کتابخانه حقوق بشر



















شنبه 28 آبان 1384

مصاحبه داريوش سجادی با عيسی سحرخيز و عباس سليمی نمين پيرامون بحث نقد يا تخريب رئيس جمهور، تلويزيون هما

سحرخيز و سليمی نمين
سليمی يمين: اصولاً در ايران، ملت از ناقدین قوی محروم هستند. حتی مخالفینی که به صورت جدی در صدد ارائه نظرات و دیدگاه هایشان باشند را کمتر شاهديم و این یک ضعف است. سحرخيز: اکثریت قریب به اتفاق اصلاح طلبها به ویژه آنها که در احزاب و گروهها هستند اصلاً نقدشان را هنوز شروع نکرده اند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

پخش شده در برنامه از نگاه ميهمانان ـ شبکه تلويزيونی هما، چهارشنبه 25/آبان/84

داریوش سجادی:
بدنبال سخنان جناب آقای احمدی نژاد در صحن پارلمان مبنی بر اينکه توهين به رئيس جمهور جرم محرز است بحثی در رسانه های کشور تحت عنوان نقد يا تخريب رئيس جمهور مطرح شد.

سوالی که مطرح است آنست که آیا اساساً طی روی کار آمدن رياست جمهوری جديد، توهینی به ايشان صورت گرفته و جایگاه حقوقی توهین به رئیس جمهور در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی ایران چیست؟
این سوال را از این جهت مطرح می کنم که مشاهده کردم یکی از نمایندگان محافظه کار پارلمان (سرکار خانم مریم بهروزی) در همین رابطه نقل قولی را از آيت الله خمينی مطرح کردند به این مضمون که: « به من یا عکس من اگر توهین یا بد زبانی هم شود همه را می بخشم و راضی به پیگیری نیستم». کما اینکه در همان سالهائی که ايشان در قید حیات بودند بحثی مطرح شده بود که گویا عده ای به بنیان گذار فقید جمهوری اسلامی شکايت برده بودند که اعضای نهضت آزادی به شما توهین می کنند و ایشان در پاسخ گفته بودند حالا اگر توهین هم بکنند مگر من اصول دین هستم.
ابتداً مايلم از جناب آقای سلیمی نمین این سوال را داشته باشم که آیا اساساً توهینی به رئیس جمهور صورت گرفته؟

عباس سلیمی نمین:
در ارتباط با بحث هائی که این روزها در محافل سیاسی مطرح می شود من فکر می کنم ما نقد جدی را شاهد نیستیم. در بعضی جاها خیلی برخوردهای تخریب گونه ای را مشاهده می کنيم، همچنانکه انتشار شایعاتی را در ارتباط با آقای احمدی نژاد مطرح می کنند. به عنوان مثال اينکه شايعه کرده اند ایشان یک توسلی نوشته اند و انداختند در چاهی که بدست امام زمان برسد. به هر حال بحث هائی این چنینی به نوعی تخریب شخصيت هستند. البته من به این مسئله اعتقاد ندارم که نقدی نسبت به ایشان نباید صورت بگیرد. کما اینکه نقدهائی که این روزها به صورت اصولی مطرح می شود، شاید برای دولت خیلی قابل پذیرش نباشد ولی بسیار بجا و منطقی است و مصالح ملی را دنبال می کند. باید به این نکته توجه داشته باشیم که اصولاً در ايران، ملت از ناقدین قوی محروم هستند. حتی مخالفینی که به صورت جدی در صدد ارائه نظرات و دیدگاه هایشان باشند را کمتر شاهديم و این یک ضعف است. جامعه ای که برخوردار از اپوزیسیون منطقی نباشد از یک نعمت جدی محروم است. یعنی وجود یک منتقد عاقل و فهیم که می تواند هم سطح دیدگاه ها و اندیشه سیاسی جامعه را ارتقاء بخشد و هم به نوعی مصالح ملی را تقویت کند، يک نعمت است. اما امروز منتقدین عمدتاً دست به شیوه های تخریب سهل الوصول می زنند یعنی کاری که آنها را خیلی راحت به نتیجه می رساند. نقد منطقی و نقد علمی نیاز به تحقیق و کار جدی دارد و این نوع نقد حتی جایگاه منتقد را ارتقاء می بخشد. جامعه سیاسی ما عمدتاً از این نوع ناقدان محروم بوده و به طور کلی می توان گفت که نقدهای موجود، بسیار دم دستی و سطحی و به تعبیری کوچه بازاریند تا نقد علمی و منطقی که بتواند هم منافع ملی را تامین کند و هم تاثیرگذار باشد. یعنی اگر ما هدف مان بهبود وضع جامعه است از طریق یک نقد منطقی باید در صدد تقویت برآیند کلی حرکت جامعه برآئيم و نبود این ناقدین برای جامعه ما بلائی سیاسی است.

