
|
advertisement@gooya.com |
|
پخش شده در برنامه از نگاه ميهمانان ـ تلويزيون هما ـ مورخه 29/دی/84
داریوش سجادی:
جناب آقای یوسفی همانطور که مطلع هستيد پرونده انرژی اتمی ایران بعد از دو سال پرفراز و نشیب اکنون با پیشنهاد اخیر روسیه مبنی بر انتقال چرخه غنی سازی اورانيوم به اين کشور عملاً این پروژه را به حال تعلیق درآورده، چرا که اگر ایران با انتقال غنی سازی به خاک روسیه مخالفت کند، در واقع روسیه را که تا این لحظه به عنوان یکی از متحدین خود در پرونده اتمی محسوب می شد از دست خواهد داده و اگر هم با این پروژه موافقت کند، حرف اولیه خود مبنی بر آنکه تحت هیچ شرايطی حاضر به انتقال فن آوری غنی سازی از خاک کشور نيست، را زير پا گذاشته اند.
جنابعالی تصور می کنید در چنين وضعيتی، دولتمردان جمهوری اسلامی چه گزینه مطلوبی را می توانند در چارچوب منافع ملی ايران لحاظ کند؟
ژاپه یوسفی:
به نظر من در مقطع کنونی پیشنهاد روسیه برخوردار از فرصت های مناسبی برای ايران است مشروط بر آنکه مسئولين ايرانی بازی درستی را از خود نشان دهند.
لازم است ابتدا به اين نکته اشاره کنم که یکی از انگيزه های ما برای راه اندازی تلويزيون هما، انتقال افکار و پيشنهادات مختلف به مسئولين کشور برای اخذ تصميم های مناسب تر مسئولين در مديريت بهينه کشور بود.
در مورد سوال شما هم بايد بگويم به نظر من اروپا و به ویژه آمریکا با پذيرش تلويحی انتقال غنی سازی به خاک روسيه مرتکب خطای بزرگی شدند. کما اینکه در لابلای بعضی از رسانه ها مشاهده شد که «ایپک» لابی بانفوذ اسرائیل در آمريکا با این طرح مخالفت کرد.
من فکر می کنم بعضی از عزیزان در ایران متوجه اين فرصت يا مزيت نشده اند.
توجه داشته باشيد که آمریکا و اروپا در حمله به عراق مرتکب خطای بزرگی شدند که مجدداً دارند همان اشتباه را در مورد ايران انجام می دهند.
خطای آنها در حمله به عراق این بود که حقیقت را به مردم نگفتند. در نتیجه دنبال بهانه ای می گشتند که از دیدگاه افکار عمومی پذیرفته شده باشد و آن سلاحهای کشتار جمعی بود.
اما حال که معلوم شده چنین سلاحی در عراق وجود ندارد این مسئله گریبانگیرشان شده. در مورد ايران هم غربی ها مايلند سطح توانمندی علمی، سیاسی، اقتصادی وامنیتی ايران همواره ضعیف نگه داشته شود تا از اين طريق با فشار روی ایران بتوانند از ایران امتياز گرفته و ما را تحت کنترل قرار دهند. اما چون این حقیقت را نمی توانند به مردم شان بگویند، می کوشند از بهانه دروغين تلاش ايران برای دستيابی به سلاح یا بمب های اتمی، ایران را تحت فشار گذاشته و افکار عمومی جهان را نیز مجاب کنند. اینجاست که اگر ایران درست بازی کند و نيت ايشان را بر ملا کند این باعث خواهد شد تا قاعده بازی به نفع ايران بازگردد.
من معتقدم ایران اگر کمی خلاقیت به خرج دهد می تواند تمام چیزهائی که می خواهد را بگيرد و تقریباً هیچ امتيازی هم بابت آنها ندهد و به وضعيت بمراتب بهتری از اینکه غنی سازی را در کشور داشته باشد، خواهد رسيد.
داریوش سجادی:
اين بمعنای آنست که شما پیشنهاد خاصی برای طرح غنی سازی در خاک روسيه برای عرضه به دولتمردان ایران داريد؟
ژاپه یوسفی:
دقیقاً همین طور است. به نظر من ایران باید 11 شرط برای غنی سازی در خاک روسيه مطرح کند. يازده شرطی که هيچکدام، پرنسیب های دروغ غرب را که به خورد مردم شان داده اند زیر پا نمی گذارد. در عين حال هیچ دلیل قانع کننده ای هم برای مخالفت غرب بوجود نمی آید تا این پیشنهاد را رد کند.
