خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: اجتماعي - آموزش و پرورش
درحاليكه هم اكنون اكثر نظامهاي تعليم و تربيت در دنيا، آموزش تلفيقي و درهم تنيده بر پايه علم و تكنولوژي را محور توسعهيافتگي خود قرار دادهاند، در كشور ما نگاههاي نفتي هنوز به آموزش و پرورش با 5/14 ميليون مخاطب به عنوان پايه «توسعه دانايي محور» گوشه چشمي نينداختهاند و به اذعان كارشناسان، دانشآموزان ايراني بر مبناي مقتضيات عصر فراصنعتي و نانوتكنولوژي تربيت نميشود.
به گزارش گروه اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران امروز مفتخريم كه در هر بخش و دهستان كشور، دانشگاه داريم؛ اما بيكاري، ناتواني در حل مسايل زندگي و رشد طلاق جامعه را با چالش مواجه كرده و بدتر از همه اينها، لطمات مردودي دانشآموزان آيندهساز كشورمان، سالانه ميلياردها ريال هزينه به دولت تحميل ميكند.
از سويي، كنكور تمام تصوير آينده دانشآموزان را به خود معطوف كرده و از سويي ديگر، اقتصاد ايران به جاي «دانش محوري»، «نفت محور» و به بزرگترين آفت تعليم و تربيت در كشورمان تبديل شده است؟
نگاهي به آموزش و پرورش كشورهاي توسعهيافته، اين دردها را بيشتر آشكار و توجه مسؤولان به درمان آنها را ضروريتر ميكند.
بر اساس يافتهها و مشاهدات كارشناسان از نظام آموزشي ژاپن، 5 اصل مهم «تاكيد بر رشد اجتماعي» ، «ضابطهمندي فرصتهاي مساوي آموزش براي همگان» ، «مربي بودن معلمان» ، «تفريح و شادي» و «آموزش تمام كودكان با يك روش» به عنوان اصول مهم آموزشي، عامل اصلي توسعه نظام تعليم و تربيت اين كشور شناخته ميشود.
همه ميدانيم كه در مدارس، تنها دروس علمي آموخته نميشوند؛ دانشآموزان ژاپني در مدرسه تضادي را كه در زندگي اجتماعي وجود دارد، ميآموزند؛ زندگي اجتماعي ايجاب ميكند كه هر كس جنبههايي از فرديت خود را به منظور برآوردن خواستههاي گروه اجتماعي زير پا بگذارد، در عين حال هر فرد فقط با عملكرد خود در مقام عضوي از گروه ميتواند به زندگي پرمعنا و ارزشمند دست يابد. البته اين شناخت از موقعيت انسان، منحصر به ژاپن نيست، اما در مقايسه با بسياري ديگر از كشورها، از جمله ايران، ژاپنيها سهم زيادي از آموزشهاي خود را به اين امر اختصاص دادهاند.
به گزارش ايسنا اين معنا امروز در جامعه ما تحت عنوان مهارتهاي زندگي در آموزش و پرورش بيان ميشود.
دكتر اقبال قاسمي پويا، كارشناس تعليم و تربيت در اين زمينه به ايسنا ميگويد: منبع تربيت دانشآموزان ايراني، معلمان و والديني هستند كه اساسا اجازه چندان مشاركتي در آموزش و پرورش نيافتهاند و بايد مطيع مديران مدارس باشند، چرا كه حق تصميمگيري در نحوه آموزش را ندارند.
وي با تاكيد بر اين كه توسعه آموزش و پرورش بايد محور اساسي تفكرات در جامعه قرار گيرد، اظهار ميكند: متاسفانه به جاي در نظر گرفتن واقعيات عصر علم و تكنولوژي، به خيال و وهم مبتلا و به دليل شعارزدگي و سياستزدگي در نظام تعليم و تربيت با نوعي واقعگريزي روبرو شدهايم و به همين علت هنوز به توسعه لازم دست نيافتهايم.
قاسميپويا در تحليل نحوه اثرگذاري اين نوع عملكرد بر نظام تعليم و تربيت كشور با بيان اين كه هم اكنون نظام واقعي آموزشي دنيا به علم و تكنولوژي به عنوان عوامل توسعه توجه دارد، ادامه ميدهد: هم اكنون نظامهاي آموزشي دنيا برنامههاي تلفيقي و درهم تنيده آموزشي را دنبال كرده و بر اين مبنا فيزيك با شيمي و شيمي با رياضيات همراه شده است و بر اين پايه ديگر آموزش «تكدرس» معنا نداشته و بجاي آموزشهاي تكرشتهاي، آموزش «ميانرشتهاي» و «چند رشتهاي» مطرح شده است.