داریوش سجادی:
اما در ادامه همين بحث تخريب یا نقد رئیس جمهور مشاهده کردم که خبرگزاری فردا که علی الظاهر از خبرگزاری های نزدیک به خط فکری رئیس جمهور هم هستند خبر از تشکیل کمیته ای دادند تحت عنوان «کمیته تخریب» و در ذيل این خبر اعلام شده بود که کمک های مالی گسترده یک کشور اروپائی که از طریق یک اروپایی ایرانی تبار برای رسانه های خبری تامين می شود، جریان تخريب رئيس جمهور را هدايت می کند . بنا بر ادعای خبرگزاری فردا این کمیته تلاش دارد با تبلیغات وسیع و جنگ روانی گسترده دولت را ناکارآمد نشان داده و افکار عمومی را نسبت به دولت بدبین نمايد.
ظاهراً انگشت اشاره خبرگزاری فردا به کشور هلند و سرکار خانم فرح کريمی نماينده پارلمان هلند است که مسئوليت سايت جديد التاسيس «روز» را بعهده دارند. در همين راستا شاهد آن بوديم که اين سايت اخيراً چند خبر را منتشر کرد مبنی بر آنکه آقای احمدی نژاد برای حل بحران بورس کشور پيشنهاد داده تا چند مفسد اقتصادی را بايد اعدام کرد تا مشکل بورس مرتفع شود و يا اينکه بنقل از احمدی نژاد مدعی شد ايشان در جلسه اخير کابينه گفته اند که بايد با مجلس مقابله کنيم و آنها را سر جای خود بنشانيم.
البته اين اخبار صرفاً تعلق به اين سايت داشت و در هيچ جای ديگری نقل يا تائيد نشد.
اما آقای سحرخیز صرف نظر از ادعاهای اين سايت يا خبر سايت فردا، جنابعالی تصور می کنید بحث کمیته تخریب تا چه اندازه صحت يا موضوعیت دارد؟

