
|
advertisement@gooya.com |
|
طبق اعلام سخنگوى بانك يو بى اس سوييس، كه بزرگترين بانك اروپا از نظر دارايى است، اين بانك تصميم گرفته به دليل ريسك اقتصادى، كليه مبادلات پولى خود با جمهورى اسلامى را قطع كند. يو بى اس ديگر با شركتها، موسسات دولتى جمهورى اسلامى نظيربانك مركزى معامله نخواهد كرد. آيا اين به آن معناست كه تحريم اقتصادى اروپا نسبت به ايران شروع شده؟ آيا اين تصميم به رغم تاكيد مسئولان بانك بر غير سياسى بودن آن، كاملا سياسى و داراى پيام است؟ پيامدهاى اين اقدام از نظر مالى براى ايران چه خواهند بود؟
دکتر جمشید اسدی کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه (ساکن پاریس) در گفتگو با دویچه وله به پاره ای از پرسش ها در زمینه این خبر پاسخ داد.
مصاحبه: مهیندخت مصباح
آقای دکتر اسدى اولین سوال برای کسانی که زیاد از مسایل اقتصادی سرشته ندارند این است که مگر یک بانک میتواند قرارداد کاری و مالی را یکطرفه نقض بکند و تصمیمی که بانک یو.بی.اس سوییس گرفته است چه اثری بر گردش کار مالی و بازار ایران خواهد گذاشت؟
جمشيد اسدی: اثر بسیارمنفی خواهد داشت و من بسیار برای اقتصاد کشور نگران هستم. اينكه آیا میتواند یک بانکی اینکار را بکند يا نه، بله، طبق قانون میتواند. فسخ هرقراردادی در قرارداد ذکر شده است. البته بتدریج است، اما آنچیزی که به اطمینان میشود گفت، از این بهبعد بانک یو.بی.اس معاملهای در ایران نخواهد داشت.
اینها خودشان البته علت این تصمیمگیری را بالارفتن ریسک اقتصادی کسب و کار با ایرانیها و ابهام در مورد مسایل امنیتی و نظارتی عنوان کرده و تکذیب کردهاند حتا بطور جدی که انگیزههای سیاسی بوده است پشت این تصمیم. شما چه فکر میکنید؟
جمشيد اسدى: ببینید، مسئلهی سیاست و اقتصاد از هم جدا نیست. این یک شرکت صد در صد تجاری ست و بزرگترین بانک سرمایهگذاری جهان است. مسئلهشان عمدتا اقتصادی است! آری، اما معاملات اقتصادی و رفع و فتق امور اقتصادی، منفک از مسایل سیاسی نمیتواند باشد. بانکها و شرکتهای دیگر یک آنالیز و یک بررسیای دارند بنام بررسی ریسک یا بررسی خطرپذیری در یک کشوری! یعنی میگویند اگر من این سرمایهگذاری را بکنم، گیرم نرخ سود بالایی داشته باشد، اما خطری وجود دارد یا ندارد برای اینکه ضبط اموال بشود، برای اینکه انقلاب بشود، برای اینکه مسدود بشود حسابها و امثالهم. این مسئله باعث بوده که بطور رسمی بانک یو.بی.اس اعلام بکند که وقتی ما این بررسی خطرپذیری معامله و امور اقتصادی در ایران را انجام دادیم بدین نتیجه رسیدیم که هزینه در کلاش برای ما از فایده بیشتر خواهد بود و به ریسکاش نمیارزد که ما اینکار را ادامه بدهیم. این عینا در مورد سوریه هم صورت گرفته است. ایران و سوریه امروز به لحاظ سیاسی در موقعیت منفرد و زیر فشار جامعه بینالمللی هستند. آری، این مسئله یک مسئلهی بررسی و آنالیز اقتصادیست، اما بررسی و آنالیز اقتصادی در چنین سطحی و با چنین مقیاس سرمایهگذاری نمیتواند منفک از مسایل سیاسی باشد.
