یکشنبه 8 شهریور 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

چهار مقوله

هادی خرسندی

مقوله‌ی نخست: مرغ پخته خنده کن!

"حزب مشارکت ايران اسلامی در واکنش به اولين جلسه دادگاه برخی فعالان سياسی معترض به نتايج انتخابات، طی بيانيه‌ای، کيفرخواست اين دادگاه را "بيانيه ای آشفته و ضعيف" توصيف کرده که "مرغ پخته را هم به خنده می‌اندازد."
بی. بی. سی

اين خبر به اين صورت خوشبختانه فقط در سايت فارسی بی.بی.سی آمده بود و به زبان‌های ديگر ترجمه نشد، و اِلاّ توجيه رابطه‌ی مرغ پخته با محاکمات اخير؛ مشکلات تازه ای برای مفسران ما در سطح بين‌المللی پيش ميآورد.
در عين حال انتشار اين خبر همزبان با نامه‌ای که سيصدتن از انديشمندان برای "مراجع عظام تقليد در قم" نوشته‌بودند باعث شد که تشکيلات «مرغ سبز» تعدادی مرغ پخته در اختيار علمای ديرباور بگذارند تا اين بزرگان محافظه کار؛ شاهد خنديدن مرغ‌های پخته به محاکمات نمايشی باشند.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


گزارش‌های رسيده از قم حاکيست که حضرات مراجع ابتدا ضمن محکوم کردن حزب مشارکت در انتشار اينگونه اخبار قبل از افطار، که باعث آزار و انحراف روزه‌داران ميشود؛ اعلام کرده‌اند که مع‌الاسف تجربه‌ی موفقی از مرغ‌های پخته دستگيرشان نشده و با اينکه در تمام مدت؛ خبرهای مربوط به محاکمات و بخصوص کيفرخواست مربوطه را با سيستم‌های صوتی دقيق مثل معاذالله آی‌پاد و ام.پی.تری برای مرغ‌های پخته پخش کرده‌اند کمترين تبسمی بر لب‌ آنها نيامده و هيچگونه نشاطی در آنها ديده نشده است. به همين دليل مراجع عاليقدر تصميم دارند به ناباوری خود راجع به مضحکه بودن محاکمات ادامه دهند.

در پاسخ، حزب مشارکت ايران اسلامی با انتشار بيانيه‌ای اعلام کرد: «متأسفانه حضرات مراجع عظام تقليد، زمان کافی در اختيار مرغ‌های پخته نگذاشته و به محض در رفتن توپ افطار، از آنها استفاده ابزاری کرده‌اند.»

از سوی مراجع پاسخ داده شد: «بسمه تعالی. اعتطال مرغ‌های مطبوخ بيش از آن جايز نبود و بعد از حصول افق افطار، حضرات مراجع، باب احتياط، تا حد دم کشيدن پلو نيز صبوری از خود نشان داده متعاقباً مطابق موازين شرعی با يک يک آنان برخورد شده است.»
سخنگوی حزب مشارکت با رد اين سخنان اظهار داشت: «متأسفانه حضرات مراجع در اين فرايند تحقيقی دچار وسوسه شده و تعامل کافی با مرغ‌های پخته نشان نداده‌اند. وی افزود اگر مراجع عاليقدر تقليد، تنها يکی از مرغ‌های پخته را چند ساعتی لحاظ کرده و به چالش نکشيده بودند، دير يا زود صدای قهقهه‌اش بلند ميشد.»

در قم گفته ميشود بين حضرات علما بر سر نوع پخته شدن مرغی که بايد خنده کند اختلاف افتاده. عده‌ای عقيده دارند در اينگونه آزمايشات حساس؛ مرغ را بايد بر آتش زغال پخته و به اصطلاح بريان کرده باشند اما جمعی ديگر از خورش آن صحبت ميکنند و حتی نام فسنجان و مسمای بادمجان هم به ميان آمده است.

