مجلس شورای اسلامی طی طرحی که يک فوريت آن به تصويب رسيده، بر اين نظر است که رييسکل بانک مرکزی ايران بايد همانند ساير نامزدان وزارتخانهها توسط رييسجمهوری به مجلس معرفی شده و سپس مجلس به رييسکل بانک مرکزی رای اعتماد بدهد.اين طرح مجلس، «بانک مرکزی» به عنوان مهمترين نهاد سياستگذار پولی کشوررا به مثابه يک دستگاه اجرايی دولتی فرض کرده است که فرآيند انتخاب مسوول آن بايد با نظارت نمايندگان باشد.اين طرح مجلس از ابعاد پيامدی تخصصی، قابل بررسی است.سالها است که محافل آکادميک و حتی برخی از مديران ارشد بانک مرکزی از نبود استقلال اين نهاد و استيلای دولت بر آن و وجود يک بانک مرکزی منطبق با معيارها و خواستههای دولت انتقاد میکنند. اين در حالی است که طرح مجلس به طور غيرکارشناسانهتر به جای تامين استقلال بانک مرکزی، وابستگی اين نهاد را به دولت تشديد میکند.
بسياری از مشکلات ساختاری اقتصاد ايران و نبود استحکام در سياستهای پولی کشور به دليل نبود استقلال بانک مرکزی است.
حال به نظر میرسد انتخاب رييسکل بانک مرکزی توسط دولت و تاييد آن از سوی مجلس سبب تشديد چسبندگی سياستهای پولی و مالی دولت شود.
واقعيت اين است که به دليل نبود تجربه يک بانک مرکزی مستقل در اقتصاد ايران، تاکنون آثار مثبت استقلال بانک مرکزی در فرآيند تصميمسازی و برآيند تصميمگيری برای مجريان و قانونگذاران ملموس نبوده است. اما اين آثار چيست؟
۱ - استقلال بانک مرکزی، باعث شفاف شدن سياستهای پولی کشور میشود.
۲ - استقلال بانک مرکزی، موجب استحکام سياستهای پولی کشور میشود.
۳ - استقلال بانک مرکزی، باعث تفکيک سياستهای پولی از سياستهای مالی میشود.
۴ - استقلال بانک مرکزی، باعث شفاف شدن وظايف پولی از وظايف غيرپولی میشود.
۵ - استقلال بانک مرکزی، دامنه عمليات شبه مالی را محدود میسازد.
۶ - استقلال بانک مرکزی، تمايل و توان اين نهاد را به سوی سياستگذاری کلان اقتصادی جلب میکند.
۷ - استقلال بانک مرکزی، تزلزل در تصميمگيریها و تداوم روش آزمون و خطا را تقليل میدهد.
۸ - استقلال بانک مرکزی، باعث محدود شدن دامنه تاثيرگذاری ساير نهادها و شوراهای موازی در درون تشکيلاتی، بر روند تصميمگيریهای اين حوزه میشود.
۹ - استقلال بانک مرکزی، سطح درگيری و خنثیسازی ساير سياستگذاریهای بازرگانی، صنعتی، مالی با سياستهای پولی و اعتباری کشور را از ميان میبرد.
۱۰ - استقلال بانک مرکزی، مسووليتپذيری اين نهاد در قبال تصميمات و تدابير پولی را افزايش میدهد.
۱۱ - استقلال بانک مرکزی، از دامنه مداخلات وزارت اقتصاد در سياستگذاریهای پولی و بانکی میکاهد.
۱۲ - استقلال بانک مرکزی، خواسته يا ناخواسته، وضعيت پاسخگويی وزارت اقتصاد در قبال تصميمات اقتصادی را مشخص میکند.
۱۳ - استقلال بانک مرکزی، توان و شناخت ناظران و تحليلگران و منتقدان سياستهای پولی در خصوص تحليل، ارزيابی و ارزشيابی جهتگيریها و تدابير پولی را افزايش میدهد.
۱۴ - استقلال بانک مرکزی، میتواند بر آينده و سرنوشت بانکداری خصوصی ايران، تاثير مثبت بسزايی داشته باشد.
۱۵ - استقلال بانک مرکزی، روابط و مناسبات ميان دولت با بانک مرکزی را شفاف میکند.
۱۶ - استقلال بانک مرکزی، درجه وابستگی دولت به اين نهاد را کاهش میدهد.
۱۷ - استقلال بانک مرکزی، قدرت ساير دستگاهها برای اعمال فشار بر مديران ارشد سيستم بانکی را تقليل میدهد.
۱۸ - استقلال بانک مرکزی، فشار برای عزل و نصب سياسی مديران در سيستم بانکی را از بين میبرد.
۱۹ - استقلال بانک مرکزی، زمينه استقراض دولت از بانک مرکزی را به جز در شرايط فورس ماژور از بين میبرد.
۲۰ - استقلال بانک مرکزی، باعث تقويت ديد بلند مدت و حذف ديد کوتاه مدت رهبران سياسی نسبت به سياستهای پولی و حتی مالی میشود.
۲۱ - استقلال بانک مرکزی، باعث واقع بينانه شدن حمايت دولت از سيستم بانکی و پايان حمايتهای سياسی از اين سيستم میشود.
۲۲ - استقلال بانک مرکزی، سبب ساز استحکام موقعيت بانک مرکزی در نظام تصميمگيری کلان کشور میشود.
۲۳ - استقلال بانک مرکزی، موجب اعطای موقعيت بايسته و شايسته اين نهاد در کابينه دولت میشود.
۲۴ - استقلال بانک مرکزی، در حداقل سازی بی انضباطی مالی دولت موثر است.
