کتابخانه حقوق بشر



















شنبه 14 مرداد 1385

اصلاح گرايان و حزب الله، نيما راشدان

نيما راشدان
اصلاح گرايان - حداقل بخش قابل توجهی از آنان - لزومی به تصحيح رويه و ديدگاه خود در خصوص اسرائيل و سازمانهای تروريستی نظير حزب الله احساس نمی کنند. چرا که اساسا بحث اسرائيل و فلسطين در ايران - بحثی بی ضرر و کلا غير هزينه زا است و از سوی ديگر حتی اصلاحگرايان غير خط امامی نيز - نظير اعضای نهضت آزادی ايران - بدليل سابقه طولانی حضور برخی رهبران خود در همراهی با سازمانهای نظامی عرب - به صورتی جدی از طرح بی طرفانه مسايل خاورميانه واهمه دارند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

«آمريکا تحت تأثير و نفوذ اسرائيلی‌هاست و هيچ بعيد نيست که بوش هم صهيونيست باشد.. » - رحيم صفوی فرمانده کل سپاه ۸ مرداد ۱۳۸۵
«جريان صهيونيست‌های غيريهودی که در آمريکا ساکن هستند، با اتکا به مکاشفات يوحنا، کشتن کسانی که ضد دين يهود هستند را با توجه به پيشگويی‌هايی يوحنا درست می‌دانند که مسلمانان اولين گروهی هستند که آن‌ها در برابر خود می‌بينند.
مسيحيون آمريکا کاسه‌ی داغ‌تر از آش شده‌اند» عزت الله سحابی ناراضی سياسی - ۱۰ مرداد ۱۳۸۵
«به روايات قرآن و با توجه به محتويات تورات، قوم اسراييل اعتقاد به نوعی توفق و برتری داشته است و در طول تاريخ اين خودبزرگ‌بينی را به نمايش گذاشته است…قتل و کشتار مردم بی‌گناه در لبنان و فلسطين و پشت پا زدن به تمام حقوقی که يک ملت می‌تواند داشته باشد ناشی از اين تفکر است » علی حکمت - نايب رئيس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات - ۱۰ مرداد ۱۳۸۵
تحليل گفتمان خاورميانه ای احزاب و چهره های سياسی منتقد حکومت جمهوری اسلامی ايران - نتايج دردناکی - را پيش روی تحليلگر اوضاع ايران قرار می دهد.
در سه هفته گذشته احزاب و چهره های سياسی موسوم به اصلاح طلب يا ملی ، مذهبی - با هيجان و انگيزه ای بيش از جريانات بنيادگرای سنتی - سپاه پاسداران و انصار حزب الله به - کارزار رسانه ای دستگاههای امنيتی - جمهوری اسلامی ايران برای بهره گيری از ماجرای اخير لبنان پيوسته اند.
دو فرض مشخص برای انگيزه يابی رويکرد فوق متصور است :
• وزارت اطلاعات و دستگاهای امنيتی جمهوری اسلامی ايران - فعالان سياسی منتقد و مرعوب را - با ديکته متونی خاص و جهت دار - پيرامون مناقشه لبنان به عملا کار گرفته است.
• فعالان و احزاب سياسی اصلاح طلب - با تحليل خاص خود و با هدف کسب درآمد سياسی و يا - حداقل سازی هزينه انتقاد - به ترويج گسترده موضع رسمی حکومت می پردازند.
تحليل گفتمان خاورميانه ای فعالان سياسی اصلاح طلب - صحت هر دو فرض فوق را به نوعی - تاييد می کند.
نگارنده اطلاع دارد - از ماهها پيش - وزارت اطلاعات - گفتگوهای گسترده ای را با عموم فعالان سياسی - اصلاح طلب ، ملی - مذهبی ، نهضت آزادی و چپ سازمان داده است. چندين احضار و ملاقات حضوری در هفته و گفتگوهای تلفنی - کارشناسان امنيتی با نيروهای سياسی - با هدف شکل دهی فضای سياسی کشور - در مقابله با تهديدات رو به تزايد بين المللی - در شکل گسترده ای به کار گرفته می شود. در موارد بسيار نادری برخی از فعالان سياسی- پرده از اين تماسها برداشته اند - نظير پيش پرده وقايع ميدان هفت تير تهران و تماسهای حضوری - تلفنی و همچنين مورد حزب ملت و خسرو سيف.
در مناقشه لبنان سازمانهای امنيتی ايران چه می خواهند ؟
رئوس پروژه تبليغاتی - درونمرزی - بخش امنيتی نظام جمهوری اسلامی ايران - پيرامون بحران لبنان - به اختصار چنين است :
• اشاره ای به عبور حزب الله از مرز اسرائيل ، قتل مرزبانان و گروگانگيری نشود.