عیسی سحرخیز:
قبل از اینکه پاسخ به سوال شما بدهم لازم است در صحبت های آقای سلیمی نمین ورودی داشته باشم. صحبتی را که شما به نقل از آقای احمدی نژاد بيان کرديد مبنی بر اينکه توهین به رئیس جمهور جرم محرز است، خوشبختانه ما در فرهنگ ایرانی موارد و ضرب المثل هائی را داریم که خیلی از نکات را توضيح می دهد.
از جمله آنکه «از کرامات شیخ ما این است ـ شیره را خورد و گفت شیرین است». همانطور که شما از قول خانم بهروزی نقل کرديد چه کسی هست که نداند توهین به رئیس جمهور جرم است. این را همه می پذیرند. هیچ شهروندی حق توهین به هیچ مومن و شهروندی را ندارد. توهین به هر کسی جُرم است. آقای احمدی نژاد یک چیز بدیهی را برای دستیابی به یک هدف سیاسی مطرح می کنند. آیا درست است که فردی در سطح رئیس جمهور بیآید و این را مطرح کند. شما اشاره کردید به صحبت امام، من هم اشاره می کنم به صحبت آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهور سابق که مطرح می کنند « زنده باد مخالف من»
طبیعی است که وقتی این تفاوتها را مردم می بینند، فکر می کنند که پشت ماجرا و استفاده از این عبارتها مباحث دیگری است [....] در مورد کمیته تخریب هم ببينيد، در دوره آقای خاتمی هم کمیته ای را تحت عنوان کمیته ايکس مطرح کردند و سناريوسازان همان بازی جنگ روانی را که آن موقع داشتند اکنون و با رویکردی متفاوت دنبال می کنند.
آقای سلیمی نمین مطرح کردند که ما باید ببینیم این مسائل نقد است يا تخریب. سوال من اين است که چه کسی باید نقد و تخریب را تشخیص بدهد. ما در هیئت نظارت بر مطبوعات که بودیم دوستان می گفتند این چیزی که در مطبوعات نوشته شده نقد نیست، بلکه سياه نمائی است. اما بعد ديديم همین سياه نمائی ها برای آقای احمدی نژاد مبنای تبليغات جهت رسیدن به ریاست جمهوری شد. اکثریت قریب به اتفاق اصلاح طلبها به ویژه آنها که در احزاب و گروهها هستند اصلاً نقدشان را هنوز شروع نکرده اند. من الان روزنامه شرق را جلوی خودم گذاشتم و می بینیم در یک طرف آقای تابش به عنوان دبیر فراکسیون اقلیت مجلس می گوید ما سیاست تعامل سازنده با دولت را دنبال می کنیم و هنوز هم تصمیم نگرفتیم که در مورد دولت حرف بزنیم.
حتی وضعیت بگونه ای است که ما می بینیم که در تعیین وزرا وقتی نامزدها تعیین می شوند، شاهد سکوت اصلاح طلبها هستیم. درهمين شماره روزنامه شرق می بینیم تیتر نخست آن انتقاد سخنگوی جبهه پیروان خط امام رهبری که متحدان رئيس جمهور هم هستند، از دولت و محافظه کاران است. من فکر می کنم که این مباحثی را که در خصوص تخريب رئيس جمهور مطرح می کنند و طبیعتاً مثل موارد دیگر ريشه آن را به خارج از مرز وصل می کنند، هدف از آن سر جای خود نشاندن افرادی است که در درون جبهه محافظه کارها به نقد دولت پرداخته اند و اتفاقاً حرف های اساسی هم می زنند. پيش از اين هم ديديم که در مطبوعات همین بحث پایگاه دشمن را که مطرح کردند و گفتند به خارج از کشور ربط دارد، نتيجه آن برخورد با ملی مذهبی ها و جریانهای سیاسی شد. با وب لاگ نویس ها هم همین کار را کردند. شما می بینید که یک فردی (عماد افروغ) به وزیر پيشنهادی نفت با آن مسائلی که داشته نقد دارد، بلیط هواپیما برای ايشان می گیرند که بفرستند اش مشهد تا در روز رای اعتماد نباشد. یعنی وضعیت در درون خودشان بگونه ای شده که افراد را یکجوری می خواهند از صحنه مجلس حذف فيزيکی کنند. بحث من این است که این کمیته تخریبی که مطرح می کنند شبیه همان کمیته ايکس است و عاری از واقعيت است. اگر هم وجود دارد در درون همان افراد است. ما نمی دانیم در جلسه داخلی آنها چه می گذرد. شما اشاره کردید به اخباری از سايت «روز» که تائيدی هم از اخبارش نشده. طبيعی است وقتی ما در کشور جایگاهی برای رسانه ، برای روزنامه نگار مستقل و آزاد، برای حزب سیاسی نگذاشتيم و نقد کننده منطقی و علمی را حذف کردیم، رسانه شايعه شکل می گيرد.
آقای سلیمی نمین بگویند که در این 5 سال گذشته که بیش از 100 نشریه را بستند. این ماجراها را چه کسی باید جوابگو باشد؟ وقتی ناقد روشنفکر صاحب نظر را حذف می کنند. وقتی اجازه فعالیت حزب را نمی دهند، نتیجه اش این می شود که رسانه شایعه فعال می شود. شما در سایتهای خودشان نگاه بکنید. این ماجرای فروش کاپشن آقای احمدی نژاد 5000 تومان را خودشان در سايت هايشان زدند.
من خودم عين آن خبر را شب گذشته در میدان 7 تیر دیدم. وقتی سطح رئیس جمهور به اینجا می رسد که در خیابان کاپشن رئیس جمهور را می فروشند و فرياد می زنندکاپشن احمدی نژاد 5000 تومن و بعد خلاصه اش می کنند به اينکه احمدی نژاد 5 هزار تومن! معنی این چیست؟
آقای سلیمی نمین می گویند که بحث جمکران نبوده، اتفاقاً صحت داشته وخبرش هم بوده اما گيريم هم آن خبر غلط بود، بودجه هائی که در این زمینه از جانب دولت خرج می شود مردم را به آن سمتی می برد که آن خبر را باور کند و یا اين مسئله هاله نورانی در اطراف رئيس جمهور در خلال سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل. اينکه متن سخنانشان موجود است.
کسی که سازمان ملل رفته باشد و آن مرمرهای سبز را دیده باشد آن نحوه نورپردازی در تریبون را دیده باشد، می فهمد آن داستان برای هر کسی وجود دارد و اصلاً هاله نورانی در کار نیست. خوب؛ این خبرها که صحت دارد. بحث من اين است که رسانه شايعه از درون همين حرف ها شکل می گيرد.
از طرفی روزنامه هم نداریم. سانسور و خود سانسوری در نشريات هم وجود دارد. آن چیزی را که من مطلع هستم اصلاح طلبها در مورد مباحث بنیانی و قول و قرارهایی که آقای احمدی نژاد به جامعه داده قصد ندارند تا یکسال حرفی بزنند. اما طبیعتاً کسی که تیشه به ریشه مملکت می زند و منافع ملی را به خطر می اندازد طبیعتاً در آنصورت اصلاح طلبان حرف خواهند زد. طبيعی است که وقتی افق فلاکت و جنگ پیش روی مردم قرار می گیرد، مردم نگران می شوند و به نقد می پردازند.

داریوش سجادی:
آقای سلیمی نمین فرمایشات آقای سحرخیز در واقع یک کیفر خواست بود که اثبات درستی یا نادرستی اش را شما باید به عهده بگیرید. خصوصاً آنکه آقای سحرخیز مدعی هستند که اصولاً کمیته تخریبی که مطرح شده وجود ندارد و اگرهم وجود داشته باشد به منظور حذف منتقدان درونی خود محافظه کاران عمل می کند.

