فراخوان ملی به تحريم تلويزيون ضد ملی، فرجاد احسانی
اکثريت مردم ما در بزرگترين راهپيمايی مسالمت آميز در طول تاريخ ايران در ۲۵/۳/۸۸ به حاکميت اقتدارطلبان "نه" گفت. اين "نه" بمعنای نفی سياستهای اقتدارگرايان حاکم بود بدون اينکه نفی کلی يعنی سقوط حکومت را هدف گرفته باشد.اين اساسا بمعنای يک جنبش مدنی است. اين جنبش مدنی تا روز پنجشنبه ۲۸/۳ ۸۸ ادامه يافت.تداوم آن ممکن بود به نفی حاکميت تمام عيار اقتدارطلبان بينجامد.اقتدارطلبان که اين را نمی خواستند به سرکوب جنبش مدنی روی آوردند و تلاش کردند با مواجهه خشونت بار با آن اين جنبش را از مسير مدنی و مسالمت آميزش خارج کنند. آنها بدرستی می دانستند نقطه قوتشان در برابر مردم تکيه به نيروهای نظامی و شبه نظامی و روی آوردنشان به خشونت است.آنان می دانستند با اين کار بخشی از مردم را به ميدان خشونت ورزی می کشانند يعنی به ميدانی که در ان دست بالا را دارند و بخش وسيعی از مردم را نيز به ترک خيابانها مجبور می کنند. اينان اين سياست را از روز شنبه ۳۰/۳/۸۸ پيش گرفتند.از اين روز بود که جنبش مدنی دچار سرگشتگی و بحران شد.
علت چيست؟
حکومت ايران با کودتای سياسی خود در ۲۳/۳/۸۸ يک تحول کيفی يافت و به يک حکومت استبدادی يا سلطانی تمام عيار تبديل شد. مردم ما نيز درعين حال که مردمی صلحجو هستند اما راهکارهای پيشبرد و حفظ مبارزه ای مدنی با چنين حکومتهائی را نمی شناسند. علت اصلی را بايد در اين نکته جست که چنين حکومتهائی تا حدی که بتوانند از هر نوع مبارزه مسالمت آميز برعليه خود جلوگيری می کنند وبنابراين رهبران سياسی مخالف حکومت نيز کمتر به شيوه های مبارزه مدنی مسالمت آميز جلب می شوند. در ايران معاصر جنبشهای مدنی يا تماما سرکوب شده و يا برای موفقيت می بايست بر يک جنبش توده وار گسترده اتکا کنند.(مثل همان جنبشی که زمينه اصلی سرنگونی حکومت شاه شد)
اما بنظر می رسد ما مردم برای رهائی خود چاره ای نداريم جز اينکه راه پيشبرد و حفظ جنبش مدنی را بياموزيم.اما چرا؟
اولا در شرايط کنونی عقب نشينی کامل مردم در برابر حکومت کودتا فقط يک نتيجه دارد و آن تثبيت حکومت کودتا است و به حکومت اين امکان را دادن که در سايه سکوت مردم ادعای مشروعيت کند. واقعيت اين است که حکومت ايران در حال حاضر يک حکومت کودتائی است. چون بطور مثال اگر کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ يک نخست وزير قانونی را به اتکای نيروهای نظامی و شبه نظامی(البته باحمايت نيروهای خارجی)برکنار کرد کودتای ۲۳ خرداد امسال بااتکا به نيروهای نظامی و شبه نظامی از بقدرت رسيدن رئيس جمهورمنتخب مردم جلوگيری کرد. البته طراحان کودتا می خواستند کودتا را در همين حد کودتای سياسی محدود کنند. ولی جنبش اعتراضی و مدنی مردم باعث شد تا حکومت برای تثبيت کودتا با سرکوب جنبش مدنی مردم آن را تا حد يک کودتای نظامی گسترش دهد. سکوت در برابر حکومت کودتا بمعنای فرصت دادن به آن برای تثبيت خودش و ادعای برخورداری از حدی از مشروعيت است.
