چهارشنبه 18 مرداد 1385   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

سندرم حاد توهم وبلاگ نويسی چيست؟ محمود فرجامی

محمود فرجامی
SAWS يا سندرم حاد توهم وبلاگ نويسی، نوعی بيماری است که در بين وبلاگ نويسان شيوع می يابد و باعث بروز اختلالاتی در افکار و اعمال مبتلايان می شود. وبلاگ نويس مبتلا به اين سندرم، دچار خودبزرگ بينی شديدی شده و حالاتی خدای گونه از خود بروز می دهد

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


SAWS را جدی بگيريد، شايد قربانی بعدی شما باشيد!
۱۰ راه شناخت، ۴ راه پيشگيری


سندرم حاد توهم وبلاگ نويسی يا ساوز(Severe Acute Webloger Syndrome) نوعی بيماری واگيردار است که به راحتی ممکن است هر وبلاگ نويسی را مبتلا کند. اين بيماری که تا پيش از اين به ندرت و آن هم در ميان برخی از وبلاگر های پر سن و سال تر ديده می شد، با يک جهش ژنتيکی در کل اکوسيستم وبلاگستان شيوع يافته و نمونه های فراوانی از ابتلای به آن نه فقط در ميان وبلاگر های پرسابقه بلکه حتی تا در ميان وبلاگرهايی با سابقه چند ماهه نيز مشاهده شده است. از آنجايی که بهترين شيوه با شيوع اين نوع بيماری های خطرناک و به شدت واگير دار اطلاع رسانی عمومی است، علايم بيماری و برخی از راهکارهای مبارزه با آن از اين طريق به اطلاع می رسد.

ساوز چيست؟
SAWS يا سندرم حاد توهم وبلاگ نويسی، نوعی بيماری است که در بين وبلاگ نويسان شيوع می يابد و باعث بروز اختلالاتی در افکار و اعمال مبتلايان می شود. وبلاگ نويس مبتلا به اين سندرم، دچار خودبزرگ بينی شديدی شده و حالاتی خدای گونه از خود بروز می دهد. "احساس مالکيت" در بيمار به شدت تقويت شده بطوريکه علاوه بر بروز واکنش های بسيار شديد در خصوص وبلاگ خود، نسبت به فضای وبلاگستان نيز دچار نوعی حس پدرخواندگی می شود. بيمار مبتلا به ساوز، احساس می کند که جزئيات افکار و حتی روابط شخصی وی، برای مخاطبان وبلاگش اهميت حياتی دارد و در نتيجه علی رغم احساسات خدای گونگی اش، تلاش طاقت فرسايی را برای رفع اين نقيصه بکار برده و ضمنا از اين طريق به ارائه نوعی الگوی کامل و دقيق از خود به ديگران اهتمام می ورزد!
بيمار به همان ميزان که در مقابل انتقاد تک و پراکنده غير قابل نفوذ می نماياند و حالت تهاجمی به خود می گيرد، در مقابل انتقادات حجيم و متعدد، رفتارهای پارانويايی از خود بروز می دهد و به خاطر توهم و سوظن شديد حالات انفعالی از خود بروز می دهد. هرگونه تاييد و تمجيد از وبلاگ بيمار، وی را دچار خودبرتربينی بيشتری می کند و هر گونه انتقاد و يا حتی کم توجهی، حس بدبينی پارانويايی بيمار را تقويت کرده و وی را از توهم سوقصد ديگران به وبلاگ خود مطمئن می سازد.
کليه نشانگاه و پالس هايی که اصولا بازخورد جايگاه و کنش وبلاگر و وبلاگش است، به صورت تحريف شده به وی می رسد و اين عامل به علاوه اصرار بيمار بر نتيجه گيری های دلخواه خود از حقايق موجود، نوعی اسکيزوفرنی را در وی به وجود می آورد.