عباس سلیمی نمین:
من فکر می کنم برخی ازصحبت های آقای سحرخیز برخی دیگر را نقض می کند. آقای سحرخیز فرمودند که ما ايراداتی را ناشی از عملکرد دولت آقای احمدی نژاد، در جامعه شاهد هستیم که در قبالش سکوت کرده ايم. اما واقعاً اگر ایرادهائی در جامعه می بينيد وظیفه ملی و دینی تان هست که نسبت به آن سکوت نکنید اما ايشان از جانب ديگر اعتراف می کنند که جریان دوم خرداد تصمیم گرفته تا یکسال سخن نگوید. این تناقض است.

عیسی سحرخیز:
با عرض پوزش از اینکه صحبت تان را قطع کردم. من بحثم این بود که اصلاح طلبان الان در برنامه ها سکوت کرده اند ولی جائی که منافع ملی در خطر بيفتد، مسائلی که امکان دارد به جنگ و ویرانی فقر و فلاکت برای مردم و کشور ختم شود، طبیعی است که از طرف اصلاح طلب ها شاهد نقد باشيم.

عباس سلیمی نمین:
من هم همین را می خواستم اشاره کنم. الان اقلیت در مجلس موضع گیری نمی کند اما عمل مخفی می کند. شما وقتی رای گیرها در مجلس را نگاه می کنيد، می بینید که آمار آرای ریخته شده در ارتباط با وزراء و کاندیداهای پیشنهادی آقای احمدی نژاد، عملکرد محسوسی را نشان می دهد. يعنی بر خلاف چیزی که اعلام کردند که ما به همه نامزدهای آقای احمدی نژاد رای مثبت خواهیم داد، به هیچ وجه رای مثبت نداده اند. بنابراین من آن سیاستی را که دوستان دوم خردادی در پی گرفتند را خیلی با منافع ملی منطبق نمی دانم. یعنی یک عملی دارند انجام می دهند اما با صراحت و روشنی آن مواضع را پی نمی گیرند. شایعات پخش کردند که در شان نیروهای سیاسی ما نیست. برعکس من معتقدم که باید با شهامت و با صراحت انتقاد کرد، چه نسبت به برنامه ها و چه نسبت به عملکردها.
هر آنچه را که بر خلاف منافع ملی می دانیم باید نظرات خودمان را اعلام کنیم. حال یا دولت می پذیرد و یا واکنش های غیر منطقی نشان می دهد.
آقای سحرخيز گفتند که آقای خاتمی شعار زنده باد مخالفم را دادند، من این را قبول ندارم، این شعار از جانب آنها داده شد ولی در عمل هیچ گونه پایبندی نشان ندادند. بسیاری از مخالفین را از صحنه خارج کردند. اعمال محدودیت کردند. امکان فعاليت را از ايشان گرفتند و یا اینکه روی این شعار مانور دادند که هر 9 روز یک بحران برای ما درست کردند. حتی بلایای طبیعی را هم به عنوان 9 روز یک بحران شماردند که اگر بعضاً ناتوانی در کارهایشان بوده، این قضیه را اینگونه تعبیر کنند که مخالفین نگذاشتند ما کار کنیم. امروز بحث پیگیری حقوقی اهانت کنندگان به مقامات نیست. اگر کسی اين بحث را مطرح کند بسیار کار غلطی را دنبال کرده. چه از جانب رئیس جمهور و چه از جانب دیگران. امروز بحث این است که ما برخورد منطقی با رئیس جمهور و کابینه ایشان داشته باشیم. یک کابینه جدیدی آمده و ما موظفيم بحث های معمولی و نقدهای رسمی مان را منصفانه انجام دهيم. یعنی بايد یک فرصت لازمی را به دولت بدهيم تا مقاصد خودش را دنبال کند، نه اینکه از اول بحث هائی را مطرح کنيم تا فضای ناسالمی درست شود. ما به عنوان یک ایرانی بايد برآیند این تعاملات سیاسی را نوعی قرار دهیم تا در جهت منافع ملی باشد. تصور نکنيم اگر عملکردمان منجر به عدم توفيق دولت شد، این برای ما بُرد محسوب می شود.
ما باید اصل را بر این قرار بدهیم که نقطه نظرات منطقی خودمان را مطرح کنیم تا حرکت اجرایی کشور، حرکتی هر چه معقول تر و منطقی تر باشد.