وي با اظهار تاسف نسبت به اين كه هم اكنون در نظام آموزشي كشورمان همچنان معلم تاريخ از جغرافيا و فيزيك از شيمي خبر ندارد، اذعان ميكند: در كشورهاي توسعهيافته، تدريس، درهم تنيده شده و هياتهاي آموزشي با هدف دستيابي به جامعه رو به توسعه، بين دروس هماهنگي ايجاد ميكنند.
به گفته اين كارشناس تعليم و تربيت از مشكلات اصلي نظام آموزشي كشور آن است كه برنامهريزان آن در اكثر مواقع ميخواهند ذهن و ايدئولوژي از پيش تعيين شده خود را پيش ببرند؛ لذا اين ايدئولوژي براي دستيابي به توسعه مشكلآفرين ميشود.
به گزارش ايسنا، تحقيقات هم نشان ميدهد كه 99 درصد كودكان ژاپني در مدارس ابتدايي دولتي كه نظام مالياتي خاصي از آنها حمايت ميكند، مشغول به تحصيل هستند. اين نظام مالياتي به گونهاي تنظيم شده كه هزينه آموزش كودكان ژاپني در تمامي شهرها و روستاهاي اين كشور يكسان باشد؛ بطوري كه اگر مناطقي از شهرها يا ايالتهاي ثروتمند بخواهند هزينههاي آموزشي خود را افزايش دهند، بايد هزينههاي آموزشي تكتك مدارس كشور را افزايش داده و بار مالياتي آن را نيز متحمل شوند.
ژاپنيها همچنين معتقدند همانطور كه منابع آموزشي براي كودكان يكسان است، تجربههايي كه دانشآموزان در مدرسه كسب ميكنند نيز بايد مثل هم باشد، چرا كه ژاپنيها اعتقاد راسخ دارند براي رشد افراد، تجربه مهمتر از تفاوتهاي ذاتي است. در نتيجه طبق مطالعات تطبيقي بهترين دانشآموزان ژاپن در آزمونهاي بينالمللي تحصيلي از بهترين دانشآموزان آمريكايي پيشي گرفته و نمره دانشآموزان متوسط ژاپني در اين آزمونها از نمره دانشآموزان متوسط آمريكايي بيشتر بوده و ضعيفترين دانشآموزان ژاپني نمراتي به مراتب بالاتر از ضعيفترين دانشآموزان مدارس آمريكايي دارند.
اين در حاليست كه در ايران جداي از مردودي سالانه يك ميليون دانشآموز، كارشناسان نسبت به موقعيت دانشآموزان در مطالعات جهاني «تيمز» و «پرلز» اظهار تاسف و اين پرسش را مطرح ميكنند كه «چرا اين مهم به عنوان هشدار، به اندازه كافي مورد توجه جامعه قرار نگرفت؟»
قاسميپويا، همچنين عدم مشاركت را علاوه بر واقعيتگرايي از موانع توسعه آموزشي در كشورمان بيان و تاكيد ميكند: هم اكنون نماد اين مشاركت در كشوري همانند آمريكا به عنوان ثروتمندترين كشور جهان در قالب هياتهاي آموزشي حتي در حد تعيين مطالب كتابهاي درسي ديده ميشود، يعني در حال حاضر بر اساس گزارش سازمانهاي بينالمللي، موسسات غيردولتي بال، بازو و دست آموزش و پرورش كشورهاي جهان هستند و لذا تنها به يك وزارتخانه تكيه نميشود.
وي اذعان ميكند: متاسفانه بر خلاف اين رويكرد جهاني، آموزش و پرورش ما خود را «تافته جدا بافته» دانسته و خيلي به مردم، والدين، متخصصان و اهل نظر وقعي نگذاشته و خود را محور تنظيم برنامه و ديگران را مطيع ميداند.
اين كارشناس تعليم و تربيت، لازمه ايجاد تحول بنيادي در آموزش و پرورش و حركت همسو با تعليم و تربيت جهان را تغيير شرايط اقتصادي و اجتماعي جامعه خوانده و تصريح ميكند: هم اكنون نزديك به 70 درصد اقتصاد ايران را نفت ميچرخاند ؛ لذا در حاليكه جهان از «داناييمحوري» ياد ميكند، ايران به اين امر تنها در حد حرف اكتفا كرده است.
قاسميپويا با بيان اين كه هم اكنون مسايل مالي در جامعه از مشاركت و تفكر مهمتر است، به ايسنا ميگويد: اگر به جاي اين كه در به در، دنبال دريافت پول بوديم، از افراد، انديشه، تفكر و مغز ميخواستيم و به آنها عمل ميكرديم، اولا شاهد فرار مغزها نبوديم و ثانيا متفكران بزرگي از بطن اوليا و مربيان تربيت كرده بوديم.
