کتابخانه حقوق بشر



















سه شنبه 28 آذر 1385

حصار در حصار، نقدی بر مراوده عبدی و حجاريان در خصوص جنبش اصلاحات (۲)، داريوش سجادی

داريوش سجادی
می توان در ايران انرژی هسته ای و بلکه سلاح اتمی را در خدمت بسط و تعميق دمکراسی و توسعه اقتصادی و سياسی گرفت. البته اين بدآن معنا نيست و نمی تواند باشد که سلاح اتمی بالذات برخوردار از ربط موضوعی با تقويت دمکراسی يا تشديد ديکتاتوری در حکومت ها و رژيم های سياسی دارد

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

[بخش نخست مقاله]

از حيث بين المللی نيز با توجه به محصور بودن ايالات متحده آمريکا بين دو اقيانوس اطلس و کبير و فقدان کشوری قدرتمند در جوار مرزهايش اين کشور اين توفيق را يافته تا از امنيت کافی نسبت به ديگر کشورهای جهان برخوردار باشد خصوصاً آنکه با دست يابی به سلاح اتمی نيز توانست ضريب اين امنيت را از سطح ملی به سطح قاره ای و بين المللی تعميم دهد.
نکته حائز اهميت در تامين اين امنيت آن است که شهروند آمريکائی اين امنيت را در سايه پرداخت ماليات از حکومت می خرد و بواقع دولت را به استخدام خود درآورده و دولت از اين حيث بقای خود را مديون به شهروند می داند در حالی که در ايران در سايه رانت نفت (همانطورکه آقای عبدی نيز بدآن به درستی اشاره کرده اند) دولت از حيث بقا خود را مديون شهروند ندانسته و بجای آنکه خود را در استخدام شهروند ببيند، رای شهروندان به خود را برخوردار از اعتبار ذاتی می داند.
به همين دليل است که می بينيم در ۸ سال اصلاحات، دوم خرداديان بجای آنکه اهتمام خود را صرف تامين امنيت اقتصادی و سياسی و اجتماعی و فرهنگی شهروندان کنند با تکيه بر آراء ۲۰ ميليونی خاتمی قائل به اعتبار ذاتی خود نزد شهروندان شده و با اين تصور که از گارانتی مادام العمر حمايت شهروندان برخوردارند، سرمايه های خود را مستهلک در تئوری های انتزاعی و ذهنی مباحث روشنفکری کردند.
همچنانکه در حال حاضر نيز دولت جديد قبل از آنکه خود را مستخدم مردم بداند ضمن بی نيازی از ماليات شهروند برای خود شان نظرکردگی و معجزه هزاره سوم قائل است.
طبعاً آقايان عبدی و حجاريان و ديگر اصلاح طلبان نمی توانند منکر اين مسئله باشند که با توجه به جهتگيری ضد آمريکائی انقلاب اسلامی، خصوصاً از فردای اشغال سفارت، ۲۸ سال است که ايران در کانون خصومت و عداوت واشنگتن قرار داشته و طی اين مدت روزی نبوده تا اين کشور نسبت به تحولات ايران بی تفاوت مانده باشد.
طبعاً با وجود چنان جو امنيتی بر ايران هر دولتی اعم از اصلاح طلب يا محافظه کار که در ايران تصدی امور را عهده دار شود عملاً و منطقاً موظف است بخش عمده ای از توان و ظرفيت کشور را صرف تقويت و افزايش ضريب امنيت در مقابل دشمن خارجی نمايد و به همان اندازه نيز شهروند را به بهانه دشمن خارجی و خطر ناامنی، محروم از مطالبات مشروع شهروندی در جميع حوزه های سياسی و اقتصادی و اجتماعی نمايد.
به همين دليل است که می توان در ايران انرژی هسته ای و بلکه سلاح اتمی را در خدمت بسط و تعميق دمکراسی و توسعه اقتصادی و سياسی گرفت. البته اين بدآن معنا نيست و نمی تواند باشد که سلاح اتمی بالذات برخوردار از ربط موضوعی با تقويت دمکراسی يا تشديد ديکتاتوری در حکومت ها و رژيم های سياسی دارد.
همچنانکه در جهان معاصر می توان سياهه بلندی از کشورهای فاقد سلاح اتمی تهيه کرد که در اوج حاکميت استبدادی قرار دارند و هم زمان فهرستی از کشورهای برخوردار از سلاح اتمی مانند ايالات متحده و اروپا را نيز متذکر شد که برخوردار از حکومت هائی دمکراتيک اند.
در ايران نيز چنانچه هر حکومتی اعم از استبدادی يا دمکراتيک، اعم از اصلاح طلب يا محافظه کار بتواند با تکيه بر توانمندی بازدارندگی سلاح اتمی در نظام بين المللی که از فردای اضمحلال نظام دو قطبی تحت تاثير هژمونی سلطه طلبانه ايالات متحده قرار گرفته، موازنه قدرت را بنفع خود برقرار سازد آنگاه شهروندان از اين امکان برخوردار خواهند بود تا در سايه ايجاد چنان امنيتی با زبانی قاطع تر حقوق مشروع شهروندی خود را از حکومت مطالبه کنند يا لااقل حکومت ها ديگر اين فرصت را نخواهند داشت تا با بهانه دشمن خارجی و خطر ناامنی، شهروندان را در تامين مطالبات خود معطل نگاه دارند.

