کتابخانه حقوق بشر



















پنجشنبه 2 تير 1384

غافلگیری در 27 خرداد: عذر بدتر از گناه! امین همایونی

اکنون پرسش اینجاست که آیا آن جریانی که احمدی نژاد را به دور دوم فرستاد، آیا برای سوم تیرماه نیز شگفتی دیگری در آستین دارد؟


تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

aminhomayouni@yahoo.com

«بر خلاف پيش‌بيني‌هاي همه، اين نتايج از صندوق‌ها در آمد» بهزاد نبوی

از اصلاح طلبان حکومتی که دارای میلیونها رای قاطع بودند اصلا پذیرفتنی نبود که چنین ساده انگارانه برای خود سقف و کف بگذارند و بعد در فردای انتخابات 27 خرداد بیایند و بگویند که غافلگیر شده اند. اینکه بهزاد نبوی به کنایه بگوید که "این تکنولوژی باید ثبت شود"، به همان اندازه که انتقادی از سپاه، بسیج، شورای نگهبان و بیت رهبری ایران بشمار می رود که راهنما به سمت قالیباف زدند اما به کوی احمدی نژاد پیچیدند، به همان اندازه آبروریزی برای اصلاح طلبان درون حاکمیت هم بود که بعد از هشت سال، چنین رو دست خوردند.