ثانيا جنبش مردم در شرايط کنونی از امکانات و توانائيهای لازم برای پيش گرفتن مبارزه ای غير مسالت آميز با حکومت کودتا برخوردار نيست. اين جنبش در حال حاضر حتی ظرفيت اعتلا يافتن به جنبش نافرمانی مدنی را نيز ندارد. برای پيش بردن يک حرکت مبتنی بر نافرمانی مدنی در سطح ملی به حدی از سازماندهی لازم است که جنبش مردم ما درحال حاضر از آن محروم است و بايد در دراز مدت راهکارهای سازماندهی برای نافرمانی مدنی را در جنبش ايجاد کند.
بنابراين آنچه که باقی می ماند ادامه دادن به همين جنبش مدنی است. اما سؤال اين است که در برابراين حکومت کودتا که در سرکوب خشونتبار مردم هيچ حد و مرزی را رعايت نمی کند و به هيچ معيار انسانی پای بند نيست چگونه بايد جنبش مدنی را حفظ کرد و پيش برد.
نکته اصلی در حفظ و پيش بردن جنبش مدنی همان "نه" گفتن به حکومت است. اين "نه"گفتن می تواند هم بصورت خود بخودی باشد و هم بصورت آگاهانه و سازمان يافته. مهم توجه به اين مسئله است که امکان ندارد بدون توامان شدن اين دو صورت جنبش مدنی آن را در شرايط استبداد و ديکتاتوری حفظ کرد. بطور مثال يک جلوه اين جنبش خودبخودی همين الله اکبر گفتن شبانه است که بايد از هر طريق ممکن (از جمله با سازماندهی مناسب و بسيار محدود ) مردم را به ادامه آن ترغيب کرد. يک صورت ديگر آن شعار نويسی برعليه حکومت کودتا روی ديوارها و هر جای ممکن است.چنين حرکتی بطور وسيع شروع نشده است. راهکارهای امن شعارنويسی چه در روز و چه در شب بايد از سوی گروههای دانشجوئی و ديگران به مردم آموزش داده شود.(مثلا کسانی که می خواهند در شبها شعار بنويسند بايد اسپری رنگ خودرا در روز در جائی نزديک محل شعار نويسی پنهان کنند و پس از شعار نويسی در همان جا بگذارند و تا چند روز سراغ آن نروند)يک صورت ديگر آن تکثير بيانيه ها يا تراکتهای ضد حکومت کودتا است که بايد با حفظ نکات ايمنی گسترش يابد.
اما در حال حاضر يک حرکت آگاهانه مدنی که ميتواند مشروعيت يابی حکومت کودتا را مختل کند تحريم ملی تلويزيون ضد ملی يعنی تلويزيون حکومت کودتا است.مردم ما در اين روزها بوضوح می بينند که تلويزيون حکومت چه نقش بارزی در تثبيت حکومت کودتا دارد. اين تلويزيون ابزار اصلی حکومت در به سکوت کشاندن مردم است و برای انجام اين کار از گفتن هيچ دروغی ابا ندارد.مردمی که برای دفاع از رائی که داده بودند به اعتراض مدنی دست زدند امروز که دستگير و شکنجه و تهديد شده اند به تلويزيون آورده می شوند تا عليه خود و جنبش مدنی مردم به اعترافات ساختگی لب بگشايند.اکنون همه روزنامه نگاران و سياسيون اصلاح طلبی که مردم را به رای دادن تشويق کرده بودند تحت فشارو شکنجه قرار گرفته اند تا به تلويزيون بيايند و اعتراف کنند که تحت هدايت غرب دنبال برپا کردن انقلاب مخملی بوده اند. در حالی که فيلمهای شليک به مردم توسط نيروهای بسيجی و سپاهی از بالای ساختمانهای دولتی و حتی مسجد وجود دارد در اين تلويزيون گفته می شود نيروهای شورشی قاتل ندا هستند. اين تلويزيون هر سياهی را سفيد و هر سفيدی را سياه جلوه می دهد تا اين حکومت کودتا تثبيت شود.بواقع بايد گفت نقشی را که نيروهای نظامی و شبه نظامی حکومت کودتا در سرکوب مردم در خيابانها دارند درست همين نقش را تلويزيون در داخل خانه های مردم دارد. اگر چنين است بنابراين تحريم تلويزيون از سوی همه آحاد و گروهها و اقشار مردم يک حرکت مدنی مهم در "نه"گفتن به حکومت کودتا و جلوگيری از تثبيت و مشروعيت يافتن آن است.