در مجموع مراجع عاليقدر تقليد که به يمن ناباوری تاکتيکی، در ساحل امنيت و آسايش، خود را از دريای متلاطم خروش و سرکوب بدور نگهداشته‌اند، اين بار اظهار علاقه کرده‌اند که برای دستيابی به حقيقت و پی بردن به ماهيت خنده‌دار دادگاه، آزمايش مرغ‌های پخته بار ديگر و چندبار ديگر تکرار شود. همچنين يکی از علما از خنديدن بوقلمون و مرغابی و کبک و تيهو و قرقاول ياد کرده و آمادگی جمعی از مراجع را برای هرچه بيشتر روشن شدن جريان محاکمات اعلام کرده‌است. انا لله و انا اليه راجعون.
------------

مقوله‌ی دوم: پودر و ماتيک خبری!

صحبت بی.بی.سی فارسی شد. انگاری گريمورهاشان گمان ميکنند ماليدن پودر و ماتيک زيادی به گويندگان اخبار، باعث ميشود مردم درجا خبرهاشان را باور کنند. در حاليکه به نظر نميرسد اين آقايان خوش سيما و مسلط را حاجت مشاطه باشد! از قديم گفته‌اند وسمه عشوه را زياد ميکند اما ....
------------

مقوله‌ی سوم: تفهيم اتهام

من اصلاً در مسائل حقوقی و قضائی سررشته ندارم اما همينطوری با خواندن روزنامه و تعقيب اخبار يک چيزهائی ياد گرفته‌ام. از جمله ميتوانم در رابطه با آنچه در مملکت عزيز ما جريان دارد بگويم که هنوز به ملت ايران تفهيم اتهام نشده!
------------

مقوله‌ی چهارم:

جمله‌سازی، سرگرمی ملی روزگار

ز بيکاری گهی با "بام" و "کفتر" جمله ميسازم
ز بی پولی گهی با "نقره" و "زر" جمله ميسازم

ندارم يک ستاره در دل هفت آسمان اما
گهی با "کهکشان" و "ماه" و "اختر" جمله ميسازم

به خانه پرده‌ها را ميکشم آنگاه با "يار" و
"شراب" و "صحبت" و "بالين" و "بستر" جمله ميسازم

به تاريکی و بی برقی چراغان ميکنم شب را
ز "پستو"، "دزدکی"، "همسايه"، "دختر" جمله ميسازم

برای انتخاباتی که در پيش است با "به به"
"تماشا کن"، "دوباره"، "محشرخر" جمله ميسازم

اگر خواهی بسازم جمله ای "غارتگری" در آن
ز "شيخ" و "انحصار" و "قندوشکـّر" جمله ميسازم

مخواه از من بسازم جمله‌ای در شرح غم‌هايم
که با "برباد" و "رفت" و "حيف" و "کشور" جمله ميسازم

بگيرش بابت کلاشی آخوند بدکاره
اگر با "لطمه" و "دين" و "پيمبر" جمله ميسازم

من از منحطـّی اخلاقشان چيزی نميگويم
ولی با "طفل" و "شيخ" و "زيرمنبر" جمله ميسازم

برای اينکه در جمله "رياکاری" بگنجانم
گهی با "اشهد" و "الله‌اکبر" جمله ميسازم*

وگر خواهی بسازم جمله‌ای "اسلام" همراهش
ز "قتل" و "غارت" و "دستور" و "رهبر" جمله ميسازم

برای اينکه گاهی بازيابم همت خود را
ز "مشروطيت" و "عدل‌مظفر" جمله ميسازم

بگو هادی بسازم جمله‌ای "رؤيا" در آن باشد
که با "ياد" و "وداع" و "دور" و "دلبر" جمله ميسازم

-------------------
* اين سروده مال پارسال در همين ايام است. اگر امسال گفته ميشد، قافيه‌ی "الله‌اکبر" را طور ديگری بکار ميبردم. مثلاً:
نميخواهم که رأيم را بدزدد رهبر سارق
از اينرو با "شب" و "الله‌اکبر" جمله ميسازم

برای رعايت امانت در خيانت (اين را از يک آدم بيمزه ياد گرفتم!) به همان شکل اولش آوردمش.


[اصغرآقا، سايت هادی خرسندی]


از همین نویسنده | ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 

























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #2 in 0.009 seconds