چهارشنبه 23 شهریور 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

تاواريش حبيب الله عسگر اولادي، نيما راشدان

هيچوقت از خود پرسيده ايد که چرا مصطفي مير سليم دوست کوهنورد رهبر انقلاب، سي سال است، درست به شيوه مائو لباس مي پوشد؟ هيچگاه از خود پرسيده ايد چرا اميران ارشد سپاه يکي پس از ديگري قبل از نصب درجه و با پايان دوره فرماندهي و ستاد به يکباره از چين و کره شمالي سر در مي آورند؟

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


فراز اول :
۲۰ ماه پيش ، فريبرز رئيس دانا فعال سياسي کمونيست ، از دولت ايران خواست تا با رويگرداني از غرب امپرياليست ، نگاه راهبردي خويش را متوجه چين و روسيه نمايد.
امروز گفتمان سياست خارجي « محمود احمدي نژاد » رئيس جمهور منتخب سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تکرار کلام به کلام گفته هاي رئيس دانا است.
« وظيفه من پاسخ به ياوه اي است به نام جهاني شدن » ، چنين گفت فريبرز رئيس دانا و به استاد بي نواي اقتصاد دانشگاه تهران نگفته بودند که دست بر قضا ، اقتصاد امروز چين درشت ترين ميوه درختي است که او « ياوه جهاني شدنش » مي خواند.
رئيس دانا را به حال خود مي گذاريم و همراه مي شويم با « هيات جمعيت موتلفه اسلامي » که سه هفته پيش به دعوت « کميته مرکزي حزب کمونيست چين » رهسپار پکن شد. چشمهايتان را ببنديد و در نظر آوريد سيماي عسگر اولادي ، بادامچيان و مصطفي ميرسليم را زير تصاوير غول آساي مارکس ، انگلس و صدر مائو. کپي برابر اصل.
هيچوقت از خود پرسيده ايد که چرا مصطفي مير سليم دوست کوهنورد رهبر انقلاب ، سي سال است ، درست به شيوه مائو لباس مي پوشد ؟ هيچگاه از خود پرسيده ايد «چرا اميران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يکي پس از ديگري قبل از نصب درجه و با پايان دافوس* به يکباره از چين و کره شمالي سر در مي آورند ؟ »
سال ۱۳۷۷ هجري شمسي ، افسران عاليرتبه پاسداري که اين بار از چين مي آيند ، در تدارک تکرار - قتل عام تين آن من ، مقابل درب اصلي دانشگاه تهران اند. بهانه کشتار قرار است که اعتراض دانشجويان به بازداشت « محسن کديور » باشد. ۴۸ ساعت قبل از تجمع سراسري دفتر تحکيم ، « اکبر گنجي » و « خانواده کديور » با افشاي سناريوي « تين آن من » دانشجويان را از تجمع باز مي دارند. « پروژه تين آن من » به هيجدهم تيرماه سال بعد موکول مي شود. بازهم اشتباه مي کنيد ، اگر بر اين باوريد که « فرماندهان آموزش ديده در چين » تنها مديريت سرکوب دانشجويان را بر عهده دارند.
مصطفي معين وزير علوم دولت اصلاحات بلافاصله پس از تصدي وزارت - فردي را به مديريت يک و نيم ميليون دانشجوي ايراني منصوب مي کند و اين است مشخصات مدير هشت سال گذشته همه دانشجويان ايراني :
الف - سردار سرتيپ دوم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
ب - عضو سابق دفتر سياسي و کادر اداره اطلاعات ستاد کل - مامور از پرسنلي ويژه
ج - معاون دانشجويي مصطفي معين در دولت اصلاحات با حفظ سمت تا همين امروز.
و مورد چهارم را هرگز فراموش نکنيد : او فارغ التحصيل دوره آموزش فرماندهي از جمهوري خلق چين است.
و چنين اند ديگر سپاهيان اصلاح طلب ، مثلا سردار سرتيپ پاسدار فريدون وردي نژاد که به لحاظ درجه و ارشديت نظامي ،عاليرتبه ترين مدير پاسدار دولت خاتمي است و باز هم تعجب نکنيد اگر او پس از خبرگزاري و دادگاه به يکباره از « جمهوري خلق چين » سر در مي آورد ، اينبار به عنوان سفير.

