اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صفسری![]() پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی![]()
در همين زمينه
5 اسفند» حسين درخشان، همچنان در بند، خودنويس7 آبان» کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران: حسين درخشان وب لاگ نويس ايرانی کانادايی را پس از يک سال بازداشت خودسرانه آزاد کنيد 27 مهر» حسين درخشان همجنان در زندان است، گزارشگران بدون مرز
بخوانید!
21 بهمن » صادق زیباکلام: رقابت اصلی بین حامیان احمدینژاد و اصولگرایان است، ایلنا
21 بهمن » محسن رضایی: دولتمردان ایران اجازه نمیدهند در خلیج فارس جنگ مجدد رخ دهد، فارس 21 بهمن » تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا 21 بهمن » امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ، مجید محمدی 21 بهمن » جمعه گردی های اسماعيل نوری علا: گمشده ای به نام شفافيت
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا رنجنامه مادر حسين درخشان، ۱۷ ماه پس از بازداشتاش، ندای سبز آزادیحدود هفده ماه از بازداشت حسين درخشان می گذرد. وبلاگ نويس منتقدی که پس از چند سال زندگی در کانادا و فرانسه و بريتانيا، به ناگهان تغيير رويه داد، مدافع سرسخت جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد شد و به ايران بازگشت. وی چند روزی را آزاد بود و از تهران وبلاگ نويسی می کرد، اما به فاصله کوتاهی بدون کوچکترين توضيحی دستگير شد. قريب به يک سال و نيم بعد، نه تنها جرم او روشن نيست و دادگاهی برايش تشکيل نشده، بلکه از حداقل ها نيز محروم گشته است. خبر درستی از اينکه وی در بند چه کسانی است يا بر او چه می گذرد در دست نيست. گزارش های پراکنده اما حکايت از وضعيت روحی نامناسب وی دارد. موضوعی که با توجه به فشارهای غيرانسانی که بر او وارد شده چندان هم جای تعجب ندارد. در واپسين روزهای سال ۸۸، مادر حسين درخشان رنجنامه ای خطاب به رئيس ويرانه قضايی نوشته و ضمن گلايه از شرايط پسرش، خواستار روشن شدن وضع و جرم او شده است. متن اين رنجنامه کوتاه را بخوانيد:
حضرت آيتالله آملی لاريجانی من، مادر حسين درخشان، به حضور شما عرض کوتاهی دارم. دومين عيد دربند بودن حسين ما در حالی رقم میخورد که هنوز از شرح اتهامات او بیاطلاعيم، نمیدانيم قرار است در چه تاريخی و در کجا پرونده او به کدام دادگاه تقديم شود و تا کی قرار است دامنه وعدههای مکرر مسوولان قضايی در محيط صبر و حوصله ما وسعت بگيرد. جناب قاضیالقضات ۸ماه است در تمام رسانهها اعلام میکنيد کسانی را که قصد براندازی نظام را داشتهاند دستگير کردهايد. شب عيد که میشود، همه آنهايی را که عاملان اصلی فتنه میخوانيد آزاد میکنيد، اما حسين درخشان هنوز از نظر شما مستحق آزادی نيست! چرا؟ چون از کسانی که میفرماييد براندازند جرمش سنگينتر بوده؟! چون به دامن وطن با پای خودش بازگشته؟! چون از نظر دشمنان، حامی نظام و دولت اسلامی بوده؟! چرا؟ بيش از ۵۰۰ روز است حسين در زندان شماست. و ما بيرون زندان «هر روز» منتظرش بودهايم. چون شما هر روز به ما وعدهای جديد دادهايد. اگر از خانواده ما حق آزادی فرزندمان را برای عيد دوم هم نداديد، قضاوتش با خدا و وعده ما به روز حساب. لااقل اين را بگوييد که حسين و ما قرار است چند روز، چند ماه و يا احيانا چند سال ديگر در اين بلاتکليفی بمانيم؟ نظام اسلامی که قرار است پناه شهروندان باشد، از عذابکشيدن يک خانواده منتظر چه سودی عايدش میشود؟ Copyright: gooya.com 2011
|
||||||