روزنا - روزبه ميرابراهيمي : انعکاس ديدگاه ها و مباحث ايرانيان خارج از کشور و ايجاد ديالوگ ملي از جمله اهداف اعلام شده اي بود که روزنامه "اعتماد ملي " و سايت آنلاين آن (روزنا) براي تحقق اش کمر همت بسته است . از اواخر سال گذشته بود که در دنياي ماهواره و تلويزيون، شبکه اي تاسيس شد که مشي متقاوت نسبت به ديگر رسانه هاي آن سوي مرزها داشت.
بيشتر فيلم هاي مستند پخش مي کند و شيوه خبر رساني اش نيز تازه است. اوج فعاليت سياسي شبکه "هما" در انتخابات رياست جمهوري سال جاري بود. به گونه اي که براي اولين بار جريان هاي اصلاح طلب که از رسانه هاي صوتي تصويري محروم بودند از اين پديده بهرمند شدند. ميتيگ هاي انتخاباتي در اين شبکه پخش شد و بسياري از اصلاح طلبان درون و برون به گفت و گو با اين تلويزيون تن دادند. با همين شناخت به سراغ داريوش سجادي (dariush@homa.tv (، روزنامه نگار مقيم آمريکا و دبير سرويس سياسي تلويزيون خبري ـ ماهواري "هما" رفتيم تا اينبار ما او را ميهمان رسانه خود کنيم و از تحليل هاي مجري برنامه از "نگاه ميهمانان" آگاه شويم.
***
تحليل شما از وضعيت پرونده هسته اي ايران در شرايط کنوني به عنوان يک روزنامه نگار مقيم امريکا چيست؟
من اين پرونده را در دو سطح موجود و مطلوب ارزيابي مي کنم.قطعاً چنانچه مي خواستيم پرونده اتمي ايران در سطحي مطلوب و در چارچوب منافع ملي ايران قرار بگيرد مي توانستيم از شيوه هاي بهتري در ديپلماسي بهره ببريم اما به هر حال مهم آنست که در حال حاضر چاره اي نداريم که بر اساس وضعيت موجود اين پرونده را ارزيابي کنيم. لذا بر اين اساس معتقدم با توجه به فرآيند پيش آمده که عملا منجر به رويارويي ايران با آژانس و غرب شده چاره اي نداريم جز آنکه با اتکاي بر کليت نظام و پشتوانه جميع گروه هاي سياسي با قدرت از اين پرونده دفاع کنيم.
از چه چيزي در اين پرونده بايد دفاع کرد؟
در حال حاضر راهي براي مسامحه باقي نمانده و همه جناح ها مناسب است پشت اين پرونده قرار گرفته و از حق مشروع ايران در فن آوري صلح آميز اتمي دفاع کنند.شخصاً قائل به آن هستم که پرونده اتمي تنها ظاهري براي مقابله با کليت نظام برآمده از انقلاب اسلامي است.
27 سال است جمهوري اسلامي متهم مي شود که با سقوط پادشاهي پهلوي و اشغال سفارت آمريکا پرستيژ اين ابرقدرت را شکسته و تا زماني که آمريکا نتواند اين نظام را از کرده خود پشيمان کند و با متنبه کردن آن به ديگر ملل منطقه پيغام دهد که هيچ راهي جز تمکين در برابر آمريکا وجود ندارد و از الگو شدن سلوک سلطه ستيزانه انقلاب اسلامي در منطقه ممانعت به عمل آورد از همه بهانه هاي موجود براي مهار جمهوري اسلامي بهره مي برد.
آيا فکر نمي کنيد اينکه "چرا ما به چنين وضعي دچار شديم" هم مهم است؟
بله مهم است اما وظيفه سياستمدار مديريت بحران است اينکه چرا به اينجا کشيده شديم بحث تحليل گران است که پيش از اين مي بايست اقدام به مشاوره دادن به سياستمداران مي کردند تا به اينجا نرسيم اما حال که رسيديم نمي توانيم در اين نقطه متوقف بمانيم و با حزم انديشي و درايت بايد اين مرحله را مديريت کنيم.
آيا مديريت چنين فضايي با همين شيوه کنوني بايد صورت پذيرد يا با تغيير در روش؟
متاسفانه در حال حاضر پرونده در موقعيتي قرار گرفته که تغيير روش مي تواند تعبير به عقب نشيني شود اما در صورت مديريت صحيح از همين جا هم مي توان اميد به توفيق داشت. هنوز راه هاي ديگري بر روي ايران باز است.
کدام راه ها؟
از جمله بازي با کارت انتقال فن آوري به روسيه.
