کتابخانه حقوق بشر



















چهارشنبه 29 آذر 1385

چقدر ترحم برانگيز است، نيما راشدان

نيما راشدان
فقط و فقط يک راه و يک فرمول برای اعلام پيروزی "اصلاح طلبان" در انتخابات اخير وجود دارد، فقط و فقط يک راه برای اعلام مشارکت گسترده مدنی مردم کشور وجود دارد. فقط يک راه برای تحقير ديدگاه های آزاد، مستقل و انسانی خواهان تغيير وجود دارد و آن راه آشنای "خودفريبی" است

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

راستش را بخواهيد ، ادعای پيروزی از جانب اصلاح طلبان ، آنقدر دردناک و ترحم برانگيز است که بهتر است چيز زيادی درباره اش ننويسم و تنها به ذکر چند نکته شيرين اکتفا کنم و نتيجه گيری را به خواننده بسپارم :

(۱) کميت رای هاشمی

«موضوع مهم ديگر، انتخابات پيروزی چشمگير ‌هاشمی رفسنجانی است - حيدريان ، محسن ، ايران امروز دوشنبه ٢٧ آذر ١٣٨٥»
می گويند رای بالای مردم به آقای هاشمی رفسنجانی نشان از گرايش مردم به اعتدال دارد ، لابد به توصيه اصلاح طلبان ، اجازه دهيد ببينيم :
رای آقای هاشمی در انتخابات خبرگان پيشين ( اول آبان ۷۷) يک ميليون و دويست هزار رای بوده است ، بر رای ايشان ظاهرا ( ۳۰۰ هزار برگ رای) يا ( حدود ۲۵٪) افزوده شده است. آيا اين گرايش به اصلاحات است ؟ البته خير ، چون اساسا نه تنها به رای آقای هاشمی چيزی افزوده نشده ، بلکه نبست به انتخابات قبلی خبرگان ، از رای ايشان کاسته شده است ، اين در حاليست که مجمع روحانيون مبارز ، مجمع مدرسين حوزه ، جبهه مشارکت و ۱۷ تشکل اصلاح طلب موسوم به جبهه دوم خرداد به استثنای کارگزاران اساسا انتخابات قبلی خبرگان را تحريم کرده بودند ( يا به قول خودشان زمينه شرکت فراهم نبود) ، حالا حتی با همه اين حرفها ، اولا حدود ۱۱ ميليون به واجدين شرايط شرکت در انتخابات از آبان ۷۷ اضافه شده است - يعنی ۲۹٪ درصد ( نقل :‌ستاد انتخابات کشور ) ثانيا به درصد مشارکت کشوری ( و استان تهران) حدود ۱۵٪ يا بيشتر اضافه شده است. لذا هر کودک دبستانی می تواند تشخيص دهد از رای هاشمی کاسته شده ، من واقعا نمی دانم ، اين دوستان دانشمند رای آقای هاشمی در استان تهران را با کدام رای ايشان مقايسه می کنند و هورا می کشند ، مثل اين است که درجه حرارت مرداد امسال را با دی پارسال مقايسه کنند و بگويند هوا ۵۰ درجه گرمتر شده ، نسبت به سال پيش.

(۲) کيفيت رای هاشمی

آمار خروجی انتخابات خبرگان ، در استان تهران فرياد می زند که شرکت کنندگان به ليست جامعتين ( جامعه مدرسين حوزه علميه قم ) و ( جامعه روحانيت مبارز ) رای داده اند و بس - يعنی انتشار ليست اصلاح طلبان برای خبرگان ، چه کارگزاران و چه اعتماد ملی ، دو ريال رای نياورده است :
الف - از ۱۶ نفر ليست جامعه روحانيت و جامعه مدريسن حوزه علميه قم ، ۱۴ نفر رای آورده اند ، حتی با ترتيبی بسيار نزديک به ليست.
ب - دو نفر کانديد راهيافته به خبرگان تهران - غير از ليست جامعتين - محسن قمی و مرعشی شوشتری هستند ، محسن قمی علاوه بر کانديدای کارگزاران و کروبی ،‌کانديد ليست ديگر « خبرگان و کارآمدی » نيز هست. مرعشی شوشتری نيز از اساس در ليست کارگزاران يا کروبی ديده نمی شود.
ج - کانديداهای اختصاصی کارگزاران و يا کروبی و يا ائتلاف - حتی يک نفر ،‌ در انتخابات خبرگان تهران رای نياورده ، که لااقل بتوان بخشی از آرای هاشمی را تحت تاثير تبليغ اين دو حزب دانست.
د - از همه جالب تر وضع مصباح يزدی است که خود را از سکوی نهم انتخابات خبرگان ۷۷ به سکوی ششم انتخابات خبرگان فعلی رسانده است.