فراز دوم :
فيلم Ghost را به خاطر مي آوريد ، Demi Moore نمي دانست ، قاتل اصلي در حقيقت همان فردي است که در لباس دوست و همدرد ، هر روز بيشتر از پيش به او نزديک مي شود. ماجراي بازداشت رهبران حزب توده ايران به جرم کودتا نيز از همين دست است.
چندي پيش کارتونيست جوان ايراني مقيم کانادا - در ميانه جدالي لفظي با حزب مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ، يکي از پيچيده ترين پرونده هاي امنيتي تاريخ جمهوري اسلامي را فقط لحظه اي باز و بسته کرد . نيک آهنگ به مستنداتي اشاره مي کند که يکبار و فقط يکبار به صورتي مبهم در خاطرات هاشمي رفسنجاني آمده ، هاشمي از ديدار خود با مسئول پروژه حزب توده ، ياد مي کند، فردي که چپگرا ترين عنصر امنيتي جمهوري اسلامي ايران لقب گرفته بود. سايه هاي پشت پرونده بازداشت کيانوري و ديگر رهبران حزب توده ،اتفاقا نزديک ترين عناصر سياسي - اسلامي به حزب توده بودند ، جواناني که کيانوري آنان را نماينده نيروهاي مترقي انقلاب مي دانست و تا لحظه مرگ مي ستود. کيانوري ، عمويي و ديگر رهبران حزب ، عناصر امنيتي را به چهره نمي شناختند. بازجويان نيز از هويت خويش براي رهبران حزب چيزي نگفتند و به جاي آن داستان کودکانه « ديپلمات شوروي - انگلستان ، عسگر اولادي و وابسته نظامي پاکستان » را بافتند و تحويل صدها هزار دايي جان ناپلئون دادند تا دو دهه مثل لالايي مادر بزرگها تکرار کنند.
بيست و چند سال گذشت ، فاتحان آنروز پرونده حزب توده ، پس از ربع قرن آرام آرام زبان گشودند و از بازجويي - بحثهاي پنج - شش ساعته شبانه خود با کيانوري و طبري سخن گفتند. تازه معلوم شد که روح اعضاي موتلفه از آنچه بر رهبران حزب توده رفته ، بي خبر است و و تازه معلوم شد که مسئول وقت اداره ضد جاسوسي که بوده و معاون وقت او که.
چه پايان دردناکي داشت کيانوري و چه فرجام غم انگيزي دارد محمد علي عمويي ، براي ربع قرن « طراحان بازداشت، بازجويان و مجريان شکنجه و اعدام رفقايش را » نمايندگان اسلام سرخ ، اسلام مترقي و اسلام انقلابي مي خواند و دوست مي دارد ، آخر به او کيانوري گفته بودند که « حبيب الله عسگر اولادي » طراح بازداشت تو بود و او باور کرده است. کسي نمي داند چرا. شايد روزي کسي از بازجويان و کارشناسان پرونده حزب توده ، سر ميز نهار با خنده گفته باشد : « بياييد بندازيم گردن موتلفه و اينها را سر کار بگذاريم براي خنده ...» حقيقت خيلي وقتها به همين سادگي است.
ديگر از روز روشن تر است که در پاييز و زمستان ۱۳۶۱ اداره اطلاعات خارجي انگلستان و کميته اطلاعات مرکزي ايلات متحده در بازداشت رهبران حزب توده دخيل نبوده اند ، پس اطلاعات مربوط به رهبران حزب چگونه در اختيار عناصر امنيتي چپگراي نزديک به بهزاد نبوي و محمد موسوي خوئيني ها قرار گرفت. برخي آگاهان از نقش جاسوسان کشور سومي مي گويند ، کشوري بزرگ با جمعيتي زياد و اينبار در شرق ، کشوري کمونيست.
در اينباره بيشتر خواهم نوشت ...

 دوره فرماندهي و ستاد
 شما این مقاله را به صورت رایگان مطالعه می کنید لطفا نظرات خود را ارسال نمایید.

[براي ارسال نظرات خود اينجا را کليک کنيد]



























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.004 seconds