آيا فکر نمي کنيد براي تامين منافع ملي راه حل هاي ديگري هم وجود دارد؟
ببينيد ايران مي تواند با استناد به اجلاس پاريس که طي آن غربي ها تعهد به تامين امنيت و و تضمين اقتصادي ايران کردند از همين فرجه استفاده کرده و با پذيرش موقت انتقال فن آوري به روسيه متقابلاً خواستار رفع تحريم هاي اقتصادي و تضمين امنيتي از جانب شوراي امنيت سازمان ملل متحد شود. گذشته از آنکه انتقال فن آوري به روسيه با اخذ تضمين هاي لازم در بلند مدت مي تواند بنفع ايران از حيث مقرون بصرفه شدن توليدات کارخانه مستقر در روسيه شده و ايران را از اين فرصت برخوردار کند تا بتواند بازار اورانيوم را بدليل قيمت ارزان بدست بگيرد. البته اين مشروط به موافقتنامه هاي اصولي با طرف روسي است که آنها تضمين هاي لازم به ايران بدهند. به هر حال اينجا زيرکي ديپلماسي حرف اول را مي زند و ايران با اين کار مي تواند توپ را به زمين حريف بياندازد.
من سوالم کلي تر بود؛ در سال هاي بعد از انقلاب براي مقابله با امريکا اکثر امتياز ها را به کشورهايي چون روسيه و چين داديم. در حالي که هرگز چنين کشورهايي در مقابل امريکا پشتيبان ما نخواهند بود اين موضوع را چگونه تحليل مي کنيد؟
البته اين نکته را هم بايد در نظر بگيريد که متقابلاً آمريکا نيز براي ايزوله نگاه داشتن ايران همواره مجبور بود امتيازات زيادي به متحدين ولو صوري ايران از جمله روسيه و چين بدهد. يعني مي خواهم بگويم اين معامله ضررده دو جانبه بوده است. اما کمتر مشاهده شد که طرف آمريکايي حسن نيتي براي بهبود مناسبات با ايران نشان دهد.
در روزهاي اخير رسانه هاي غربي بيش از گذشته از حمله نظامي به ايران سخن مي گويند .تهديد هاي نظامي در مورد ايران تا چه حد واقعي و جدي است؟آيا اين روش بيشتر يک بلوف نيست؟
در حال حاضر آنگونه که مشاهده مي شود آمريکا وارد جنگ رواني با ايران شده و در جنگ رواني هم مي دانيد که هدف اصلي مرعوب کردن و ترساندن حريف بمنظور کوتاه آمدن است. پيام واشنگتن به تهران در جنگ رواني آن است که يا بايد همچون قذافي براي ما خوش رقصي کنيد و يا همچون صدام تن به بد مستي دهيد. هر دو گزينه در شرايطي متفاوت ، مطلوب آمريکا است با اين توضيح که در حال حاضر گزينه سرکشي ايران همانند مورد عراق اين فراغت را براي آمريکا ندارد تا بتواند بلافاصله پاسخ آن را با لشکر کشي نظامي بدهد.: لذا بيشتر مي کوشد با جنگ رواني ايران را مرعوب کند.
آغاز جنگ تبليغاتي کنوني را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
در حال حاضر آمريکا بشدت از کسر بودجه خود که به بالاترين رقم طي 50 سال گذشته رسيده در رنج است .همچنين جمهوريخواهان به نازل ترين سطح از محبوبيت در آمريکا رسيده اند گذشته از آنکه ماشين نظامي آمريکا فعلاً در عراق زمينگير شده و آمريکا براي يک شهر آشوبي نظامي ديگر نيازمند زمان است .گذشته از آنکه جنگ با ايران متفاوت با عراق است ايران بر روي ژئوپلتيک ترين منطقه جهان نشسته و اشراف بر گلوگاه انرژي جهان در خليج فارس اين فرصت را به ايران داده تا نقشي مسلط در منطقه داشته باشد گذشته از آنکه اهميت استراتژيک خليج فارس اين موقعيت را به اين منطقه داده که حتي تحمل شليک يک گلوله راهم نداشته باشد.
ارزيابي شما از وضعيت فعلي امريکا در عراق چيست؟
آمريکا در عراق شکست نخورده بلکه ماشين جنگي اين کشور در عراق زمينگير شده است. آمريکا با ارتش دويست و پنجاه هزار نفري اش نشان داده هيچوقت نمي تواند همزمان در چند جبهه بجنگد براي درگير شدن با ايران لااقل به يکصد هزار نيرو نباز است که در حال حاضر چنين موقعيتي را با توجه به حضور نيروهايش در عراق و افغانستاني که خود بشدت ملتهب و نيازمندند ندارد.
آيا امريکا در برقراري دموکراسي تحميلي موفق بوده است؟
امريکا هرگز موفق نبوده چرا که دمکراسي يک فرآيند بومي و درون جوش است که قبل از ظواهر سخت افزاري محتاج بواطن نرم افزاري است يعني شما مي توانيد با حضور نظامي ظواهر يک حکومت را گريم به ادوات دمکراسي کنيد اما تا زماني که شهروندان آن جامعه مراحل تکوين دمکراتيزاسيون را که مراحلي بطئي و ذهني است طي نکنند ايجاد دمکراسي به لطيفه بيشتر شباهت دارد. لااقل نمونه ايران سند خوبي است که يکصد سال است در حال طي کردن اين روند تکويني است اما هنوز هم نمي توان با صراحت از استقرار دمکراسي ناب در ايران دفاع کرد هر چند نسبت به ديگر کشورهاي منطقه دمکراسي ايران چند سر و گردن بالاتر است.