داریوش سجادی:
در بحث نقد رئیس جمهور دیده شد که از درون متحدين دولت افرادی مانند آقای افروغ انتقادهای اصولی نسبت به عملکرد آقای احمدی نژاد و کابینه ايشان و حتی خود ایشان مطرح کردند که نام آنرا نقد درون گفتمانی گذاشتند. لذا سهم خود محافظه کارها در بحث نقد یا تخریب دولت جديد چیست؟

عیسی سحرخیز:
خوشبختانه آقای سلیمی نمین که امروز در خدمتشان هستيم، از جمله اولین کسانی بودند که به نقد آقای احمدی نژاد پرداختند. حالا افرادی مانند آقای افروغ و سلیمی نمین بیآیند و اسم کار خودشان را بگذارند نقد دورن گفتمانی، اما حرف دیگران در سطوح پائین تر را بگذارند تخریب! ما که در جایگاهی نیستیم تا بخواهیم از خودمان تعریف جعل کرده و طرف مقابل مان را بخواهیم با این گونه عنوان ها از میدان خارج بکنیم. آقای سلیمی نمین در همین مباحثی که مطرح کردند، گفتند آقای خاتمی که شعار درود بر مخالفم را سر داده آیا در عمل هم به آن پايبند بوده؟
آقای خاتمی کسی بوده که آمده گفته من ودولت من حق ندارند که از کسی شکایت کنند. اما آقای احمدی نژاد می گوید توهین به رئیس جمهور جرم محرز است. اینکه ما با مخالفمان چه کار می کینم اصلاً مهم نیست. مهم آنست که چه عبارتهای حقوقی بکار می بریم و بعد اعلام جرم می کنیم.
من تعجب می کنم از آقای سلیمی نمین که بیآیند کلماتی مانند نقد را با عملکرد یکی بدانند و بگویند حالا که اصلاح طلبان گفتند نقد نمی کنیم اين بمعنای آنست که به همه رای می دهیم. کدام فرد عاقل و صاحب خردی به این معنا می رسد؟ من فکر می کنم که یک مقدار باید چشم مان را باز کرده و علائق حزبی و گروهی مان را کنار بگذاریم. کدام رئیس جمهور را ما داشتیم که فردی را به عنوان وزیر انتخاب کند وبعد هنوز به صحن مجلس نرسیده و وقتی که پشت پرده اش هم رو شده بیآید و با یک سناریویی کنار بگذارد اش؟
کدام رئیس جمهور است که بیآید خانه خودش را به مردم نشان دهد و بعد یک وزیر را با خانه های آنچنانی و پولهائی که در جاهای مختلف دارد، معرفی کند. کجا داریم رئیس جمهوری بیآید بگوید من می خواهم در یک کنفرانس بین المللی مانند تونس شرکت بکنم و بعد اعلام کند که نمی روم. خوب اینها هزار حرف و حدیث و بی آبروئی برای مملکت ایجاد می کند. ما که بر روی اینها نمی توانیم چشم هایمان را ببندیم. از درون محافظه کاران از دوستان نزدیک آقای احمدی نژاد می آیند و به اصلاح طلبان می گویند شما چرا نقدتان را شروع نمی کنید تا ما بتوانیم حرف وسیع تری را بزنیم. آنها ملاحظه می کنند که چون اصلاح طلبان نقدشان را شروع نکردند در نتیجه دایره نقد آنها محدود شده و حساسیت به وجود می آید و یا مطرح می کنند که ما این حرف هائی که می زنیم انتقادی درون گفتمانی است و در آن قالب هر چه دلشان خواست بگویند و به جناح مقابل که سکوت وتعامل سازنده را پیشه کرده اند اتهام تخریب را می زنند.اينکه رؤسای 8 یا 9 کمیسیون مجلس بیآیند روی سیاست دولت که یکباره هفت بانک دولتی و اصلی کشور راعوض کرده اند از دولت در این مورد سوال بکنند آیا این تخریب است؟
یک موقع سطح دولت اینجاست که هنوز به 100 روز نرسیده بورس و اقتصاد و تورم به حد فاجعه آمیزی رسیده و پرونده کشور از شورای حکام در آستانه ورود به شورای امنیت است و چشم انداز فقر و جنگ در مقابل جامعه قرار گرفته.خوب طبعاً در این مباحث اساسی و فوری کسی نمی تواند سکوت کند. آنچیزی که من گفتم این است که اصلاح طلبان برای برنامه های آقای احمدی نژاد يک سال فرصت قائل شده اند و سکوت اختيار کرده اند تا ببینند ايشان چه کار می کند و چند مرده حلاجند. اما اين بمعنای آن نيست که چنانچه کشور به سمت جنگ و فقر و بيچارگی رفت و در مجامع بين المللی آبروی ايران برده شود، ما بايد آنرا تحمل کنيم.