(۳) وضع اصلاح طلبان حتی از انتخابات رياست جمهوری خراب تر است.

حالا اجازه بدهيد ،‌ به صورت ليستی وضعيت انتخابات را بررسی کنيم.
ليست ائتلاف مرکب است از کارگزاران ، مشارکت و کروبی - اين ائتلاف در دور اول انتخابات رياست جمهوری نهم ( ۱۷.۲۴٪کروبی ، ۱۳.۹۳٪معين و ۴.۳۸٪ مهرعليزاده ) را در اختيار داشت ،‌ يعنی مجموعا ۳۵.۵۵ ٪ کل آراء ( توجه داريد که من چون قصد گول زدن خود و ديگران را ندارم ،‌آرای آقای هاشمی را رای به اصلاحات تلقی نمی کنم ،‌والا با احتساب آرای آقای هاشمی ۵۷٪ آراء را به قول خودشان داشتند )
حال حتی اگر سی و پنج درصد انتخابات نهم را در نظر بگيريم ، اصلاح طلبان برای جلوگيری از شکست انتخابات نهم حداقل بايد يک درصد به آرايشان در انتخابات مثلا شورای تهران يا هر انتخابات ديگری اضافه شود ، رای اصلاح طلبان در انتخابات شورای تهران ۲۶٪ آراء‌ است ، يعنی اصلاح طلبان حتی رای طرفداران خود در انتخابات نهم را هم کسب نکرده اند ، چه رسد به ادعای مشارکت شهروندان تحريمی ، حاميان احمدی نژاد و ديگران.
دهها و صدها نکته بسيار خنده دار ديگر وجود دارد مثلا عليرضا دبير که عضو هيچ ليستی نبوده است از اساس ،‌ بيش از مجموع آرای مسجد جامعی ( وزير خاتمی ) و نجفی ( سر ليست ائتلاف و وزير مشهور هاشمی) رای آورده است. الهه راستگو کانديد جناح راست در ليست ائتلاف بيش از تمام کانديداهای مشهور غيرکارگزار جبهه مشارکت و کروبی رای آورده است و بسياری موارد مشخص ديگر که تحقيق آن جدا مايه سرگرمی است.