به گزارش ايسنا، جداي از اين عوامل در نظام آموزشي ژاپن، معلمان به دانشآموزان نمره مهم يا نمرهاي كه در زندگي آنها تاثير بگذارد، نميدهند، حاصل اين مهم، جز پويايي تدريس نيست. در ژاپن نمرات مهم آنهايي هستند كه دانشآموزان به هنگام ورود به پايه آموزشي بعدي به دست ميآورند؛ لذا هيچ دانشآموزي در ژاپن مردود نشده يا پايهاي را تكرار نميكند و به جهت نمرههاي امتحاني خود از ادامه تحصيل كنار گذاشته نميشود.
اين در حاليست كه در كشورمان، نگاهي به آخرين آمار مردودي 178 هزار و 411 دانشآموز ابتدايي، 411 هزار و 326 دانشآموز راهنمايي و 428 هزار و 558 دانشآموز پايه اول متوسطه فاجعه رو در روي آموزش و پرورش كشور و بحران روحي آن براي دانشآموزان را آشكارتر ميكند. درحاليكه كه ژاپنيها كوشيدهاند شادي و لذت را با فرايند يادگيري بياميزند، استدلال آنها نيز آن است كه وقتي دانشآموزان ياد بگيرند كه در فعاليتهاي غيردرسي با يكديگر شادي و تفريح كنند، براي درس خواندن با يكديگر در شرايط رسمي نيز آمادگي پيدا ميكنند.
به گفته قاسميپويا، هم اكنون در نظام آموزشي كشور ما، ايستگاههاي بسياري براي نگهداشتن دانشآموزان ايجاد شده است كه اين امر حتي، با در نظر گرفتن ميزان مردودي لطمات بيشتري در بر خواهد داشت؛ چرا كه اساسا كيفيت، كارايي و كارآمدي آموزش و پرورش كشور بالا نبوده و برخي تحصيلكردههاي آن _ حتي با كمك به قبولي _ بعد از 20 سال به مشاغل كاذب ميپردازند.
وي به شكاف بين نظر و عمل در آموزش و پرورش اشاره و بيان ميكند: ما مدام نظر دادهايم، اين براي كارشناسان كه حرفه آنها نظريهپردازي است، ايرادي ندارد؛ اما مسؤولان بايد در جايگاه عمل، نظريات را اجرايي كنند.
|
advertisement@gooya.com |
|
|
|
اين كارشناس تعليم و تربيت با اشاره به اين كه برنامههاي طراحي شده كنوني اگر چه تحولي در آموزش و پرورش است، اما از آن جا كه عملي نميشود، نميتوان اميدي به بهبود داشت، خاطرنشان ميكند: ما حتي ايدئولوژيها و آرمانهاي خود را در حد نظريه نگه داشته و آنها را عملي نكردهايم.
به گفته وي در كشورهاي پيشرفته دنيا همچنين سازمانهاي غيردولتي براي آموزش و پرورش توليد فكر ميكنند، اما متاسفانه در جامعه ما چون فكر خريداري ندارد، قيمتي هم ندارد، لذا جامعه مغزگريز بوده و به نخبگان ارج نمينهد.
قاسميپويا با تاكيد بر اين كه امروزه در دنيا پژوهش به ويژه در مسايل بنيادي از اساسيترين عناصر توسعه است، به ايسنا ميگويد: تنها 6/0 درصد توليد ناخالص ملي كشور به تحقيق اختصاص مييابد كه تازه گاهي اين ميزان را نيز نميتوان در آموزش و پرورش جذب كرد؛ چراكه اساسا نيروي پژوهشگر در جامعه وجود ندارد.
وي با اشاره به اين كه عوامل ياد شده به دانشآموزان لطمات بسياري وارد ميكند، ميافزايد: اگر دانشآموز نخبهاي تحويل جامعه ميشد كه در مملكت خود ماندگار باشد، آن زمان ميتوانستيم ارزش افزوده نخبگان را با مردوديها سر به سر كنيم، اما متاسفانه نخبه تربيت شده با هزينه دولت نيز، در كشور ماندگار نيست.
اين كارشناس تعليم وتربيت ، چاره رفع معضلات آموزش و پرورش كشور را تغيير ديدگاههاي سياستگذاران از نگاه نفتي به نگاه علمي و تكنولوژي جهان امروز دانسته و تاكيد ميكند : سياستگذاران بايد از ايدهآلها و شعارهاي از قبل تنظيم شده در ذهن خود، دوري جسته و جامعه را دچار تناقضات ذهنيشان نكنند.