چهارشنبه 10 آبان 1385   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ای سال های گمشده، ای آه...، شعری از رضا مقصدی

رضا مقصدی
اينجا / هر شاخه، حسرتی ست / کز آه ِ بامدادی ِ ما / می رويد. / پرواز / در نيمروز ِ هلهله ی بال های ماست / در شامگاه / هر چشم، آرزوی ِ درخشان ِ آفتاب. / آه... / ای حس ِ عاشقانه ی کمياب! / پيراهن ِ صميمی ِ عشقم / بر شاخسار ِ ياد ِ چه کس مانده ست؟ ... [ادامه مطلب]

کورش و عصبانيت کمونيستی! جمعه گردی های اسماعيل نوری علا

اسماعيل نوری علا
به راستی نمی دانم ملت ايران با خانم ماجدی چه بدی کرده که ايشان، در مقام ميراثی خود در رهبری حزب کمونيست کارگری، علاقه دارند کارگران ايران از زير بوته در آمده باشند و به ياد نياورند که روزگاری در سرزمين شان ـ مطابق اسناد ترديد ناپذير تاريخی ـ کارگران زن و مرد يک سان حقوق می گرفتند، مرخصی بارداری و بيماری داشتند، برای بچه هاشان مهد کودک فراهم بود، و حقوق ماهانه شان هيچ گاه عقب نمی افتاد؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

مرد روشنفکر هم سیلی می زند، شهرزاد نيوز

سامان فرهادی - شهرزاد نیوز - جامعه ی تحصیلکرده ایران که مدت هاست مباحثی چون رعایت حقوق بشر، آزادی های مدنی و فردی، تحمل مخالف و احترام به حقوق دیگران و دموکراسی طلبی را سرلوحه جریان فکری خود قرار داده است، در درون خود از تنش ها و تناقضاتی رنج می برد. این پارادوکس ها را بیشتر باید در تضاد میان حرف و عمل مردان تحصیلکرده و روشنفکری دانست که در تلاش هستند تا جامعه ی بحران زده ی ایران را نجات دهند. رفتار این مردان در حوزه ی خصوصی شان، نمادی ترین محل بروز این تناقضات است.

مصاحبه ی زیر، گفت و گو با یکی از زنانی است که همسر تحصیلکرده ای دارد. او مایل نیست تا نام کاملش در مصاحبه ذکر شود اما می گوید همسرش استاد جامعه شناسی یکی از دانشگاه های دولتی و نویسنده ی مطبوعاتی نشریات روشنفکری در ایران است.

«محبوبه. ع» می گوید: «وقتی همسرم مرا نیمه شب با لباس خواب از منزل آپارتمانی بیرون انداخت، متوجه شدم، تا چه اندازه روشنفکران ما در مواجه با زنان درمانده هستند.» محبوبه، اگر چه آن شب را تا صبح در منزل همسایه به سر برد، ولی همچنان می گوید: «من فقط حقم را می خواستم.»

وی در مورد اعمال خشونت های همسرش گفته بود: «به خاطر رفتارهایت درخواست طلاق خواهم داد» و همسرش نیز در پاسخ، محبوبه را با همان وضعیت از آپارتمان بیرون انداخته بود.
«هر غلطی می خواهی، بکن» این فریاد همسرش بود که از آن سوی درب آپارتمان به گوشش رسید.

محبوبه در ادامه به نوع خشونت های همسرش اشاره می کند و می گوید: «گاهی می زند، گاهی فحاشی می کند. گاهی مرا از برخی فعالیت ها منع می کند و استدلالش هم این است که فضای جامعه برای حضور زن مناسب نیست.» همسر محبوبه هم اکنون در گروه های حقوق بشر فعالیت دارد. نوشتارهای مختلفی نیز تاکنون در نشریات روشنفکری از او به چاپ رسیده است.

محبوبه عمده ترین مشکلش را این می داند که نمی تواند صدای اعتراضش را به جامعه برساند. وی ادامه می دهد: «وقتی درباره ی رفتارهایش با خانواده ام صحبت می کنم، باورشان نمی شود که وی آدمی است که می تواند بزند. اغلب هم مقصر مرا می دانند و از من می خواهند تا در گفتار و خواسته هایم تجدید نظر کنم.»



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





محبوبه زمانی را که به دادگاه خانواده مراجعه کرده بود تا درخواست طلاق بدهد را بدترین لحظات زندگی خود می داند. اومی گوید: «نمی دانستم واقعا چه برایم پیش می آید؟» از وکیلش می گوید که با خواندن نام همسرش به عنوان متهم، تعجب کرده بود و از او پرسیده بود: «واقعا ایشان شما را از خانه بیرون انداخت؟»

محبوبه می گوید بیشترین فشار از سوی جامعه به او وارد می شود. چرا که همسرش به عنوان یک روشنفکر، در میان دیگر روشنفکران و تحصیل کردگان دانشگاهی مشروعیت دارد. او می افزاید: «شاید اگر همسرم یک انسان سنتی بود، خیلی راحت تر در مقابلش می ایستادم.»


Copyright: gooya.com 2008