( ۴ ) جامعه شناسی انتخاباتی اصلاح گرايان

« ثانيا در اين روند ميان جامعه مدنی و دمکراسی يک پيوستگی بسيار نزديک وجود دارد. اين نسبت بطور بسيار فشرده به اين معناست که رشد و توسعه جامعه مدنی و سطح رشد آگاهی سياسی مردم و درس گبری از آزمون پيامدهای وخيم و تاسف بار سياست تحريم انتخابات حساس رياست جمهوری ، مهمترين عامل حفظ، رشد و تحکيم دمکراسی و تامين حقوق انسانی شهروندان است. - حيدريان ، محسن ، ايران امروز دوشنبه ٢٧ آذر ١٣٨٥ »
با کمال ارادت و احترامی که برای آقای حيدريان عزيز قائلم ،‌ پاراگراف بالا نمونه بسيار کلاسيک و روشن - جعل مفاهيم و واژگان جامعه شناسی سياسی - برای القاء کارآمدی يک راهبرد سياسی ناکارآمد و شکست خورده است. اين عمل خطای تحليلی نيست و مشخصا جعل فکت و داده است ، چرا که آقای حيدريان دست بر قضا « متخصص جامعه شناسی مشارکت سياسی اند » و بعيد است به داده های آماری پنج انتخابات اخير دسترسی نداشته باشند.
آقای محسن حيدريان می خواهند به ما بقبولانند که « جامعه مدنی » در شهر تهران با مشارکت متوسط سی و پنج درصدی در انتخابات اخير لابد ضعيفتر و نحيف تر است از سه استان رکورددار بی سوادی ، محروميت و فقر در کشور - خراسان جنوبی ، ايلام و کهکيلويه که هر سه رکورد مشارکت بالای ۸۰٪ در انتخابات مدنی ايشان و گرايش به پراگماتيسم و دوستی با غرب داشته اند.
آقای محسن حيدريان از ما می خواهد بپذيريم که جامعه مدنی در « نظر آباد و ساوجبلاغ » يعنی محرومترين و فرودست ترين خانوارهای پر تعداد و مهاجر ساکن در حاشيه تهران و کرج ، بايد به مناطق بالا ، ميانی و تحصليکرده شهر تهران درس جامعه مدنی دهد چون ميزان مشارکت سياسی ۹۳ درصدی دارند ، شصت درصد بيشتر از شهروندان - منفعل و غير مدنی - تهران !
و جالب اينجاست که اين الگو ی همه کشور است ، هر جا که درس است و سواد است و فرودگاه است و آبادی است « آنجا رای نيست و مشارکت زير ۵۰٪ است » ،‌هر جا که بيابان است و برهوت است و چوپان است و گوسفند و گاو و شتر « آنجا مشارکت بالای ۸۰٪ » است . پيدا کنيد خواهندگان جامعه مدنی انتخاباتی را .
نتايج انتخابات ايران را به هزار و يک روش مختلف می شود که تحليل کرد ، از الگوهای جامعه شناختی تحليل رفتار انتخاباتی ، Paul Lazarsfeld گرفته تا بسط جغرافيايی آندره زيگفريد ، « مکتب ميشيگان » ، نظريه و فرمول داونز ،‌ فرضيه استين روکان ، چهارچوب نظری نونا و ماير و ….
فقط و فقط يک راه و يک فرمول برای اعلام پيروزی « اصلاح طلبان » در انتخابات اخير وجود دارد ، فقط و فقط يک راه برای اعلام مشارکت گسترده مدنی مردم کشور وجود دارد. فقط يک راه برای تحقير ديدگاههای آزاد ، مستقل و انسانی خواهان تغيير وجود دارد و آن راه آشنای «خودفريبی » است.
‌چشم بستن به سان « چائوشسکو و ميلشوويچ » و سر زير برف کردن ، اعلام ارقام و بازی با آمار مشارکت جوی طرفدار نظام ، درست مثل استالين ، مثل اريش هونکر ، مثل ياروزلسکی ،‌مثل شوروی و اقمارش که هفتاد سال مشارکت بالای هفتاد درصد داشتند و شکست سياست امپريال صهيونيستی تحريم را بعد از هر انتخابات جشن می گرفتند.
بيش از اينها می توان درست با وقاحت « بشار اسد و معمر قذافی» - مشارکت ۹۹٪ خلق هميشه قهرمان سوريه و ليبی در انتخابات را کوری چشم دشمنان خارج نشين و تمايل شهروندان صبور به اصلاحات آرام و تدريجی خواند و ….
بيش از اينها ، آه ، آری
بيش از اينها ميتوان خاموش ماند
….
ميتوان همچون عروسک های کوکی بود
با دو چشم شيشه ای دنيای خود را ديد
….
ميتوان با هر فشار هرزهء دستی
بی سبب فرياد کرد و گفت
” آه ، من بسيار خوشبختم ”
(فروغ فرخزاد - عروسک کوکی)

***

نگارنده از دريافت نظرات خوانندگان استقبال می کند، ‌اينجا را کليک کنيد
http://www.rashedan.com/wp/?p=18#respond

دنبالک:


فهرست زير سايت هايي هستند که به 'چقدر ترحم برانگيز است، نيما راشدان' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008