علايم شناخت بيمار مبتلا به ساوز
عدم تماس با بيماران مبتلا به ساوز ساده ترين و بهترين راه برای پيشگيری از ابتلا به اين بيماری است که آن نيز مستلزم شناخت علايم اين بيماری است. برخی از نشانه های ابتلا به سندرم حاد توهم وبلاگ نويسی (يا به اصطلاح بومی: متوهمين حاد وبلاگی) از اين قرارند:

يک متوهم وبلاگی:
۱- ... به ندرت برای ديگران کامنت می گذارد و چنانچه اين کار را بکند، با نام خودش کامنت نمی گذارد.
۲- ... آی پی وبلاگ نويسانی که منتقد وی هستند را BAN(مسدود) می کند.
۳- ... به طور پيوسته و به موازات وبلاگ نويسی اش، در حال صدور رهنمودهای در باب اخلاق وبلاگ نويسی، رسم الخط وبلاگ نويسی، شيوه نگارش و... است.
۴- ... هر زمان که اراده کند و به هر دليلی که صلاح بداند، هر بلايی که دلش بخواهد روی بخش کامنتهای وبلاگش و نظرات خوانندگان اعمال می کند. مثلا بخش کامنت برای وبلاگش نمی گذارد، يا می گذارد اما هر موقع که اراده کند آن را می بندد، يا هر کامنتی را که صلاح بداند منتشر می کند... .
۵- ... روزی چهل بار نام خود و وبلاگش را سرچ می کند و تمامی مطالبی را که درباره او نوشته شده يا صرفا در آنجا نامی از وی برده شده را می داند و به سرعت واکنش نشان می دهد.
۶- ... شديدا در کار نان قرص دادن و قرض گرفتنِ بين الوبلاگی متبحر است، منتها دايره دوستانِ نانی را وسيع نمی گيرد و صرفا با چند نفر حاضر است دست به چنين معامله هايی بزند.
۷- ... عارش می آيد مستقيم و شفاف درباره وبلاگ نويسانی که منتقد هستند و يا صرفا هم عقيده نيستند بنويسد. ضمنا آنقدر گذشت ندارد که اين قبيل خبط(!)ها را ناديده بگيرد و در مواقع لزوم(که زياد هم پيش می آيد) با نيش و کنايه در مورد موضوعی می نويسد و صرفا "به عنوان مثال" به قربانی اشاره می کند.
۸- ... در مقابل هر نوع کم اعتنايی ای، نظير دعوت نشدن به همايش ها، نشست ها و داوری های و کلا هر برنامه ای که نوعی با وبلاگ و وبلاگ نويسی و فضای سايبر مرتبط باشد، واکنش هايی به شکل تهمت زنی، تمسخر و ناسزاگويی بروز می دهد.
۹- ... از بخش لينکدونی و نيز بلاگ چرخان وبلاگ خود به عنوان اهرم قدرت استفاده می کند و بسته به مثبت يا منفی بودن ابراز نظرات سايروبلاگ نويسان با درج يا حذف لينک آنها واکنش سريع نشان می دهد.
۱۰- ... بسته به نوع دلبستگی به مقولاتی که به آنها علاقه مند است (مثلا ادبيات، سياست، فرهنگ و...) به اتکای فعاليت وبلاگی، خود را در آن مقوله صاحب نظر می داند و بعد از هر يادداشتی، منتظر اثرات سريع رهنمودها و نظرات خود در سطح جامعه و حکومت می ماند!


پيشگيری و درمان ساوز
متاسفانه مداوای بيمارانی که دچار اين سندروم می شوند بسيار مشکل است اما در مراحل مقدماتی مداوای آن ممکن و نسبتا ساده است. برای اين کار بهترين کار آن است که افرادی که در معرض سندرم حاد توهم وبلاگ نويسی هستند، يعنی تمامی اهالی وبلاگستان، روش های شناخت و نيز درمان اوليه را بياموزند. چنانچه شما وبلاگ نويس هستيد و احساس می کنيد برخی از حالات فوق را دارا می باشيد، با انجام تمرين های زير از سقوط خود به اوهام اين سندرم حاد جلوگيری کنيد:

