپيوتر" ونشستن دانش آموزان پای آن برای ساعتهای طولانی، نياز بدن آنها به برنامه های ورزشی که تن خسته آنها را از نشستن وخواندن و خواندن و... برهاند . صد چندان است اما دريغ که در اين نظام آنچه اهميت واحترامی ندارد جسم وجان انسان است وحاصل کار چنين نظامی، اضطراب و حيرانی فرزندان ومادران و پدران است که پيش وپس از" کنکور" به آن دچارند و احيانا" فرزندان در رشته هايی قبول ميشوندکه ميلی به آنها ندارند.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





اگربه مجموعه مدارس تحت پوشش اين نظام خوب بنگريم فراوان نشانه ميابيم از بی حرمتی هايی که به بچه ها وجوانان ايران زمين در مدارس اين نظام آموزشی می شود که همه وهمه حکايت از تسری نظام استبـداد بـه همه شئـون مملکت و فـرهنگ ما دارد . بی حرمتی هايی که گاهی تا تنبيه بدنی هم کشیـده می شود وکار را به آنجا رسانده که بعضی از دانش آموزان را به بيماريهای روانی وافسردگی وحتی خودکشی کشانيده است واخبار آن در روزنامه های کشور اينجا وآنجا ديده می شود . وقتی اينها را به آمارتصادفاتی که هنگام بردن بچه ها به اردو ها تحت مسئوليت مسئولان چنين نظام آموزشی رخ داده و بچه ها ی مردم را به کام مرگ کشانده بيفزائيم ، ميزان تاسف از حد بيرون است واينها همه نيست جز عوارض استبداد نظام حاکم و نظام " آموزش يک سويه" جاری . بی توجهی معلمان کشور به آنچه در حال وقوع است و درگيری پدران ومادران ايرانی درتامين معاش و نديدن" اتفاق"، هرگز از مسئوليت آنها نمی کاهد . اتفاقی که نسل های ايرانی را روبه انحطاط می برد.
اما از سوی ديگر توانايی واستعداد وروشن بينی فرزندان ايران زمين مايه های اميد را در دل ما زنده می دارد وپيوند اين روشن بينی با انديشه های نسل استوار بر استقلال وآزادی ، جامعه را به آگاهی وحرکت کشانده ، شادی، آزادی وآبادی اين سرزمين را نويد می دهد.


Copyright: gooya.com 2008