• رسانه های مجاز به انعکاس اخبار - اصابت موشکهای حزب الله - به مناطق مسکونی اسرائيل و قتل غيرنظاميان نيستند. بخصوص هيچ رسانه ای مجاز به انعکاس اصابت موشک حزب الله به شهر ناصريه و قتل دو کودک عرب فلسطينی نيست.
• برای تلفات غيرنظامی اسرائيل از واژه - چند صهيونيست به هلاکت رسيدند استفاده شود. ( حتی در دوران اصلاحات اين رويه توسط نشريات اصلاح طلب اعمال می شد)
• اين سوال بهيچوجه طرح نشود که در شرايط فعلی - چه ضرورت يا فرمانی - حزب الله را وادار به عبور از مرز و حمله به پست نظامی اسرائيل نمود.
• به جای گروگانگيری از واژه بازداشت سرباز اسرائيلی استفاده شود.
• اشاره ای به موضع سياسی کشورهای اسلامی - که حمله حزب الله را - ماجراجويی بر پايه خطای محاسباتی - miscalculated adventure - خوانده بودند - نشود.
• حملات اسرائيل با هدف مقابله با گروه حزب الله - جنگ ميان لبنان ، مردم لبنان و بالاخره دنيای اسلام با دولت يهود نمايانده شود
• تاکيد شود که « ناسيوناليسم ناصری » و « ميليتاريسم عرب چپ » همواره شکست خورده و با تاکيد بر خودفروختگی سران عرب و زبونی سازمانهای چپ و ناسيوناليسم نظير الفتح - همه راهها به حزب الله - ختم می شود که « سيد علی خامنه ای » را امام و قائد خود می داند.
• با اعلام انزجار امت عربی - از رويکرد سران کشورهای اسلامی - اينگونه تبليغ شود که مسلمانان جهان يکپارچه پشت سر رهبری و رياست جمهوری ايران ايستاده اند.
• تصاوير « بوسيدن مکرر دست آيت الله خامنه ای توسط سيد حسن نصرالله » منتشر نشود.
• تصاوير « شرکت سيد محمد خاتمی در سان ديدن از نيروهای رزمی حزب الله بر روی جيپ نظامی و به همراه نصرالله » منتشر نشود.
• به درگيری های متعدد حزب الله و ساير نيروهای سياسی لبنان - حتی شيعيان - که در تمامی ساليان گذشته ادامه داشته است ، به قتل عامها و تروهای داخلی حزب الله نظير ماجرای « حی السلم » - اشاره ای نشود.
• به جو غالب کشورهای عربی - که حزب الله را جاسوس و مزدور سازمانهای اطلاعاتی ايران می دانند ، بسياری از اعراب سنی مذهب - حزب الله را حزب الشيطان می خوانند ، به نفرت عمومی اعراب بنيادگرای سنی از حزب الله اشاره ای نشود.
به موارد فوق می بايست بزرگنمايی مقاومت حزب الله و متدهای قديمی معمول جنگ روانی دولتهای ايدئولوژيک را نيز افزود. تصاوير متعدد و مختلف اجساد کودکان نيز توسط القاعده ، سازمانهای تروريستی در عراق و لبنان و دولت جمهوری اسلامی به صورت بسيار ناشيانه ای کار گرفته شد - مثلا از مجموع ۲۴ عکس صفحه ويژه قانا در سايت خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران - تنها ۴ عکس متعلق به روستای قانا و بيست عکس از حوادث سالهای اخير جمع آوری شده است.
اما چه چيز جز فشار سازمانهای امنيتی - اصلاح گرايان ايران را به موضع گيری افراطی در دفاع از حزب الله وادار می کند.
اصلاح گرايان - زير فشار افکار عمومی - بسياری از رويه های سياسی غيربشری دهه ۶۰ خود را کنار گذاشته اند - مبارزه عملی و سرکوب التقاط ، بهايی گری ، بی حجابی ، فعاليتهای قومی ، دگرانديشی ، کانون نويسندگان مخالفت با ولايت مطلقه فقيه و ادامه جنگ ، ليبراليسم و نسبيت فرهنگی - بدليل درک نسبتا صحيح اصلاح گرايان دهه ۷۰ - جای خود را به نوعی تسامح داده است. اصلاح گرايان - حداقل بخش قابل توجهی از آنان - لزومی به تصحيح رويه و ديدگاه خود در خصوص اسرائيل و سازمانهای تروريستی نظير حزب الله احساس نمی کنند. چرا که اساسا بحث اسرائيل و فلسطين در ايران - بحثی بی ضرر و کلا غير هزينه زا است و از سوی ديگر حتی اصلاحگرايان غير خط امامی نيز - نظير اعضای نهضت آزادی ايران - بدليل سابقه طولانی حضور برخی رهبران خود در همراهی با سازمانهای نظامی عرب - به صورتی جدی از طرح بی طرفانه مسايل خاورميانه واهمه دارند.
