تهران ، خبرگزاری سینا - مژگان فرجی
در عصر حاضر خشونت در خانواده به یک پدیده جهانی تبدیل شده است ، در ایران نیز آمار روزانه جراید داخلی حاکی از افزایش نگران کننده خشونتها در خانواده و آسیب دیدگی جدی جامعه است ،در این میان ، گرچه این پدیده در قیاس با پاره ای از نقاط جهان کمتر رخ می دهد، اما به هر حال واقعیتی است که نیاز به بررسی علل و بکار گیری روش های پیشگیرانه دارد .
در این ارتباط بی پناهی اعضای آزار دیده، ترس و شرم آنان در بیان آزار، کاستی های قانونی، بی توجهی دولتهاو هزاران عامل درونی دیگر سبب شده که شناخت و تحت کنترل درآوردن خشونت در خانواده و به دنبال آن جامعه با دشواری مواجه شود.
روانکاوان در این باره معتقدند، هنگامی که نمی توانیم حرف مان را به کرسی بنشانیم خشونت اعمال می کنیم و این یعنی کسی که اقتدار درونی اش از بین رفته یا کمرنگ شده و سعی اش بر این است تا خواسته اش را اینگونه محقق سازد .
"دکتر تورج مرادی " ، روانکاو درباره علل گرایش به خشونت می گوید: " گاهی خشونت توسط فرهنگ، تأیید و تشویق می شود و حتی از سوی خانوده ها به رسمیت شناخت شده و عادی به نظر می آید. به اعتقاد فروید ، اولین قدمی که بشر را متمدن کرد این بود که به جای کشتن دشمنش به او فحش داد. البته شاید بتوان گفت خشونتی که به مرگ منتهی نمی شود قدمی به سوی تمدن است، اما آیا نمی توان از این متمدن تر شد؟ "
وی افزود: "ریشه قضیه این است که وقتی احترام به خود را یاد نگرفته ایم و از کودکی تا به حال با همین احساس زندگی کرده ایم، لذا به دیگری نیز احترام نمی گذاریم و این بی احترامی را به فرد ضعیف تر نظیر (بچه یا همسر) اعمال می کنیم."
به گفته دکترمرادی این بی احترامی هیچ وقت حل نشده و مثل یک خوره در درون فرد است و هنگامی که فرد تحریک می شود (زمانی که مورد بی احترامی قرار می گیرد) آن را به شکل پرخاشگری بیرون می ریزد .
این روانکاو در ادامه تصریح کرد : "وقتی فردی نمی تواند بر محیط کنترل داشته باشد بنابراین اینگونه تعبیر می کند که ضعیف، دوست نداشتنی و غیرقابل احترام است، در چنین حالتی احساس شرم نهفته او افزایش می یابدو در صورتیکه نتواند این شرم را کنترل کند به احیا شدن آن می پردازد . "
به گفته وی خشم، مکانیزم فوق العاده قدرتمندی است که تخلیه آن به وسیله کتک زدن و تحقیر کردن انجام می شود.
دکتر مرادی با تاکید بر این نکته که هنگامی که کودک کتک می خورد به تنها چیزی که فکر نمی کند کار اشتباهی است که انجام داده ، گفت :"به دلیل آنکه پدر و مادر به خاطرکار اشتباه کودک را مورد توهین و تحقیر قرار داده اند بنابراین در نتیجه آن اعتماد به والدین از بین می رود و صمیمیت به کمترین حد خود خواهد رسید . "
این رانکاو با اشاره به تأثیرات کوتاه مدت خشونت (اضطراب، ترس از جدایی، شب ادراری ، علایم روان تنی) ، تأثیرات طولانی مدت را عمق فاجعه می داند و می گوید: "مهمترین اثر آن این است که چنین کودکی در بزرگسالی تبدیل به یک واحد مهاجم، خشن و آزار دهنده خواهد شد . "
"دکتر علی نجفی توانا "، جرم شناس و حقوقدان درباره فرایند خشونت می گوید: "خشونت در واقع یک پاسخ است و در مقام اعتراض به فشارهای درونی و بیرونی ای ظهور می کند که به فرد تحمیل شده است و فرد به وسیله آن به واکنش قهرآمیزمتوسل می شود ."
