سه شنبه 23 مهر 1387

ای کاش...، محسن سازگارا

محسن سازگارا
آيا حتی يک بار و يا در يک جا دکتر يزدی سراغ دارد که بنده از دولت آقای بوش دفاع کرده باشم يا موافق حمله نظامی آمريکا باشم و يا تن به کارگزاری يک دولت بيگانه از جمله آمريکا داده باشم. از همان آغاز حملات نظامی آمريکايی ها به افغانستان و عراق تا همين امروز هميشه با هر حمله ای به ايران مخالفت کرده ام و با صراحت گفته ام که تغيير رژيم ايران تنها و تنها به ملت ايران مربوط است و به هيچ قدرت خارجی ربط ندارد

به نام خدا


عطار نيشابوری در شرح احوال حسين بن منصور حلاج آنجا که او را برای اعدام می برند و عوام تحريک شده به او سنگ می زنند می نويسد: " پس هر کسی سنگی می انداخت. شبلی موافقت را گلی انداخت. حسين بن منصور آهی کرد. گفتند از اين همه سنگ چرا هيچ آه نکردی، از گلی آه کردن چه سر است؟ گفت از آنها که نمی دانند معذورند ازو سختم می آيد که می داند که نمی بايد انداخت."۱
دکتر ابراهيم يزدی اخيراً در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس در فرازی از مصاحبه وقتی خبرنگار پرسيده است:
"فارس: طيفی از تحکيم وحدتی‌ها مثل علی افشاری و سازگارا معتقدند بايد حتی از حمله نظامی عليه جمهوری اسلامی هم استفاده کرد و خودشان هم با نئومحافظه‌کاران کاخ سفيد ارتباط برقرار کرده اند. طيف ملی مذهبی‌‌ها مثل آقای سحابی کاملاً با سازگارا و افشاری مخالف هستند و آنها را به خاطر اين نظريه‌ای که داده‌اند شماتت می‌کنند. در اين ميان، شما و نهضت آزادی با امثال سازگارا و افشاری و حمله نظامی به ايران موافقيد يا مخالف؟"
گفته است:
"ابراهيم يزدی: همکاری امثال سازگارا، افشاری و طيف تحکيم وحدتی‌ها با آمريکا جای تأسف دارد و بنده به شدت مخالف اين نظريه هستم. بعضی از اين آقايانی که اسم برديد حتی قبل ازاين که ازايران خارج شوند چنين نظری را داشتند."۲
تهمت وافترا سکه رايج سياست ايران است. اين بنده هم در امان نبوده ام و تهمت و افترا در حق خودم زياد شنيده ام. چندی پيش هم در مقاله ای با عنوان" دو درد بی درمان" نوشتم:
"حتماً شما هم دقت کرده ايد که در جمهوری اسلامی ايران، به خصوص در ۱۷ سال گذشته که آقای خامنه ای در مقام رهبری بوده،هر مخالفی با سه تهمت مواجه بوده است. يکی وابستگی به اجنبی بخصوص آمريکائيها و ديگری مزدوری و پول گرفتن از خارجی ها و سومی که در مورد بعضی ها جاری شده، فساد جنسی و اخلاقی. ازحيث برچسب و مارک زدن انصافاً آقای خامنه ای رتبه اول را دارد. ايشان اين سه تهمت يا تعدادی از آنها را در ۱۷ سال گذشته بدون استثناء به تمام مخالفين خود زده است.
تا اينجای کار به نظرم روشن و قابل درک است. مقام رهبری و دستگاه های تحت امر او، يا به دليل ساختار معيوب دماغی و روانی و يا برای ايجاد بهانه برای برخورد با مخالفين و يا هردو، همه مخالفين را به مارک و تهمت جاسوس خارجی، حقوق بگير اجانب و گاهی هم فساد اخلاقی منتسب می کنند. اما داستان اين درد بی درمان به اينجا ختم نمی شود. اگر در همين حد بود، شايد چاره پذير بود. مسئله عميق تر از اين حرف هااست. اين عادت به تهمت و برچسب زدن در ميان تمامی فعالين سياسی و حتی عامه مردم هم وجود دارد. و راستش می ترسم بگويم که به نظرم اين ماجرا بيشتر از پايين به بالا شکل گرفته تا از بالا به پائين."۳