اين را از آن جهت می گويم که چنانچه غرب با اين پيشنهادات مخالفت کند حال باید به مردم خودش توضیح دهد که شما که نگران از سلاح های اتمی ایران بودید حال چرا این پیشنهاد را رد کردید؟
داریوش سجادی:
در واقع شما معتقدید ایران بايد وارد جنگ افکار عمومی با مجموعه غرب شود؟
ژاپه یوسفی:
دقیقاً. من معتقدم اگر ایران این پیشنهاد را بشکلی صحيح در افکار عمومی مطرح کند موفق به کیش و مات غربی ها خواهد شد و آنها را در مخمصه ای غير قابل خروج قرار خواهد داد.
داریوش سجادی:
آُمهات پيشنهاد يا شرايط مطمح نظر شما چيست؟
ژاپه یوسفی:
شرط اول این است که ایران حق غنی سازی را در خاک خود تحفظ کند. یعنی بگوید من از حقم نمی گذرم ولی برای اعتمادسازی حاضرم موقتاً غنی سازی را در خاک روسیه پیگیری کنم.
شرط دوم این است که ايران می تواند بگويد غنی سازی در روسيه بايد در زمان محدود و موقت باشد، مثلاً يک دوره دو ساله و هر دوره نسبت به رفتار غربی ها قابل تمديد يا تعليق باشد. اگر از رفتار غربی ها راضی بودیم، توافق تمدید شود و در غير اين صورت آن را نقض می کنیم.
شرط سوم می تواند آن باشد که چنانچه غنی سازی در ایران اتفاق می افتاد سود سرمايه مصروفی در آن سرريز در چرخه اقتصاد ايران می شد، اما با توجه به اينکه انتقال غنی سازی به خارج از کشور منجر به حذف اين سرمايه از اقتصاد کشور می شود لذا هزینه کارکرد نهاد غنی سازی را غربیها بايد متقبل شوند. حداکثر چیزی که ایران باید قبول کند حقوق کارمندان آن هم به میزان سطح دستمزد در ايران است. این خواستی منطقی است و همین که هزینه ها به عهده اروپائی ها بيفتد، به مرور این مرکز توان آن را خواهد يافت تا بازار غنی سازی دنیا را در انحصار خود بگيرد. علت آن هم به اين دليل است که هزینه های ایران در چنين حالتی بشدت نسبت به ديگر رقبا کم می شود و می تواند خیلی ارزان تر از قيمت بازار جهانی محصولات خود را به بازار عرضه کند.
قطعاً در چنين حالتی برای مشتری های اين محصول مقرون به صرفه است تا اورانيوم مورد نظر خود را از نهادی که در روسیه توسط ایران هدایت می شود، تهيه کنند.
شرط چهارم این است که کنترل این مرکز کاملاً در اختیار ایران باشد. چه از لحاظ مدیریت چه از لحاظ علمی و از همه جوانب، ایران بايد مديريت کامل پروژه را عهده دار باشد.
شرط پنجم این است که هیچ نوع کارشکنی از طرف روسیه مانع از فعالیت این مرکز نشود. فرضاً روسيه نتواند به بهانه اعتصاب کاميون دار ها مانع از انتقال محموله های مرکز غنی سازی به ايران شود و يا مثلاً با بهانه های محيط زيستی مانعی برای کار اين مرکز شوند. يعنی تحت هر شرایطی روسیه بايد فعالیت این مرکز را تضمین کند.
شرط بعدی این است که پژوهشهای اتمی بايد در ایران ادامه پیدا کند و جلوی پژوهش و تحقیقات در ایران گرفته نشود.
در واقع این شرايط را ايران برای انتقال غنی سازی به روسيه تعيين می کند اما در ازای آن نيز ايران بايد بگويد که چه چيزی هم از غرب می خواهد.
از جمله آنکه 8 کشور صنعتی غرب بايد کليه تحریم های اقتصادی را از روی ایران بردارند. این امر نه تنها هيچ هزینه ای برای غرب ندارد، بلکه متقابلاً صادرات خود غربی ها را به ایران زیاد می کند که تامين کننده منافع تجاری غربی ها است.الان وجود این تحریم ها قبل از ايران برای خود غرب هزينه زا شده.