داریوش سجادی:
آقای سلیمی نمین. آن چیزی که آقای سحرخیز بر روی آن تاکید دارند، این است که بعضاً عملکرد خود دولت و بعضی از سخنان آقای احمدی نژاد ایجاد کننده جو تخریب علیه ایشان شده و می شود. من در تعقیب صحبت های آقای سحرخیز اشاره به این مطلب می کنم که پس از سخنان آقای احمدی نژاد مبنی بر اينکه توهین به رئیس جمهور جرم محرز است، مشاهده شد سایت خبری «انتخاب» که از مقربین به هیئت دولت جدید هم است، مقاله ای را درج کرد و در آن مقاله جناب آقای احمدی نژاد را مخاطب پرعتاب خود قرار داد که شمائی که مدعی هستید توهین به رئیس جمهور جرم است چرا در زمان رياست جمهوری آقای خاتمی وقتی ايشان از ترافیک ناشی از بارندگی و تعلل شهرداری وقت (آقای احمدی نژاد) گلایه کردند، آقای احمدی نژاد آنطور پرخاشگرانه با رئیس جمهور وقت برخورد کردند در عين حالی که ايشان یکی از شعارهای اصلی انتخاباتی خودشان را «مهرورزی به بندگان» خدا قرار داده اما علی رغم اين می بينيم در آن سخنرانی معروف نيز شعار محو اسرائيل را می دهند. اينها مغايرت دارد با شعار مهرورزی به بندگان خدا.
لذا اساساً می توان به اين نتيجه رسيد که بعضاً گفتار و اعمال خود آقای احمدی نژاد دامن زننده به این تخریب شخصیتی شده؟

عباس سلیمی نمین:
در فرمایشات آقای سحر خیز تناقضاتی وجود دارد. نمایندگان مجلسی که منسوب به طیف فکری ایشان هستند اعلام کردند که ما به وزرای پيشنهادی آقای احمدی نژاد رای مثبت خواهیم داد، اما اين کار را نکردند ولی چه اشکالی دارد دلایل رای ندادن خودشان را هم اعلام می کردند. هیچ کدام از این عزیزان نیآمدند اعلام کنند که چرا ما رای نمی دهیم. بعضی دیگر که ازهمفکران آقای احمدی نژاد هستند اینها با شهامت آمدند و انتقاد خودشان را مطرح کردند. حتی وادار کردند تا کاندیدای پیشنهادی وزارت نفت انصراف خودش را اعلام کند.
اینها هزینه لازم برای انتقادات شان را هم پرداخت می کنند. ولی من تناقضی که در صحبت های آقای سحرخیز می بینم این است که اولاً می گويند اصلاح طلبان تا یکسال ساکت خواهند ماند و از سوی دیگر بحث هائی مطرح می کنند که از هر انتقادی تندتر است اما مبانی آن را نمی گویند. چرا؟ چون اگر در مجلس بخواهند انتقاد کنند مجبورند استدلال بیاورند.
مثلاً می گويند بورس را آقای احمدی نژاد به این وضعیت رسانده اما اگر نتوانند برای اين ادعای خود استدلال بيآورند دیگر نمی توانند در جامعه این مطلب را به عهده آقای احمدی نژاد بیندازند. وقتی در مجلس بخواهند انتقاد کنند باید انتقادشان مبنائی باشد و در چنان حالتی کسی خواهد گفت:
آقای عزیز روند نزولی بورس در کشور 7 ماه قبل از دولت آقای احمدی نژاد شروع شده. یعنی در دوران آقای خاتمی بورس با وضعیت بحرانی مواجه شد. منتها دوستان همزمان دارند انتقاد تخریبی خودشان را می کنند و در عين حال می گويند ما انتقاد نمی کنیم. این خودش یک تناقض است. خودتان انتقاد می کنید و آقای احمدی نژاد را متهم می کنید که وضع کشور را بحرانی کرده منتهی وقتی می خواهند ادله تان را ارائه بدهيد می گوئيد ما تصميم گرفته ايم تا یکسال سکوت کنيم. بنابراین به نظر من بهتر است این حرکت زیگزاگی را دوستان کنار بگذارند و مثل آقای افروغ که با شهامت آمده دلایل انتقاداتش را مطرح می کند، ايشان هم بیآیند و با شهامت حرفشان را بزنند. این چه بازی است که از یک طرف تخریب می کنند و از طرف دیگر هم می گویند ما قصد نداریم حرفی بزنیم و یا در محافل خصوصی می گویند که آقای احمدی نژاد فاتحه کشور را خوانده. من نمی گویم که آقای احمدی نژاد انتقاد ندارد. من جزء اولین کسانی بودم که نسبت به این وضعیت انتقادات خودم را با صراحت بیان کردم. ولی من می گویم این شیوه، شیوه خوبی نیست. بیآئیم همه دست در دست هم دهیم. نقطه های ضعف آقای احمدی نژاد را بازگو کنیم و همچنین ازنقاط قوت دفاع کنیم و هدفمان هم این نباشد که ما چون در قدرت نیستیم بنابراین به قول این ضرب المثل که می گوید دیگی که برای ما نمی جوشد سر سگ توش بجوشد. این دیگ بالاخره می خواهد مسائل ملت را دنبال کند. اگر قرار است آقای احمدی نژاد در محافل بین المللی از منافع دولت دفاع کند، چنانچه ایرادی در آن می بینیم باید دوستانه بیان کنیم. کسانی که شعار می دهند ما تا یکسال دیگر سکوت خواهیم کرد فقط می خواهند کار خودشان را سهل کنند. هیچ دلیلی برای حرف هائی که می زنند که آقای احمدی نژاد همه چیز را خراب کرده ندارند. من نمی گویم که آقای احمدی نژاد ایرادی نداشته. قطعاً هر عنصری که این مسئولیت را می پذيرد، زیر ذره بین ملت قرار می گیرد. رئيس جمهور می خواهد مصالح و منافع ملت را دنبال کند. بنابراین با هوشیاری و بادقت باید به عملکردش نظارت کرد و هر جا خطا دیدیم خطایش را بیان کنیم. منتهی ناقدین ما برای اینکه به اهداف سیاسی شان به سهولت برسند، راههای نقد غیر منصفانه را پیش می گیرند. ما نمی توانيم در این دو ماه که دولت آقای احمدی نژاد روی کار آمده توقع کار خاصی از ايشان داشته باشيم. بايد فرصت لازم را به دولت داد. اگر به مسئله انرژی هسته ای نظری داشته باشیم می بینیم که این جریان در همان مقطعی هست که در زمان آقای خاتمی بود وهیچ فرقی نکرده. یعنی وضعیت انرژی هسته ای طوری نبود که بگوئیم زمان آقای خاتمی غربی ها این حق ما را به رسمیت پذیرفتند ولی آقای احمدی نژاد باعث شد که غربیها این حق ما را به رسمیت نپذیرند.
خير؛ این گونه نیست. این بحث قابل نقد است که در پرونده انرژی هسته ای چه سهمی آقای احمدی نژاد دارد و چه سهمی دوره قبلی داشته؟
امید ما این است که آقای سحر خیز و دیگر دوستان نقد منصفانه ای داشته باشند. همانطور که مشاهده کردیم آقای سحرخیز در صحبت هايشان خط قرمزی بر عملکرد آقای احمدی نژاد کشيدند. البته ایشان اين حق را دارند اما این با وعده ای که برای سال دیگردادند، تضاد دارد چون شما از الان شروع کردید. لااقل حال که شروع کردید کمی نقدتان را علمی تر و دوستانه تر کنید.