اما اين تحريم بمعنای نديدن تلويزيون نيست بلکه دقيقا به معنای همراهی نکردن با آن و کمک نکردن به آن است.و در اين تحريم همه می توانند شرکت کنند:همه مردم.
همه مردم بمعنای همه مردمی است که به هر طريقی با تلويزيون ارتباط می گيرند. از مردم عادی که مثلا در مسابقه های تلويزيونی شرکت می کنند گرفته تا مردمی که در کوچه و خيابان مورد پرسش گزارشگران تلويزيونی قرار می گيرند،از متخصصان علوم مختلف گرفته تا اساتيد همه رشته های دانشگاهی که برای شرکت در هر برنامه تلويزيونی از آنان دعوت می شود،از مؤلفان و مترجمان و منتقدان گرفته تا تحليلگران مسائل سياسی و اجتماعی که به هر ترتيبی از آنان خواسته می شود برنامه ای در تلويزيون داشته باشند، ازهنرمندان رشته های مختلف هنری که همکاريشان با تلويزيون فقط تا اين حد است که از طريق آن آثارشان را به مردم ارائه کنند گرفته تا همه بازيگران و فيلمسازانی که بدون همکاری با تلويزيون نيز می توانند معيشت خودرا تامين کنند،از ورزشکاران و مربيان در رشته های مختلف ورزشی گرفته تا صاحبان صنايع و خدماتی که می خواهند کالاها و خدمات خودرا از تلويزيون تبليغ کنند،از روحانيون شيعه و سنی مخالف حکومت کودتا گرفته تا نمايندگان فکری و سياسی و فرهنگی همه اقوام و مليت ها ، از همه کارمندان و مديران اداره های دولتی گرفته تا صاحبان حرفه ها و مشاغل خصوصی که تلويزيون برای نظرخواهی سراغشان
می رود و...
مقاومت در برابر حکومت کودتا وبه رسميت نشناختن آن و جلوگيری از مشروعيت يافتن آن وظيفه کنونی جنبش مدنی مردم ما است. برای يافتن شيوه ها وراهکار های حفظ و تداوم جنبش مدنی در اين مرحله که حکومت از انجام هيچ خيانت و جنايتی رويگردان نيست همه بايد بيانديشند تا به راهکارهائی عملی برای حفظ و تداوم جنبش مدنی دست يابند و آن را به اطلاع مردم برسانند. در تعيين اين شيوه ها و راهکارها مهمتر از همه حفظ امنيت مردم تا حد ممکن است. تحريم تلويزيون حکومت کودتا اگر از سوی همه آحاد و گروهها و اقشار اجتماعی صورت گيرد مواجهه کم هزينه ای است برای مردم که مانعی مهم با بازتابهای ملی و جهانی در سر راه تثبيت حکومت ايجاد خواهد کرد. بايد بر اين نکته تاکيد کرد که تلويزيون حکومت کودتا امروزه اين وظيفه اصلی را دارد که با حذف مرز ميان راست و دروغ و با آميختن راست و دروغ به هم مردم را از جداکردن اين دو ناتوان کند. ناتوانی مردم در جدا کردن و تفکيک راست و دروغ يک نتيجه قطعی دارد و آن اينکه اين فرصت را از مردم می گيرد که بفهمند بايد چه واکنشی برعليه حکومت کودتا داشته باشند. حضور تک تک مردم و کارشناسان ونخبگانی که در انتخابات رياست جمهوری به اقتدار طلبان نه گفتند در تلويزيون مردم را هر چه بيشتر در جداکردن راست از دروغ ناتوان تر خواهد کرد.اگر چنين است تحريم تلويزيون را بايد بعنوان وظيفه ای ملی بدانيم. پس بيائيد همگان در راه پخش اين فراخوان به هر وسيله ممکن بکوشيم و از آشنايان خود که به هر نحوی و در هر حدی با تلويزيون ارتباط دارند يا ارتباط می گيرند بخواهيم تا ارتباط خودرا با تلويزيون اين بلند گوی حکومت کودتا قطع کنند.
فرجاد احسانی