شرط بعدی این است که 5 کشور عضو دائمی شورای امنيت تضمين امنيتی به ايران بدهند که تحت هر شرايطی از امنيت مرزهای ايران محافظت کنند و اجازه ندهند هیچ کشوری به خاک ایران تعرض کند.
شرط بعدی این است که 8 کشور صنعتی غرب تهمت ناروای حمايت ايران از تروريست را با خارج کردن نام ايران از فهرست کشورهای حامی تروريست مرتفع نمايد.
شرط دهم این است که کليه احکام دادگاه های فاقد صلاحیت قانونی که ايران را بی دليل متهم به عمليات تروريستی کرده، لغو شود.
و بالاخره شرط آخر هم این است که اموال و دارائی های بلوکه شده ايران در گروه 8 کشور صنعتی غرب آزاد شود.
داریوش سجادی:
اما جناب يوسفی سوالی که ايجا مطرح است آن است که غرب چه دلیلی دارد تا بخواهد چنین امتيازهائی به ایران بدهد؟
ژاپه یوسفی:
مسلماً آنها نمی خواهند چنین امتيازهائی به ایران بدهند. اما نکته اينجاست که با طرح چنين شرايطی آنها در دروغی که خودشان ساخته اند زمينگير می شوند. اینها مدت ها است که به مردم شان گفته اند نگرانی ما به خاطر بمب ایران است، ایران هم می خواهد بگوید من نگرانی شما را رفع می کنم.
شما خودتان گفتید غنی سازی در روسیه را قبول دارید. ما هم غنی سازی را در روسیه آورده ايم و اينک مواد غنی شده اتمی در اختیار ما نیست پس ايران نگرانی شما رفع کرده حال غربی ها باید به مردم شان توضیح دهند که چرا حاضر نیستند تحریم ها را از روی ایران بردارند. ایران که نگرانی شان را حل کرده. اگر مشکل شان سلاح اتمی بوده، ایران این مشکل را حل کرده حال چنانچه غربی ها این شرايط را قبول نکنند باید به افکار عمومی مردم خود توضيح دهند که چرا این شرايط را قبول ندارند.
ایران با اين کار از خود انعطاف بسیار خوبی را نشان می دهد و غرب را در تله می اندازد. من تقریباً یقین دارم اگر ایران این را عنوان کند بُرد بسیار چشمگیری در افکار عمومی جهان نصیبش خواهد شد.
داریوش سجادی:
مایلم نظر شما را در خصوص عملکرد دولت آقای احمدی نژاد روی پرونده انرژی اتمی هم داشته باشم.عنایت دارید که طی مقطع زمانی که جناب آقای احمدی نژاد روی کار آمد پرونده اتمی ایران از تیم قبلی محول به تیم جدیدی شد که دکتر لاریجانی عهده داری آن را دارند. ارزیابی اجمالی شما از شیوه مدیریت این پروژه خصوصاً با مواضعی که جناب آقای احمدی نژاد طی 3 ماه گذشته در عرصه دیپلماسی خارجی اتخاذ کردند، چيست؟
ژاپه یوسفی:
من فکر می کنم مسئله اتمی ایران، مسئله ای است که کليت نظام بصورت اجماعی بر روی آن نظر دارند. به همين دليل تصور نمی کنم وقتی رئیس جمهوری عوض می شود نهایتاً تغییری در آن پیدا شود. به همين دليل تصور نمی کنم آقای احمدی نژاد در مسئله اتمی ایران نقش مستقلی داشته باشد بلکه مسئولین نظام با هم هماهنگی دارند. در مورد سخنان اخیراً آقای احمدی نژاد در رابطه با اسرائیل هم هنوز زود است قضاوت کنیم.
از یک زاویه آقای احمدی نژاد کار جالبی می کند و تمام تمرکز جهان اسلام را متمرکز به اسرائیل کرده و نمی گذارد اسرائیل در زیر سایه غرب قرار گیرد و مردم جهان اسلام شیطنت های اين کشور را فراموش کنند.
از این جهت کار جالبی است اما از طرف ديگر مواجه با اظهارات آقای بوش هم شديم که سعی کرد طوری القاء کند که آقای احمدی نژاد با اظهارات اخيرش درباره اسرائيل خواستار نابودی اين کشور شده و این نابودی را در چارچوب تهيه بمب اتم دنبال می کند.