در حاليکه نظام جمهوری اسلامی ايران - سيد محمد خاتمی را برای انتشار نامه - به شخصيت های فکری جهان - در دفاع از حزب الله - به کار می گيرد تا از اين منظر حمايت لايه های روشنفکری ليبرال عرب از حزب الله تقويت شود همين نظام بخشهای امنيتی داخلی خود را فعال می کند تا نامه های هاشمی به امير عبدلله و خاتمی به شخصيت های فکری را به سخره گيرند :‌ « امروز مردم شاهدند که نامه های نوشته شده خاتمی و هاشمی که حرکتهايی تقليدی و خنده آور است. تيتر اول روزی نامه های لجن پراکن ميشود، آنهم پيش از نوشتن نامه! اين کار يعنی دست و پا زدن برای بقا و حيات از دست رفته سياسی با تقليد بی جا از رفتار ابتکاری و مخلصانه و نتيجه بخش احمدی نژاد» - فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت احمدی نژاد
قسمت پايانی را به هزينه های ناپيدای اصلاح طلبان برای دفاع از حزب الله اختصاص داده ام ، اصلاح گرايان ايرانی بدون آنکه متوجه باشند با دفاع از سازمانی که توسط پارلمان اروپا - دولتهای ايالات متحده ، کانادا و استراليا - مدتهاست در ليست سازمانهای تروريستی قرار گرفته با اعضای آن به شدت برخورد می شود - اعتبار باقيمانده خود را بر باد می دهند. وضعيت سياسی کشوری نظير ايران روشنفکر ناراضی را خواه ناخواه به اين نتيجه گيری منطقی و صحيح رسانيده است که « حتی برای تداوم نفس کشيدن و کشته نشدن نيازمند حمايت و فشار بين المللی است ».
موضع گيری رياکارانه در حمايت از جماعتی که هيچ خاصيتی جز تروريسم کور و بی منطق بينادگرا ندارند به مرز بندی بسيار شديد - حاميان غربی دمکراسی و روشنفکران اصلاح گرای ايرانی می انجامد. حزب الله و بن لادن - هر دو دقيقا از يک زاويه - با يک ادبيات در حال نبرد با يک دشمن اند. همنوايی با بن لادن و نصرالله چه گرهی از کار اصلاح گرايان ايرانی خواهد گشود.
جنگجويان حزب الله - با پيشانی بند - لبيک يا خامنه ای در خيابانهای بيروت در حرکتند - موتورسيکلتهای حزب الله - تصاوير احمدی نژاد ، خامنه ای و حسن نصرالله را حمل می کنند. اگر اصلاح گرايان در دفاع از حزب الله صادقند - چرا چون نصرالله علنا و در مقابل دوربينهای تلويزيونی دستان سيد علی خامنه ای را نمی بوسند و از جسارتهای خود در حق « اميد حزب الله احمدی نژاد » عذر نمی خواهند و در برابر جنايات اسرائيل راه اتحاد پشت سر رهبری را در پيش نمی گيرند.
تصويری که اصلاحگرايان با حمايت خود از حزب الله - که يک سازمان مسلح تروريستی است - برای خود بوجود آورنده اند - تنها به بی اعتباری بيش از پيش ايشان در داخل کشور و قطع اميد دائمی حاميان حرکتهای دمکراتيک خاورميانه از روند اصلاحات در ايران خواهد انحاميد و بس. بدون آنکه ارزنی درآمد سياسی از آن حاصل شود.
تلخ ترين سوال نوشته ام اينجاست : با حمايت از نصرالله و تروريسم تکليف منافع ملی ما چه می شود ؟ نسبت ميليونها ايرانی که زير بار فقر - استبداد - فحشا - آلودگی و اعتياد جان می سپارند با سيد حسن نصرالله چيست ؟ اکبر محمدی ، شکنجه ، مرگ و باز نسبت حزب الله لبنان يا به قول خاتمی « خورشيد تابانی که جان همه مسلمانان جهان را روشنی و گرما می بخشد » با اکبر محمدی ، مرگ ، شکنجه و سرکوب چيست ؟
منافع ملی ما کجاست؟

نگارنده بسيار مشتاق دريافت نظرات خوانندگان است برای ارسال نظر [اينجا را کليک کنيد]

دنبالک:


فهرست زير سايت هايي هستند که به 'اصلاح گرايان و حزب الله، نيما راشدان' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008