به ياد و خاطره حسين نواب در دقايق آخر حيات، عذرا حسينی![]() خامنهای نمیفهمد، هاشمی رفسنجانی بفهمد، اکبر گنجی![]()
تبلیغات و نیازمندیها
در همين زمينه
22 خرداد» دو شعر از رضا مقصدی6 خرداد» آی...ای حنجرهی آبی! رضا مقصدی 24 فروردین» عاطفهی "ديلم" و "گيل"، برای فريدون پوررضا، رضا مقصدی 13 فروردین» سه شعر بهاری از رضا مقصدی 1 فروردین» باز آمدن، سه شعر بهاری از رضا مقصدی
بخوانید!
3 خرداد » نامه ۳۰۰ نفر از جوانان اصلاح طلب به هاشمی
3 خرداد » نامه انتقادی هادوی به رهبری: حذف هاشمی خوشنامی و آبرو نمی آورد 3 خرداد » ژیلا بنی یعقوب به بهمن احمدی امویی : باز تولد تو رسید و در کنار تو نیستم 3 خرداد » آمادگی ناجا در برخورد با حاشیهسازی انتخاباتی/ ناجا عقب نشینی کند بی حجابی در کشور رسمی می شود 3 خرداد » مشایی: صبور باشید/تمام دولتها در سال آخر چوب میخورند/پیروزی ما قطعی است
پرخواننده ترین ها
» هاشمی رفسنجانی: میدانم نبايد میآمدم، اينها را از هر کس بهتر میشناسم
» گفتگو جنجالی با صادق زیباکلام درباره رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی » خامنهای نمیفهمد، هاشمی رفسنجانی بفهمد، اکبر گنجی » ديدار حسن خمينی با رهبر جمهوری اسلامی و ابلاغ پيام اعتراضی برخی مراجع به وی » گلشیفته فراهانی در فشن شوی کریستن دیور در موناکو » خرمشهر 30 سال بعد از جنگ (گزارش تصویری) » پایان کار رفسنجانی٬ پایان کار جمهوری اسلامی، ف. م. سخن » در یک حمله تروریستی سر یک سرباز بریتانیایی از بدنش جدا شد (همراه با ویدئو) روشنک، رضا مقصدی![]()
ويژه خبرنامه گويا نام روشنک از دير باز، در خاطره ی ادبی ما روشنا بخش ِ عاطفه ی شاعرانه وُ عاشقانه بوده است. شعرِ شاعرِ شيفته :سعدی ، درسرآغاز ِ گفتارِ جانانه اش، به جان می نشست: به چه کار آيدت ز گل، طبقی؟ گل، همين پنج روز وُ شش باشد و پايان بخش ِ برنامه اش اين مضمون ِ زيبای آرزومندانه بود: در سال ۱۳۲۷ در آزمونی سخت ، برای گويند گی در راديو ايران که با حضورِ استاد سعيد نفيسی ، حسينقلی مستعان و صبحی مُهتدی بر گزار می شود پا به اين گستره ی گلريز، می گذارد و داود پيرنيا: فرهيخته ی شوريده ی موسيقی، نام هنری ِ روشنک را برای صديقه رسولی بر می گزيند. روشنک از آن پس، در برنامه های گلهای جاويدان، گلهای رنگارنگ، يک شاخه گل و برگ سبز، جان ِمشتاقان ِکلام ِ شاعرانه را به ضيافتِ صدای زلالش می بُرد ورنگی ديگر به آهنگِ سرمستان ِ هستی، می داد. نخستين شعری که در يکی از برنامه های گلها با صدای متين وُشرماگين اش به گوش دوستداران ِ ادب پارسی می رسد شعری هوشيار وُ بيدار از نشاط اصفهانی ست: طاعت از دست نيايد، گنهی بايد کرد شب، که خورشيد ِ جهانتاب، نهان از نظر است همه ی کسانی که گوشی پُرهوش ، برای نيوشيدن ِ اين صدای صميمی داشتند نمی توانند ارزشهای ارجمندِ اورا به خاطر نسپارند. دريغا بيداد ِزمانه ، اين روزها روشنک را از ميان ما در ربود. اما هم اينک، شعرِ روشنگرانه ی اعتراض آميز ِ "اوحدی مراغه ای" شاعر قرن هفتم و هشتم را که گويی، معاصر ِ ماست از حنجره ی معطر ِ او می شنوم: دل، مست وُ ديده مست وُ تن ِ بيقرار مست ما را تو پنج بار به مسجد چه می بری؟ *** رضا مقصدی پيغام ِ گلها را به دلها می سپُردی هرخوشه ات در گوشه های دل ، نهان ست . هرچند در هر واژه ای ، غمناک بودی ۲ شعر، شراب ِ کهنه ای جان ِ جوان ِ عاشقم سينه ی سرخ ِ سوخته بوی بهار ِ "موليان" کلن ۱۶ تير ۹۱ Copyright: gooya.com 2013
|
||||||