البته همه می دانیم که این حقیقت ندارد و آقای احمدی نژاد به کرات توضیح دادند که منظورشان تغییر رژیم اسرائيل است يعنی همان چيزی که اسرائیل و آمریکا بارها بر علیه ایران مطرح کرده اند. کما اینکه شما اگر دقت کنید بسیاری از نویسندگان یهودی تبار از همين واژه نابودی اسرائيل بارها استفاده می کنند به اين صورت که بازگشت آوارگان فلسطینی به اسرائيل که بالغ بر 4 میلیون نفر هستند مساوی با نابودی اسرائیل است. این مفهومی است که خودشان دارند استفاده می کنند. يعنی وقتی آوارگان برگردند در چارچوب رای گیری اکثریت را بدست می آورند و در نهایت اسرائیل به عنوان یک نهاد صهیونیستی دیگر وجود نخواهد داشت. پس چطور است که به آن نویسندگان حمله نمی شود ولی به آقای احمدی نژاد حمله می شود؟
کما اینکه در کنفرانس خبری اخير هم آقای احمدی نژاد این توضیح را دادند که منظورشان در چارچوب رفراندوم و رای گیری بوده. همانطور که در رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی هم این اتفاق افتاد و کسی هم کشته يا اعدام نشد، هيچ خانه ای هم ازبین نرفت اما آن رژیم آپارتايدی از نقشه روزگار محو شد.
داریوش سجادی:
اما آيا تصور می کنيد باز کردن یک جبهه جدید توسط جناب آقای احمدی نژاد آن هم در موقعیتی که پرونده انرژی اتمی ایران درگیر منازعات بین المللی است می تواند کمکی به حل مسئله انرژی اتمی بکند يا آنکه برعکس مزاحمت غربی ها را بيشتر می کند؟
ژاپه یوسفی:
من فکر می کنم قضاوت در اين مورد هنوز زود است.
می دانيد که گروهی در ایران هستند از جمله خود من که فکر می کنم معاهده NPT معاهده عادلانه ای نیست و فلسفه سیاسی آن بر مبنای یگانگی قرار ندارد.
يگانگی اعتقاد بر برابری و برادری دارد. بعد عینی اش برابری است و بعد احساسی اش هم برادری است. یعنی ما در اين چارچوب هم مهر داریم و هم مساوات که نهایتاً عدالت جهانی هم باید بر اساس این دو پایه قرار بگیرد. من فکر می کنم آقای احمدی نژاد و خیلی کسان دیگر از معاهده NPT دلگیر هستند چرا که این معاهده ای یکطرفه است و کشورها را به دو قسمت تقسیم می کند. کشورهای صاحب بمب اتم و کشورهای فاقد بمب اتم. کمااینکه در زمان تشکيل سازمان ملل متحد کشورهائی که صاحب بمب اتمی هستند نهایتاً در اين سازمان خود را برخوردار از حق وتو کردند. پس این یک نوع آپارتاید اتمی است که مبدل به آپارتاید رای گیری در سازمان ملل هم شده. بر همين اساس خیلی از ایرانی ها موافق این هستند که ایران از NPT خارج شود. در نتیجه آقای احمدی نژاد می تواند در بازی بازپرس خوب و بازپرس بد، به عنوان بازپرس بد نقش بازی کند و نهايتاً ايران بگوید اگر شما به ما زیاد فشار بیاورید، بازی به دست گروه های تندروئی می افتد که چندان قائل به دیپلماسی جهانی نیستند. در نتیجه قدرت مانور ایران زیاد می شود.
از طرفی هم شاید از مواضع آقای احمدی نژاد درست استفاده نشود و نهایتاً به ضرر ایران تمام شود. به همین خاطر الان زود است که بگوئیم سخنان آقای احمدی نژاد به نفع ایران شده یا نه؟
ولی حداقل می توانم بگویم مواضع اخير ضد صهيونيستی ايشان در جهان اسلام به نفع ایران تمام شده همچنانکه در جهان غرب هم به ضرر ایران تمام شد.
مجموعاً تصور می کنم در جمع بندی اینکه مواضع ايشان به نفع ایران بوده یا خير، هنوز قضاوت در این مورد زود است.
علاقه مندان به اظهار نظر پيرامون اين مطلب می توانند نقطه نظرات خود را به آدرس ايميل اين برنامه
dariush@homa.tv و يا dariushsajjadi@yahoo.com
ارسال نمايند.
روابط عمومی بنياد پژوهش های ايرانی ـ تلويزيون هما