۱- چنانچه رشد شمارنده وبلاگتان، شما را به اين توهم انداخته که "چون وبلاگ شما در هر هفته چند برابر تيراژ يک کتاب مهم و عميق خواننده دارد، پس مهم تر و عميق تر است و خود شما هم از آن نويسنده، بالاتر تر و محبوب تر" ؛ با استفاده از يک فيلتر شکن، به يک وبلاگ پورنو برويد و قبل از آنکه چشم و ذهنتان مشغول بعضی چيزها بشود(!) سريعا شمارنده آن را باز کنيد. در اينجا به آمار و اعدادی برخواهيد خورد که شما را شگفت زده و هُشيار خواهد کرد!
همچنين با استفاده از امکانات شمارنده تان، کلماتی را که بر اساس جستجوی آنها بسياری از کاربران به وبلاگ شما وارد شده اند را مرور کنيد.(اين کار به خانم های جوان توصيه نمی شود!)
۲- اگر تعداد زياد کامنتهای وبلاگتان شما را متوهم کرده است، يک بار از يکی از دوستانتان خواهش کنيد که بدون خواندن يکی از يادداشت های شما در وبلاگتان، کامنتهای آن يادداشت را بخواند و بعد از او بخواهيد که محتوا يا حتی کليت موضوع يادداشت را حدس بزند. (توصيه: اين خواسته را از اعضای خانواده و همچنين دوستانی که در مورد کلمات رکيک باهاشان رودربايستی داريد هم نخواهيد!) خواهيد ديد که حدسيات رفيقتان بخاطر وجود انواع کامنتهای بی ربط، تبليغاتی، ناسزا ، خوش و بش، تقاضای تبادل لينک و کل کل های بچه گانه؛ خيلی حنده دار خواهد بود.
۳- هميشه سعی کنيد که با دنيای خارج از وبلاگستان تماس لازم را داشته باشيد. مثلا سعی کنيد در بقالی سرکوچه يا در سلمانی يا آرايشگاه و خلاصه اينطور جاهايی که هميشه از هر دری سخنی می رود و عجيب ترين حرفها هم به راحتی هضم می شود، از وبلاگ صحبت کنيد. اگر نفهميدند وبلاگ چيست از رو نرويد و بحث را به اينترنت بکشيد و اگر مخاطبين باز هم دچار سوفهم بودند (مثلا فکر می کردند اينترنت همان چيزی است که چت است و عکس های داريوش اقبالی دارد و کنکور اعلام می شود!) بازهم خودتان را نبازيد و بحث را به محتوای يکی از دغدغه های اخير وبلاگستان ببريد، (مثلا هموفوبيا!) بعد نتيجه را خوب به خاطر بسپاريد.
۴- اگر روزی روزگاری احساس کرديد که وبلاگتان خيلی مشهور شده و از شدت شهرت و مورمورتان شد، برويد سر کوچه و به طور اتفاقی از ده رهگذر راجع به وبلاگستان بپرسيد. خواهيد ديد که از ۶ نفری که با نگاه عاقل اندر سفيه از کنار شده رد نشده اند، سه نفرشان وبلاگستان را کشوری آفريقايی و يک نفر کشوری متعلق به آسيای ميانه می داند. از دو نفر باقيمانده يکی سوال را جور ديگری متوجه می شود و با تهديد و فحش رکيک، يا بالعکس لبخندی معنی دار و شماره تلفن– بسته به اينکه اهل کدام محل باشيد!- موضوع را دنبال می کند و احتمالا فقط يک نفر می داند وبلاگستان چيست که او هم حتما شما را نمی شناسد! حالا همين سوال را در مورد يکی از مجريان دست چندم شبکه سه سيما يا راديو ورزش بپرسيد!

سوالات خود درباره اين بيماری را از اين طريق با دکتر فرجامی در ميان بگذاريد و بدون درد و خونريزی پاسخ بگيريد: m_farjami@yahoo.com





















Copyright: gooya.com 2016