حل بحران هويت و بحران امنيت پيش شرط هر گونه تحول و تبـّدل در ساختار و شاکله ذهنی و شخصيتی شهروند شبه مدرن ايرانی و حکومت بقول آقای حجاريان«پاتروناژ» ايرانی است.
نسخه پيچی روشنفکرانه بدون توجه به اين دو بحران بمثابه فرجام تلخ نحوی داستان حضرت مولانست که:
آن يکی نحوی به کشتی در نشست
رو به کشتی‌بان نهاد آن خود پرست
گفت: «هيچ از نحو خواندی؟» گفت: «لا»
گفت: «نيم عمر تو شد در فنا»
دل‌شکسته گشت کشتی‌بان ز تاب
ليک آن دم کرد خامُش از جواب
باد کشتی را به گردابی فکند
گفت کشتی‌بان بد آن نحوی، بلند:
«هيچ دانی آشنا کردن؟ بگو»
گفت: «نی، ای خوش‌جواب خوب رو!»
گفت: «کلِّ عمرت ای نحوی فناست
ز آن که کشتی غرق اين گرداب‌هاست»
محو می‌بايد نه نحو اينجا، بدان
گر تو محوی، بی‌خطر در آب ران
آب دريا مرده را بر سر نهد
ور بود زنده، ز دريا کی رهد؟
چون بمردی تو ز اوصاف بشر
بحر اسرارت نهد بر فرق سر
ای که خَلقان را تو خر می‌خوانده‌ای!
اين زمان چون خر بر اين يخ مانده‌ای
گر تو علّامه زمانی در جهان
نَک فنای اين جهان بين وين زمان

همچنانکه توقع مسئوليت پذيری از جامعه ای که اسيربحران هويت است يادآور پاسخ زيرکانه مرحوم کيومرث صابری به پرسش آن شهروند است که به طعنه از گل آقا پرسيد:
چه تفاوتی است ميان گل آقا و سوپاپ اطمينان ديگ زودپز؟
ظاهراً پرسشگر رندانه درصدد اثبات اين نکته بود که حکومت برای اثبات وجود آزادی و حق انتقاد شهروندان نسبت به حکومت، خود راساً مجوز انتقادهای گزنده را به گل آقا داده تا بدينوسيله بتواند سندی بر ادعای خود داشته باشد و پاسخ رندانه تر مرحوم صابری هر اندازه تلخ اما مملو از واقعيت بود که:

تفاوت اينجانب با سوپاپ اطمينان ديگ زودپز در آن است که سوپاپ اطمينان در جائی نصب می شود که بخار وجود دارد. شما جماعت بخاری نداريد که سوپاپی لازم داشته باشيد!

داريوش سجادی
۲۶/آذر/۸۵
آمريکا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصلاح طلبان در انتخابات شوراها شکست می خورند
http://ayande.ir/2006/12/07/post_98/
زنده باد اصلاحات ـ سعيد حجاريان:
http://ayande.ir/2006/11/05/post_76/
نقد راهبر حاکميت دوگانه ـ پاسخ عباس عبدی به حجاريان:
http://ayande.ir/2006/11/13/post_81/
پاسخ سعيد حجاريان به نقد حاکميت دوگانه:
http://ayande.ir/2006/11/22/post_87/
* ـ (برگرفته از مقاله: «ايران جامعه بدقواره» ارائه شده توسط دکتر حميدرضا جلائی پور در نشست علمی انجمن جامعه شناسی)

Copyright: gooya.com 2008