به همين دليل معمولاً پاسخی به اين حرف ها نمی دهم و چيزی نمی نويسم. اما وقتی ديدم دکتر يزدی چنين در دام مصاحبه گر خبرگزاری فارس که معروف به ارگان سازمان امنيت موازی است افتاده و آلوده تهمت و افترا شده دلم به درد آمد و فکر کردم اين چند خط را بنويسم. دکتر يزدی که چند خط بالاتر در همين مصاحبه وقتی خبرنگار همچون يک بازجو از او می پرسد:
" فارس: بعضی‌ها هر بار که شما به سفر آمريکا می‌رويد مطالبی را در مورد شما و سفرتان مطرح می‌کنند و می‌گويند معالجه و ديدار خانواده بهانه است و ابراهيم يزدی با آمريکا و کاخ سفيد سرو سری دارد. می‌گويند اصل سفر شما يک سفر کاملا سياسی است. اگر در اين زمينه حرفی داريد بفرماييد.”
جواب می دهد که:
" ابراهيم يزدی: ببينيد، ما يا باور داريم که مسلمانيم يا نداريم. اگر مسلمان هم نيستيم طبق فرمايش امام حسين (ع) بايد «کونوا احراراً فی دنياکم» يعنی در همين دنيای خودمان آزاده باشيم. بنابراين اگر حرفی می‌زنيم «البَينیةُ عَلیَ المُدَّعی». کسانی که اين حرف‌ها را می‌زنند و اين شايعات را می‌سازند در پيشگاه وجدان خودشان، تاريخ ملت ايران و اخلاق بايد پاسخگو باشند و اسناد و مدارک خودشان را ارائه بدهند و گرنه من هم می‌توانم راجع به خيلی‌ها هر جور که دلم می‌خواهد حرف بزنم. کسانی در همين دولت کنونی حضور دارند که تبعه آمريکا هستند و به مراکز بزرگ وابسته هستند و کتمان هم نمی‌کنند اما فضای سياسی مملکت را نبايد با بعضی حرف‌ها آلوده کرد. بنابراين کسانی که اين حرفها را می‌زنند خطاب به آنها می‌گويم: «هاتوا بُرهانَکُم اِن کُنتُم صادقين»؛ اگر برهان و دليلی داريد بياوريد ارائه دهيد. يادمان نرود که وقتی مولايمان امام علی (ع) در مسجد شهيد شد، شامی‌ها گفتند مگر علی نماز می‌خواند؟!۴
متاسفانه حرف خودش را فراموش می کند و چند خط پايين تر هم صدا با خبرنگار اين خبرگزاری می شود و"هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين" را فراموش می کند.
من در سال های اخير شايد در صدها مصاحبه و مقاله در اين موضوعات به گفت و گو نشسته ام. بايد از اين دوست عزيز بپرسم که آيا حتی يک بار و يا در يک جا ايشان سراغ دارد که بنده از دولت آقای بوش دفاع کرده باشم يا موافق حمله نظامی آمريکا باشم و يا تن به کارگزاری يک دولت بيگانه از جمله آمريکا داده باشم. از همان آغاز حملات نظامی آمريکايی ها به افغانستان و عراق تا همين امروز هميشه با هر حمله ای به ايران مخالفت کرده ام و با صراحت گفته ام که تغيير رژيم ايران تنها و تنها به ملت ايران مربوط است و به هيچ قدرت خارجی ربط ندارد. اما تغيير رفتار اين رژيم نسبت به مردم ايران امری است که ملت ما نيازمند کمک جامعه جهانی است. آنچنان که ملت آفريقای جنوبی برای مقابله با رژيم آپارتايد به آن احتياج داشت و يا ملت های زير چکمه خونين حکومت های جبار کمونيستی بدان احتياج داشتند و يا خود ما در مقابل ديکتاتوری شاه به آن نياز داشتيم و از پشتيبانی جامعه جهانی از مبارزات ملت ايران و فشار بر آن رژيم استقبال می کرديم. فشارهای دولت