دارایی ایران در یو.بی.اس و کردیت سوییس طبق آمار بانک مرکزی ایران حدود یک میلیارد دلار است. با توجه به این اعلام، برای دارایی به این میزان چه اتفاقی میافتد؟
جمشيد اسدی: اولا این را من نمیدانم بانک مرکزی چطور اعلام کرده، برای اینکه یو.بی.اس دقیقا اعلام نکرده که این چه مبلغی میتواند باشد. اما آنچیزی که باعث نگرانی اصلی هست، اینکه یو.بی.اس بعنوان یک منبع، رفرانس، یک الگو در بازار مالی جهانی و بخصوص بازار سرمایهگذاری جهانی مطرح است. آنچه را که یو.بی.اس انجام خواهد داد الگویی خواهد بود، تاثیر بسیاری خواهد داشت بر تصمیم گیری دیگر بانکها. کما اینکه، عملا بانک کردیت سوییس، بانک اعتباری سوییس و یک بانک دیگر که آنهم یک بانک معظم سوییسی هست گفته که این تصمیمی که بانک یو.بی.اس گرفته بیتاثیر بر تاثیرگذاریهای ما نخواهد بود. اگر در این مورد تعلل کردیم، علتش اینست که ما به شرکتهای سوییسیای اعتبار دادهایم که نمیتوانیم به یکباره از بازار ایران بیرون بیایند. اما کل داراییهای ایران در اروپا به مبلغ حدود ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود.
یک سوال عمده اینروزها اينست که آیا اتحادیه اروپا از تجارت ۲۰ میلیارد یورویی خودش با ایران صرفنظر میکند؟ به عبارت دیگر آیا صاحبان سرمایه و صنایع از سیاستمدارانی که میخواهند در مناقشه اتمی از خودشان قاطعیت نشان بدهند، کم میآورند؟
جمشيد اسدی: البته دولتهای اروپایی ممکن است که به این سرعت پای تحریم نروند، ولی سرمایه گذار، بخصوص سرمایهگذار خصوصی، حساب سود و درآمد خودش را میکند و بانک یو.بی.اس یا خودش سرمایهگذاری میکند برای تحصیل سود، یا برای مشتریهای ثروتمند خودش یا شرکتهای مشتری خودش چنین سرمایهگذاریای میکند. اینکه آنها دیگر ایران را مطمئن نمیدانند برای سرمایهگذاری و کسب درآمد، این بسیار نگران کننده هست. یعنی از روند سرمایهگذاری خارجی در ایران بسیار کاسته خواهد شد. این در شرایطی ست که ایران در ردیفهای آخر جلب سرمایهگذاری خارجی است. این مسئله عمدتا نگرانکننده است که ضربهی شدیدی به رشد اقتصادی ایران خواهد زد. چند وقت پیش در یک گزارش مالی که در آمریکا چاپ شده بود اینطور آمده بود که بانکهای بزرگی مثل یو.بی.اس تصمیم گرفتهاند در پروژههای زیربنایی هم سرمایهگذاری کنند، مثل ساخت جاده و اینکار برایشان فکر کردند درآمد دارد. حالا فکر بکنید، این با توجه به نیازی که ایران به سرمایهگذاری کل خارجی دارد از یکسو، و بخصوص احتیاج به کارهای زیربنایی دارد از سوی دیگر، وقتی یو.بی.اس بگوید که من دیگر در ایران سرمایهگذاری نمیکنم، ببینید چه ضربهی شدیدی خواهد خورد به ایران. اینکه دولتها چه رابطهای میتوانند داشته باشند با ایران اصلا مشکل اقتصادی ایران را نمیتواند حل بکند. گیرم در نهایت بتوانند سفیر و سفارت در کشورهای همدیگر داشته باشند.
به این ترتیب شما میخواهید بگوید، تحریم اقتصادی در ایران بنوعی شروع شده است؟
جمشيد اسدی: من فکر میکنم این پیشدرآمد تحریم اقتصادی ایران است، با این تفاوت که حتا من فکر میکنم این مسئله ضربهاش از تحریم اقتصادی بیشتر است. چون میتوان در شرایطی کشوری را تحت تحریم اقتصادی قرار داد، علیرغم اینکه سرمایهدارها فکر میکنند آن کشور برای سرمایهگذاری مفید است و میتواند بازده سود داشته باشد. اما، امروز قبل از اینکه تحریم اقتصادی صورت بگیرد، سرمایهگذار بزرگ جهانی، مثل یو.بی.اس، میگوید حتا تحریم وجود نداشته باشد، ایران دیگر ارزش سرمایهگذاری براى من ندارد. این است که این در عین حال پیشدرآمد تحریم اقتصادی میتواند باشد. اما چه تحریم اقتصادی صورت بگیرد، چه نگیرد ضربهاش از تحریم اقتصادی در معنایی که گفتم بمراتب بیشتر است.