این جرم شناس علاوه بر اینکه خشونت را به انواع کلامی، رفتاری، علمی، سیاسی، فردی و مذهبی تقسیم می کند، می افزاید: خشونت می تواند علیه همنوع ، اطفال و زنان باشد.
وی در ادامه اضافه کرد : " خشونت علیه زنان بسیار وجود دارد که مهمترین دلیل آن تبعیت از رابطه زور بازو است که متأسفانه از قدیم تاکنون وجود داشته و بعضاً هم مورد دفاع بوده است و هم اکنون نیز کماکان وجود دارد. اما در حالت کلی تر باید اشاره کرد که هر چه جامعه بدوی تر باشد استفاده ابزاری از خشونت بیشترخواهد بود و هر چه جامعه مدرن تر کمتر در آن می توان اثری از خشونت دید. "
به گفته نجفی توانا، کودکان قربانیان دیگر خشونت هستند. در جامعه بدوی یا در جامعه ای که در واقع حول محور زور ارگان های قدرت مستقر شده اند نتیجه سخت ترین، وسیع ترین، بدترین و کم هزینه ترین واکنش موجود است.
وی با توجه به اینکه خشونت را از جهات دیگر به دو نوع تقسیم کرد ، توضیح داد:" یک خشونت تعارض آمیز داریم که به خشونت های خانوادگی بر میگردد.در این گونه هرجا که روش های آموزشی، تربیتی و علمی و سازوکارهای منطقی برای مهار این اختلافات نداشته باشیم خشونت تنها راه چاره به نظر خواهد آمد. دومین نوع خشونت ابتدایی و بدون مقدمه می باشد. "
نجفی توانا درباره نتایج خشونت گفت:" استرس، دلواپسی، نگرانی و افسردگی، از نتایج خشونت است. انسان ها ذاتاً و به طور غریزی خشونت گرا هستند اما زندگی اجتماعی باعث ایجاد محدودیت و قانونمند شدن خواهد شد. به همین دلیل هر چه درجه اجتماعی شدن افراد بیشترشود، نظم، قانون پذیری و خشونت گریزی هم بیشتر خواهد شد."
|
advertisement@gooya.com |
|
|
|
"کاوه احدی " ، روانپزشک درباره علل گرایش کودکان به خشونت می گوید : " در بسیاری از موارد کودک پرخاشگر بی تقصیر است برای اینکه مزاج کودک از ابتدا به این شکل بوده و مشکلات برای او از ابتدای تولد و یا حتی قبل از تولد باعث تغییراتی در سیستم هورمونی و بیولوژیکی اوشده و وی را مستعد رفتارهای پرخاشگرانه کرده است ."
وی در ارتباط با نقش والدین در رفتارهای پرخاشگرانه کودک اضافه می کند : "شیوع تعارض خانوادگی ، عدم صمیمیت بین پدر و مادر ، زد و خورد های آنان ، خانواده از هم گسیخته ، طلاق ، بچه هایی که در خانواده تک والدی بزرگ می شوند ، هم این عوامل کودک را مستعد رفتار پرخاشگرانه در آینده می کند ."
همچنین پدر و مادری که دچار بیماری هستند یا پدر و مادر ی که معتاد به مواد مخدر یا الکل می باشند رفتارهای پرخاشگرانه در کودک را زیاد می کند .
وی افزود : " بچه ها بیشتر از آنجا که بشنوند از راه دیدن یاد می گیرند و الگو برداری می کنند واز آنجا که نزدیکترین فرد برای بچه پدر و مادرش است بنابراین بیشتر از آنان فرا می گیرند که چگونه رفتار کنند ."
این روانپزشک درباره تاثیر تنبیه بدنی بر بچه ها گفت : در این باره زیاد صحبت به میان آمده است و عوارض جبران ناپذیر آن را همه می دانند اما یکی از مسائلی که خیلی مهم است این می باشد که با تنبیه کردن بچه در واقع به این آن پیام را می دهیم که اگر خوشحال نبودی ، می توانی دیگران را بزنی . "