آقای کارتر رئيس جمهوری وقت آمريکا بر رژيم شاه از عوامل مهم تغيير رفتار آن رژيم با مردم و بازتر شدن فضای سياسی و شروع حرکت انقلاب شد. در برابر رژيم فعلی ايران هم که يک سويه تمام حقوق مدنی و انسانی ملت را نقض می کند و روزانه مفاد اعلاميه جهانی حقوق بشر را زير پا می گذارد از تمام ملت ها و دولت های آزاد دنيا کمک می خواهيم تا با فشار بر اين رژيم آن را وادار به تغيير رفتار در مقابل ملت ايران نمايند و در مبارزه مردم برای آزادی بيان، آزادی انتخابات و آزادی تجمع و تشکل و ساير حقوق شهرونديشان به ياری ملت ايران بشتابند. ضمن آن که اين آموزه دکتر مصدق را هم در گوش داريم که تمام قدرت های خارجی قابل ارتباط هستند اما هيچ کدام قابل اتکا نيستند. اين چند خط را تاکنون شايد صدها بار به زبان های مختلف و در صدها مصاحبه ونوشته تکرار کرده ام. کافی بود دکتريزدی تنها با صرف چند دقيقه وقت سری به سايت بنده می زد تا نظرات بنده راببيند.
نمی دانم دکتر يزدی از کجا اين دليری را يافته که در آخرين روزهای ماه مبارک رمضان به بنده اين طور راحت تهمت بزند و من و ديگران را به همکاری با يک دولت خارجی متهم نمايد. دکتر يزدی که من می شناختم از خدا می ترسيد و به خود اجازه نمی داد با آبروی بندگان خدا بازی کند. فکر هم نمی کنم دکتر يزدی آنقدر خام باشد و نسنجيده حرف بزند که استفاده بنده از تريبون صدای آمريکا را نشانه همکاری با آمريکا بداند. چرا که در اين صورت استفاده آقای خمينی از تريبون صدها رسانه خارجی در دوره انقلاب و خود ايشان تا همين زمان حاضر، محل سؤال قرار می گيرد. جالب است که من در استفاده از اين تريبون تاکنون وسواس به خرج داده ام و حتی آن چند ده دلار حق بوقی را که بابت شرکت در هر جلسه می دهند را هم دريافت نکرده ام. تا جايی که گاهی اگر برای شرکت در برنامه از جای ديگری آمده و مسافرت کرده ام، کرايه راه را هم نگرفته ام و خلاصه آن که تا امروز حتی يک دلار هم پولی را که حق هر کسی است که در مصاحبه با اين رسانه يا رسانه های ديگرشرکت می کند، نگرفته ام.
وقتی اين سقوط اخلاقی دکتر يزدی را ديدم تا چند روز در فکر و گيج بودم. شخصاً از او گله ای ندارم. دکتر يزدی را احاله به قيامت و پل صراط هم نمی کنم چرا که از صميم دل او را بخشيده ام و چيزی در دل ندارم و تنها برايش دعا می کنم و از خدا می خواهم تا از سر تقصير من و او و تمام مؤمنين بگذرد. اما برای حضورش در صحنه سياست ايران و بازی خطرناکی که می کند نگران هستم. با خودم می انديشم که:
ای کاش دکتريزدی توجه می کرد که آقای خامنه ای ودستگاه امنيتی او سال هااست که از تفرقه درميان صفوف آزادی خواهان تغذيه وپايه های استبداد را تحکيم می کنند. آن گاه از طرفداران استبداد مثل خبرگزاری فارس بازی نمی خورد.
ای کاش دکتريزدی اسير جوسازی های حکومت نمی شد و آن چنان که خودش درساليانی دراز اززندگيش به حق ازامکانات بين المللی برای مبارزه با ديکتاتوری شاه استفاده کرده بود،اکنون هم فعاليت های آزادی خواهان ايرانی در سراسر دنيا را پاس می داشت و در جهت جبهه متحد آزادی خواهان عليه استبداد دينی حاکم بر ايران حرکت می کرد.