امامبادله و حجم خیلی بالای بازرگانی که بین ایران و اروپا هست از جمله مواردی ست که ایرانیها روی آن خیلی مانور میدهند، همینطور افزایش بهای نفت را بخصوص در صورت تغییر مبادلات سیاسی در منطقه خیلی گوشزد میکنند. شما فکر میکنید این پارامترها چقدر میتوانند در دورنمای پرونده اتمى ايران تعیین کننده باشند؟
جمشيد اسدی: اینها تا ابد مهم هستند. ببینید، فرق این دوتا چطوریست؟ ایران الان نفت خودش را میفروشد و درآمد زیادی دارد. خوب! این پول را میتواند بدهد و مایحتاج خودش را بخرد. من فکر نمیکنم به ايران در اين مسئله حتى اگر تحريم اقتصادى بشود، صدمه خاصی بخورد .ضررش را مردم خواهند برد، کشور خواهد برد که مجبور است باز در بازار سیاه مایحتاج خود را به قیمت گزافتری بخرد. اما ازآنجایی که امروز قیمت نفت بالاست، پس درآمد نفتی ایران بالاست، میتواند اینکار را انجام بدهد. اما مسئلهی عمده مسئلهی سرمایهگذاریست. برای اینکه کشوری رشد اقتصادی داشته باشد باید سرمایهگذاری بشود که آن کشور وارد پویایی اقتصاد جهانی بشود. اما اینکه ایران از این راه درآمدی دارد و با آن دارد مایحتاج روزمرهی خودش را برآورده میکند، اين میتواند خیلی باعث نگرانی نباشد، ولی این مادامی ست که ایران پول دارد و میتواند مایحتاج خودش را برآورده کند. هیچوقت به توسعهی اقتصادی نخواهد رسید . این در شرایطیست که الان هند بسرعت پیشرفت کرده، کره جنوبی بسرعت پیشرفت کرده است. کره جنوبی که ۲۶ـ ۲۵ سال پیش درآمد سرانهاش از ایران کمتر بود امروز وارد جرگهی کشورهای صنعتی شده است. بار دیگر بدین شکل ایران از قافلهی توسعهی اقتصادی عقب خواهد افتاد.
برمیگردم به سوالهای قبلیام و آن اینکه بسيارى کارشناسان روپایی براین موضوع تاکید میکنند که ضرر بسیار عمدهای در صورت تحريم اقتصادى ايران به صادرات اروپا خواهد خورد، و از این جنبه چنين اقدامي همزمان به زيان اروپا خواهد بود. شما در سوال قبلی من هم به این قسمت پاسخ ندادید که واقعا فکر میکنید کشاکشی بین صاحبان سرمایه و صنایع در اروپا با سیاستمدارها بر سر اين كه حتى المقدور فرجه بيشترى به ايران بدهند، دربگیرد؟
جمشيد اسدی: بله، ببینید این حتا امروز یک لابى بسیار قوی در آمریکا وجود دارد که میخواهند دوباره رابطهی اقتصادی را آمریکا با ایران برقرار بکند. بدیهیست! آنها میخواهند تا مىتوانند به بازار ایران کالا و جنس بفروشند. بله، چنین تمایلی وجود دارد. ولی باز میگویم و توجهتان را به این نکته جلب میکنم، فروش کالا از سوی شرکتهای غربی به ایران یک چیز است، سرمایهگذاری از سوی این شرکتها در ایران یک چیز دیگریست. اگر تحریم اقتصادی بشود، اینها دیگر نمیتوانند به ایران هم کالا بفروشند. بنابراین، بازاری را از دست میدهند و نگرانش هستند. اما این نکتهی نگرانکننده همین هست که میخواهم به آن اشاره کنم. امروز که تحریم اقتصادی هم شروع نشده است و این شرکتها میتوانند به ایران جنس و کالا و خدمات بفروشند و میفروشند، بطور رسمی یکی از بزرگترین بانکهای سرمایهگذاری که الگوست برای دیگر بازیگران سیاسی، از سرمایهگذاری به ایران خودداری میکند آنهم قبل از اینکه این تحریم صورت بگیرد. یعنی اگر معاملهای هم از این به بعد صورت خواهد گرفت به ایران خواهند گفت پولتان را نشان بدهید، در ازایش ما به شما کالا میدهیم. اما اینکه ما سرمایهگذاری در ایران بکنیم و صنعت ایران را به صنعت غرب پیوند بدهیم و باعث رشد اقتصادی ایران بشویم، این قبل از تحریم قطع شده و این است که بسیار نگران کننده است. اگر تحریم بشود، که خوب، این سرمایهگذاریها بیشتر از ایران رخت برخواهند بست.