آيا تاکنون در دموکراسي هاي تحميلي که در اين چند ساله شکل گرفته از افغانستان و عراق و ... افراد جامعه از جمله مسلمانان ضرر کرده اند؟
چون قائل به اين نيستم در اين کشورها دمکراسي شکل گرفته لذا نمي توانم پاسخ مناسبي به شما بدهم .در اين کشورها قدرت خارجي ونظامي با زور اسلحه وارد شده و چند ساختمان ساخته تحت عنوان پارلمان و کاخ رياست جمهوري و چند انتخابات هم در زير سايه تفنگ برگزار کرده اما بخوبي مي دانيد جنانچه پاي خود را از اين دو کشور بيرون بگذارد شهروندان بظاهر دمکرات شده اين کشورها مجدداً به جان هم خواهند افتاد. قطعاً در چنين حالتي اسم چنين حکومتي را نمي توان دمکراسي ناميد.
|
advertisement@gooya.com |
|
منظور من از دموکراسي ، نهادينه شدن روش هاي دمکراتيک به جاي توپ و تفنگ و خشونت است. آيا پيروزي حماس در انتخابات فلسطين پيروزي دموکراسي نبود؟
ببينيد دمکراسي يک ترم تعريف شده در محافل آکادميک است قبل از آنکه من و شما آنرا تعريف کنيم تعريف شده است باطن دمکراسي متکي بر تفرد کانتي است و حرف اول را خودباوري در کنار همزيستي مسالمت آميز خودخواسته مي زند.بر اين اساس بايد ميزان دمکراتيک بودن يک کشور و شهروندان يک کشور را سنجيد.
ولي براي سنجش اين موضوع هم به ايزار نياز هست و هم به ايجاد فضا.
بله اما همانطور که قبلاً عرض کردم اين ابزار سازي و فضا سازي درون جوش و بطئي و انتزاعي است.
دمکراسي ظرفي است که بايد با محتويات بومي خود بجوشد.توپ و تفنگ آمريکائي وسايل بسيار مناسبي براي سر صدام و طالبان است اما الزاماً اين وسايل به درد ساختن دمکراسي نمي خورد. دمکراسي يک پروسه است نه يک پروژه از پيش طراحي شده.
با تمام اين موضوعاتي که گفته شد و وضعيت خاصي که در جهان داريم رسانه هاي داخلي در اين زمينه چه نقشي را مي توانند بر عهده بگيرند؟
من تصور مي کنم در حال حاضر رسانه هاي داخل کشور با توجه به وضعيت خطير کشور دو وظيفه هم زمان دارند. اولاً با بالاگرفتن وضعيت پرونده اتمي ايران بايد جميع نيروهاي ملي را با بسيج افکار عمومي و مشارکت کليه گروه هاي سياسي صرف تقويت "مفاهمه ملي "براي گذار از اين وضعيت کرد و ثانياً بشکلي کاملاً گل خانه اي از نهال دمکراسي و استقلال و آزادي مطمح نظر در انقلاب اسلامي حراست و محافظت کنند. اين نهال بشدت آسيب پذير است سلطه خارجي در کنار استبداد داخلي مي تواند زمينه خشکيدن آنرا فراهم کند لذا رسانه ها در اين زمينه رسالت سنگيني دارند. تصادفاً ما خارج نشين ها که توفيق آنرا کسب کرديم تا در تلويزيون هما خود را وارد خانواده رسانه هاي فارسي زبان کنيم هم يکي از اصلي ترين اهداف و اصول تعريف شده خودمان را حفظ تماميت ارضي و دست آوردهاي گرانسنگ ملت ايران طي سال هاي بعد از انقلاب با تاکيد بر "مفاهمه "و" گفتمان ملي" قرار داده ايم و اجازه مي خواهم در اين فرصت از تريبون رسانه شما هم اين مطلب را به گوش هموطنان در داخل کشور برسانم که تلويزيون "هما" خود را تريبوني مشترک براي جميع شخصيت ها ، پيروان و سازمان هاي مشروع و قانوني داخل کشور مي داند و اين آمادگي را دارد تا براي تامين همان مفاهمه و گفتمان ملي بمنظور تقويت انسجام و منافع ملي کشور خصوصاً در مقطع حساس کنوني تريبون رسانه اي خود را در اختيار همه اين بزرگواران بدون کمترين لحاظ تفاوتي از حيث جهتگيري سياسي بدهد. من مايلم اينجا بنمايندگي از جانب مديريت و همه همکارانم در تلويزيون "هما" اين آمادگي را خدمت همه گروه هاي سياسي داخل کشور اعلام کنم که اين عزيزان مي توانند مواضع خود را بصورت تصويري در اختيار اين رسانه قرار داده و ما بدون هيچگونه چشمداشتي وفقط بمنظور تامين همان اهداف مذکور در خدمت ايشان باشيم.
از اينکه فرصتي را در اختيار ما قرار داديد تا گفت و گويي داشته باشيم ممنونم.
من هم از شما و همکارانتان متشکرم و خسته نباشيد مي گويم.