داریوش سجادی:
آقای سلیمی نمین از آنجایی که من پاسخ لازم را نگرفتم، اجازه می خواهم که دوباره سوالم را تکرار کنم. آقای سحرخیز فرمودند که بعضی از این تخریب ها مُنتج از مواضع و سخنان خود آقای احمدی نژاد است.چند مثال هم از منابع نزديک به خود آقای احمدی نژاد مطرح کردم.

عباس سلیمی نمین:
قطعاً سخنان آقای احمدی نژاد بعضاً ایراد دارد. من این مطلب را نفی نکردم. به طور قطع آقای احمدی نژاد و دوستانی که بر روی کار آمده اند چون دارند کار اجرایی می کنند و چون مردم نظرشان بر این بود که دولت جدیدی بیآید بر سر کار که قبلاً در قدرت نبوده تا آن حلقه بسته شکسته شود، لذا طبیعی است که یکسری مسائل وجود دارد که باید مورد نقادی قرار گيرد تا ايشان را نسبت به خطاهایشان آگاه کنیم.

داریوش سجادی:
آقای سلیمی نمین فرمودند که در این دو ماه نمی توانیم توقع داشته باشیم که دولت آقای احمدی نژاد کار خاصی بکند تا براساس آن بتوانيم آنرا نقد کنیم. اما مشاهده شد که آقای احمدی نژاد هفته گذشته طی یکی از سخنرانی هايشان فرمودند که مصوبه هائی که طی 2 ماه گذشته توسط دولت ایشان تصويب شده مصوباتی اصولی بوده که در طول دوران گذشته بی سابقه بوده لذا عطف به همين سخنان، قهراً می توانیم دست به يک ارزیابی از عملکرد ایشان بزنيم.