ای کاش دکتر يزدی از اين روش دلبری کردن برای صاحبان قدرت دست می کشيد و هرگز نمی گفت که حاضر است با جمعيت مؤتلفه هم ائتلاف کند. جمعيت مؤتلفه ای که همين چند ماه پيش برای اسدالله لاجوردی بزرگداشت گرفت. او را شهيد می نامد و تنها جريانی است که از آقای کردان دفاع می کند و ده ها سياه کاری ديگر.
ای کاش دکتر يزدی متوجه می شد که پروژه "اسلام و دموکراسی" و يا "اسلام و انقلابيگری" و يا "اسلام و مدرنيت"، با روش اعتقاد به يک دين حداکثری که در آثار مهندس بازرگان و دکتر شريعتی و تمامی اسلامگرايان دهه های سی و چهل و پنجاه شمسی دنبال شده، شکست خورده و حاصل طبيعی اش همين جمهوری اسلامی است. قدری به عمق جراحی متفکرينی چون دکتر سروش پی می برد و درک می کرد که باور به تعامل معرفت دينی با ساير معارف بشری و تکثرگرايی دينی لازمه پروژه اسلام و مدرنيت است و اين مهم تنها بر بستر يک دين حداقلی امکان پذير است و اين يکی هم بدون بازخوانی مسئله وحی پروژه ای ناتمام است. آنگاه درمواجهه با امری به اين گستردگی که در ميان متفکرين دنيای اسلام و متفکرين ساير اديان با جديت دنبال می شود، اين طور سطحی به يک تقسيم بندی سست ميان حديث نبوی و حديث قدسی و قرآن تمسک نمی جست و اين طور بی خبری خود را از مباحث مهمی که در ميان نسل جوان مطرح است، بر آفتاب نمی افکند.
ای کاش دکتر يزدی می پذيرفت که حتی از درک صورت سؤال های نسل جوان عاجز شده چه رسد به اين که پاسخی برای آنها داشته باشد ومتوجه می شد که با نگرش های دهه چهل شمسی نمی تواند پاسخ سوالات اين نسل رابدهد.
ای کاش دکتر يزدی وقتی به دفتر تحکيم وحدت برخورد می کرد می فهميد که اين بزرگترين سازمان دانشجويان ايران، به دليل خصلت دموکراتيک و انتخابی بودن خود حرفی را که می زند، حرف بدنه اصلی دانشجويان و جوانان کشور است. وقتی فعالين اين سازمان دانشجويی زير بار او نمی روند و با او مخالفت می کنند فعالين آنها را به وابستگی به آمريکا و اجانب متهم نمی کرد. به جای شکستن آينه، خودش را در آينه نسل جوان کشور می ديد.
ای کاش دکتر يزدی در سن هفتاد و هفت سالگی می پذيرفت که پيری امری طبيعی برای هر انسانی است و با پير شدن تيزی ذهن به کندی می گرايد و نسيان و خطا بيشتر می شود و در سياست هم مثل هر شغلی يک روزی بايد بازنشسته شد و راه را برای جوان تر ها باز کرد.
و ده ها ای کاش ديگر که به ذهنم می آيد. قلم را همين جا متوقف کنم و برای دکتر يزدی از خدا تنها خدا را بخواهم.

خداوند آخر و عاقبت همه ما را ختم به خير فرمايد
محسن سازگارا
بيست ودوم مهرماه هشتادو هفت


۱-عطار نيشابوری، شيخ فريدالدين، تذکره الاولياء، ذکرحسين بن منصورحلاج، ص ۴۱۸، تصحيح دکترمحمد استعلامی، شرکت سهامی کتاب های جيبی، چاپ اول، ۱۳۵۲، تهران ۲مصاحبه دکتريزدی با خبرگزاری فارس به نقل از سايت ميزان
http://mizannews.com/default.asp?nid=824
۳-به نقل ازسايت سازگارا
http://www.sazegara.net/persian/archives/2006/09/060901_034433.html
۴-مصاحبه دکتريزدی باخبرگزاری فارس به نقل از سايت ميزان
http://mizannews.com/default.asp?nid=824


Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2003 news.gooya.com
All rights reserved for the original source