۲۵ - استقلال بانک مرکزی، باز تعريف ماموريت بسياری از نهادها، شوراها و ستادهای اقتصادی در تشکيلات دولت را ضروری میسازد.
۲۶ - استقلال بانک مرکزی، زمينه برقراری شديدترين محدوديتهای قانونی برای تامين مالی هزينههای عمومی از طريق اعطای اعتبار بانک مرکزی به دولت را فراهم میسازد.
۲۷ - استقلال بانک مرکزی اين نهاد را از اجرای قوانين محدودکننده دولتی رها میسازد.
۲۸ - استقلال بانک مرکزی، باعث میشود که رييسکل بانک مرکزی از سوی رييسجمهور انتخاب و منصوب شود و وزير اقتصاد به صورت مستقيم و يا غير مستقيم مجری برنامههای بانک مرکزی باشد.
۲۹ - استقلال بانک مرکزی، میتواند زمينه توسعه بازار پول را فراهم کند.
۳۰ - استقلال بانک مرکزی در محدود کردن دامنه فعاليت بازارهای غيرمتشکل پولی موثر است.
۳۱ - استقلال بانک مرکزی، باعث تخصيص بهينه منابع میشود.
۳۲ - استقلال بانک مرکزی، به اين نهاد اختيار میدهد که اهرمها و ابزارهای پولی، يعنی نرخ بهره، نرخ تنزيل مجدد انتشار اوراق قرضه و تغيير مقدار ذخيره قانونی را به گونهای متعارف مورد استفاده قراردهد.۳۳ - استقلال بانک مرکزی، در کنترل و کاهش نرخ تورم موثر است.۳۴ - استقلال بانک مرکزی در کنترل رشد نرخ نقدينگی موثر است.
۳۵ - استقلال بانک مرکزی (درصورت سياستگذاریهای منسجم) باعث حفظ ارزش پول ملی میشود.
۳۶ - استقلال بانک مرکزی، میتواند از نوسانات نامنظم ساير اسعار خارجی در برابر پول ملی جلوگيری کند.
۳۷ – استقلال بانک مرکزی، سبب ساز اتخاذ سياستهايی است که منجر به حفظ تعادل پرداختهای خارجی کشور میشود.
۳۸ - استقلال بانک مرکزی، به صورت کلی، اختيارات اين نهاد را برای سياستگذاریهای ارزی توسعه میدهد.
۳۹ - استقلال بانک مرکزی، باعث میشود که اين نهاد با اختيارات بيشتر به تغيير و تثبيت رژيمهای ارزی بپردازد.
۴۰ - استقلال بانک مرکزی، مديريت بر تعهدات و ذخاير ارزی کشور را تسهيل میکند.
۴۱ - استقلال بانک مرکزی، امکان میدهد که تغيير ساير نسبتهای پولی و متغيرهای اقتصادی تحت کنترل قرار گيرد.۴۲ - استقلال بانک مرکزی، در مهار بسط بیرويه پايه پولی موثر است.۴۳ - استقلال بانک مرکزی، در مهار رشد فزاينده هزينههای جاری دولت هم موثرتر است.۴۴ - استقلال بانک مرکزی (طبق دادههای تحقيقات قابل دسترسی و اتکا) بر نرخ رشد اقتصادی موثر است.
|
advertisement@gooya.com |
|
۴۵ - استقلال بانک مرکزی، میتواند نرخ بيکاری را تعديل کند.
۴۶ - استقلال بانک مرکزی، احساس مسووليت اين نهاد را در قبال انتشار گزارشهای آماری و اظهارنظرها بيشتر میکند.
۴۷ - استقلال بانک مرکزی، مسووليت و تعهد اين نهاد را در قبال صحت اطلاعات منتشره افزايش میدهد.
۴۸ - استقلال بانک مرکزی باعث ارتقای سطح اعتبار بانک مرکزی و نظام بانکداری کشور در محافل پولی و موسسات بينالمللی میشود.
۴۹ - استقلال بانک مرکزی، میتواند حتی در تعديل نرخ ريسک اعتباری کشور موثر باشد.
۵۰ - استقلال بانک مرکزی، در تقويت موقعيت اصلاحات راهبردی سيستم بانکی موثر است.
۵۱ - استقلال بانک مرکزی، اعتماد و اطمينان بينالمللی به سياستهای پولی و نظام بانکی کشور را افزايش میدهد.۵۲ - استقلال بانک مرکزی، سيستم را در برابر پذيرش و اجرای استانداردهای جديد بانکداری، منعطف میسازد.۵۳ - استقلال بانک مرکزی، دامنه تاثيرگذاری شورای پول و اعتبار بر سياستگذاریهای پولی را معين میسازد.۵۴ - استقلال بانک مرکزی، میتواند باعث تقويت نظارت اين نهاد بر بانکها شود.
۵۵ - استقلال بانک مرکزی، فشار پيرامونی احزاب و گروههای سياسی (البته در يک اقتصاد سالم) جهت تغيير تصميمات را تعديل میکند.
۵۶ - استقلال بانک مرکزی، جايگاه اين نهاد را نزد افکار عمومی شفاف تر میکند.
۵۷ - استقلال بانک مرکزی، میتواند به چندگانگی مقررات و قوانين بانکی در کشور پايان دهد.
۵۸ - و دهها علت و برهان و دلايل کارشناسی ديگر که نمیتواند از نگاه بانکداران و اقتصاددانان خبره و نقاد دور بماند.حال آيا طرح مجلس شورای اسلامی استقلال واقعی بانک مرکزی را تضمين میکند؟