عیسی سحرخیز:
من صحبتم را با یک ضرب المثل شروع کردم و اجازه بدهید با یک ضرب المثل هم به پایان برسانم و آن اينکه « هیچ بقالی نیست که بگوید ماست من ترش است» ما هم باید اجازه بدهیم تا مردم عملکرد دولت را ارزیابی کنند. نکته دیگری را که می خواهم به آن اشاره کنم آنست که آقای سلیمی نمین هم رشته من که اقتصاد است نيستند و تاريخ شناسند. اما من حال مسائل اقتصادی را کنار می گذارم اما در مباحث تاریخی هم من نمی دانم چرا ایشان دارند بحث دیگری را مطرح می کنند. ماجرا این است که این مسائل بعد از نطق آقای احمدی نژاد درسازمان ملل شروع شد.
اینکه ایشان تقابل پیدا می کند با سفیر ما در نيويورک و تیم مذاکره کننده هسته ای و همه آنها را حذف می کند. حالا اصرار داريم بگوئيم که وضعیت مانند گذشته است؟
وقتی برای ما قطعنامه ای تصويب می کنند که اسم ماشه درآن نيست ولی عملاً تا دوهفته دیگر خطر اینکه پرونده ما به شورای امنیت برود، در آن وجود دارد. اینها را نبايد در نظر بگيريم؟
ايشان به نمونه های که من مطرح کردم پاسخ ندادند از جمله پيشنهاد وزیر نفت و آن کنار گذاشتن جنجالی شان و يا مسئله لغو سفر رئيس جمهور به تونس.
خوب اینها غیر از بی آبرویی چه چیزی است. آقای سلیمی نمین من را که به عنوان روزنامه نگار و تحلیل گر دارم صحبت می کنم، معادل حزب قرار می دهد. من گفتم احزاب ما اینگونه عمل کردند و گفتند که فعلاً نمی خواهیم دولت را نقد کنیم. نهایتاً آقای تابش امروز صحبتی کردند و از حق خودشان دفاع کردند. ایشان این را به من یا شما نشان دهند که به صورت سازمان دهی شده اصلاح طلبان به پشتوانه حزبی و گروهی آمده اند و به آقای احمدی نژاد و وزرایش رای منفی يا مثبت داده اند.
آیا خود اصول گراها حاضرند به اين صورت رای دهند؟ اما در بحث اقتصادی هم اجازه دهيد فقط یک اشاره ای بکنم. دیروز در خبرها آمده بود که بورس ایران به پایین ترین سطح در دو سال گذشته رسیده است. در اقتصاد یکسری مباحث است که روانی است و اثر لحظه ای می گذارد. وقتی آقای احمدی نژاد صحبتی را می کند، طبیعی است که وقتی مردم در افق آینده کشور خطر جنگ وناامنی را احساس کنند، نمی آیند سرمایه گذاری کنند. امروز باز در خبرها بود که در امارات به دلیل حجم بالای نقدینگی که از ايران آمده اجاره ها در آن کشور در حال افزايش بوده و به همين دليل شیخ آنجا گفته که قیمتها نباید 15% بالاتر برود. خوب با این فرار سرمایه ها می خواهیم چه کار کنیم؟ در مورد این سرمایه هائی که وارد ايران می شد و الان دارند خارج می شوند، چه می خواهید بگوئید؟ این گونه نیست که در مورد این مباحث بگوئیم که آنموقع روند نزولی بوده و الان هم هست. شدت آن چقدر بوده؟ در این مورد باید منطقی بحث کنیم. عیب ندارد ما نقد می کنیم ولی پیش از این آقای سلیمی نمین شما اجازه بدهید ما يک روزنامه داشته باشیم. اجازه بدهید کارشناسان بیآیند و حرفهای کارشناسی خودشان را بزنند. آن تعدادی که سانسور و خود سانسوری از دست شان در می رود را نبرند حراست معاونت مطبوعاتی ارشاد بگویند شما حق ندارید در صفحه اول روزنامه تان در مورد بورس و روند منفی اش مطلب بنویسید. وقتی ما با رعب و وحشت جلوی نقد را بگیریم، همانطور که گفتم رسانه شایعه فعال می شود.

عباس سلیمی نمین:
آقای سحرخیز؛ شما که برای نقدتان از من اجازه نگرفتید. شما به عنوان یک انسان و به عنوان یک شهروند ایرانی مجاز هستید نقد کنید و این طور مطرح نکنید که اجازه بدهید به ما که روزنامه در بیآوریم. شما در حال حاضر روزنامه دارید و همين شیوه ای که الان دارید عمل می کنید همان را به مجلس و ديگر مکان ها گسترش دهید. شما الان دارید از داخل کشور به بدترین وجه ممکن دولت را زیر سوال می بريد. اشکالی هم ندارد. ولی مگر شما در حال حاضر برای زیر سوال بُردن دولت از من اجازه می گیرید.عرض من این است که نگوئید ما یکسال دیگر این کار را می خواهیم بکنیم شما همين الان داريد این کار انجام می دهید. منتهی نمی خواهید به این قضایائی که مطرح می کنید عمق ببخشيد. من ایرادم این مسئله است والا نقد حق مسلم شما است و اگر آنرا به سال آینده دارید موکول می کنید در واقع در حق جامعه ظلم می کنید و جامعه را از نقد منطقی محروم می کنید. منتهی با اين تفاوت که در حال حاضر نقد سطحی تان را به صورت گسترده انجام می دهيد.

Copyright: gooya.com 2008