چطور می شود شبکه ها را ندید


بهزاد نبوی گفته است " اين شرايط براي ما قابل پيش‌بيني نبود البته يك پيش‌بيني هم ما نكرده بوديم، آن هم رأي روستاها بود، چون هيچ كس نظرسنجي از شهرهاي كوچك و روستاها نكرده بود. شايد اين كار مقدور هم نباشد و زمان زيادي ببرد. نتيجه اين شد كه ما رأي كروبي را پيش‌بيني نكنيم. در ثاني آنچه كه نتوانستيم پيش‌بيني كنيم، دخالت ناگهاني و سازمان يافته، آن هم در 48 ساعت مانده به انتخابات بود. اين دخالت نه تنها ما را بلكه نامزدهاي موسوم به اصول‌گرا را هم غافلگير كرد. "
بنظرم این موضع گیری ها نوعی عذرخواهی از شکستی است که برنامه ریزان در جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی متحمل آن شدند.
معنی حرفهای آقای نبوی چیست؟ آیا از اصلاح طلبان درون حاکمیت می توان پذیرفت که پس از سالها در قدرت بودن و شناخت لایه های مختلف سیاست سازی و سیاست گذاری، حال آنها به این راحتی بگویند که رو دست خورده اند؟ آیا عذر بدتر از گناه نیست که بگویند رای روستاها را در نظر نگرفته بودند؟
این را نباید از یاد برد که اصلاح طلبان حکومتی خودشان در طول سالیان دور و نزدیک منافعی را در لایه های مختلف صنعتی و نفتی بهم زده اند که خود بخشی از تار و پود طرفدار حفظ وضع موجود هستند و همه داد و قال های آنها بخاطر اصلاحات و آزادی نمی تواند باشد. این نگاه را باید در تمامی سطوح تحلیل رفتارها و موضع گیری ها حفظ کرد تا به شکلی بچگانه بدام نیفتاد. اما گذشته از این امر، عذر بدتر از گناه برای آنهایی چون بهزاد نبوی و سعید حجاریان و امثالهم آن است که بیایند و غفلت خود از تحولات در آستین را چنین در لفافه بپیچند که گویی فرمول سری کوکا کولا در کار بوده است که نمی توانستند از ترکیب آن سر در آورند و برنامه ای پیشاپیش طراحی نمایند.
در طول مدتی که از عمر جمهوری اسلامی گذشته است، در ایران دو شبکه ریشه سراسری دوانده اند: شبکه روحانیان که بطور سنتی در جامعه حضور داشته اند. در هر شهر و روستای کوچک و بزرگی مسجدی هست و یک روحانی در پیشاپیش صف نماز جماعت می ایستد و در مقاطع مهم نیز خط دهنده سنتی به جماعت اقتداکننده هموست تا مرجع و مظهر عقل و درایت باشد . این روحانیان از طریق داشتن نماینده ولی فقیه و ائمه جمعه و جماعات به مرکز وصل می شوند و بازخوردهای خاص خود را می دهند و دریافت می کنند.
شبکه دومی که به موازات خط حیات شبکه روحانیت رشد کرده، شبکه بسیج است که آن هم از طریق منطقه بندی های موجود در ارتباط با مرکزیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و کارویژه های آن حوزه های نظامی، عقیدتی و فرهنگی- اجتماعی را در بر می گیرد. در برخی مقاطع در محلات براحتی می توان دید که روحانی مسجد با فرمانده بسیج پایگاه با یکدیگر متضاد عمل می کنند و بسته به چربش زور است که یکی در آخر پیروز میدان می شود. اما بهر حال نمی توان در حوزه بسیج کنندگی اجتماعی دو شبکه را یافت که به اندازه روحانیت و بسیج سپاه پاسداران گستره و نفوذ داشته باشند. حزب و تحزب در جمهوری اسلامی هم که همواره در نیمه مصراع شعر معطل مانده است. آیا می توان گفت حزب مشارکت ایران اسلامی به عنوان بزرگترین حزب سیاسی در ایران به اندازه نصف بسیج عضو گیری و سازماندهی حزبی کرده است؟ پاسخ از روز روشن تر است که خیر.
شبکه روحانیت: شکست 76، احتیاط 84
دو شبکه روحانیون و بسیج سپاه یک شبه به وجود نیامده اند، هر کدام مزایای خاص خود را در کنار مضراتشان داشته اند. روحانیت در برقرای ارتباط با جوانان مشکل داشته و بسیج نتوانسته از خود وجهه ای فرهنگی ارائه کند و بیشتر در قالب نظامی اش حرکت کرده است. اما در عمل ما هیچ شبکه سازمان یافته ای در ایران نداریم که به پای روحانیت و بسیج برسد.
از شبکه روحانیت در انتخابات ریاست جمهوری هفتم استفاده گسترده ای شد. اکثریت هدایت کنندگان این شبکه در مرکز، پشت ناطق نوری قرار گرفته و کلیت شبکه در سراسر کشور را به همان سمت می خواندند. این بدان خاطر بود که تلقی حاکم آن بود که آیت الله خامنه ای نگاه به ناطق نوری داشت. در آن مقطع ولایت مداری روحانیت و بسیج در این تلقی مشترک بود، اما خط تبلیغی روحانیت بنفع ناطق نوری بسیار برجسته تر از اقدامات بسیج بنظر می آمد.
با شکستی که ناطق در سال 76 خورد، شبکه روحانیت احساس کرد از سیاسی کاری تبلیغی اش ضربه سیاسی سنگینی خورده و نباید دوباره از این سوراخ گزیده شود. این بود که در انتخابات جاری شاهد بودیم که روحانیان مثل گذشته وارد عمل نشدند. این قاعده حتی تا حدودی شامل تشکلات سیاسی روحانیت مثل جامعه روحانیت هم شد. این بود که این بار آتش توپخانه قم در اغلب اوقات ساکت بود. این در حالی بود که از میان روحانیان، دو نفر در ماراتن انتخابات حضور داشتند. اکبر هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی. هر دو از چهره های قدیمی روحانیون سیاستمدار و هر دو از دو سوی اردوگاه روحانیت سیاسی بودند، یعنی جامعه روحانیون مبارز و جامعه روحانیت مبارز. جالب نیست که یک روحانی نماینده مجلس بگوید "امیدوار بودیم که رقابت بین دو شیخ باشد"؟!
باید همواره این نکته را در نظر داشت که روحانیت به عنوان تک حزب حاکم بر تمامی جوانب امور در جمهوری اسلامی ایران، نسبت به مسائل حیاتی حساس است. مساله حیاتی هم آن است که روحانیان در مصدر پست های کلیدی باشند. اما بر اساس تجربه انتخابات گذشته، این طیف دریافته است که تا وقتی که وضع بلامنازع موجود بخطر نیفتاده نباید خود را بتمامی خرج و داخل در دعواهای سیاسی کند. دیدیم که در این انتخابات هم تریبون ها مانند گذشته در اختیار آیت الله مصباح یزدی نبود.
شاید گفته شود که روحانیان هم مثل برخی دیگر فکر می کردند که هاشمی رفسنجانی در شرایط خوبی قرار می گرفت و آنها هم انتظار چنین نتایجی را نداشتند. شاید بتوان این حرف را تا حدود زیادی درک کرد. اما این درک کردن باعث نمی شود که سکوت قابل توجه روحانیت در انتخابات جاری، در مقایسه با فعالیت شبکه ای در انتخابات 1376، نادیده گرفته شود. با این حال، اصلاح طلبان از شبکه سپاه و بسیج غافل شدند، چرا؟
شماری از نامزدها نسبت به دخالت نظامیان در سیاست هشدار می دادند. اما جنس این هشدارها از جنس همیشگی بود و شدت آن هم مثل گذشته، شاید کمی بیشتر. پس از دور اول انتخابات جاری وقتی سیاسیون متوجه شدند که از کجا خورده اند چنان حجمی از آتش را روی سپاه و بسیج ریختند که رحیم صفوی فرمانده کل سپاه بیانیه داد و دخالت را، طبق دستور آیت الله خامنه ای، شرعا حرام خواند.
این حجم از فشار زیاد بوده و برخی کانالها می گویند که بحث هایی برای جلوگیری از تجربه دور اول مطرح شده است. اما این را هم می شود در نظر گرفت که جریانی که تا این درجه پیش آمده، با همان تفکر و تاکتیک قبلی ادامه مسیر دهد. این همان چیزی است که اصلاح طلبان هشدارش را می دهند. دور از انتظار هم نیست که طیف اصلی در حاکمیت جمهوری اسلامی پرونده تحلیل هایش را حول این موضوع بسته باشد که دیگر بس است و باید زمام امور را به نیروهای ارزشی واقعی سپرد و سیاست بازان حزب کارگزاران و اصلاح طلبان نباید بهیچ وجه سهمی در بازی داشته باشند.
این خود مجال مقاله ای دیگر می طلبد که درباره فساد در میان سیاسیون قدیم و جدید جمهوری اسلامی و نگاه فسادزدای نیروهای ارزشی و چشم انداز کار آنان به بحث بپردازیم، اما هرچه هست آیت الله خامنه ای و طیف ذینغوذ سپاه پاسداران به این نتیجه رسیده اند که آزموده را آزمودن خطاست و طرفی دیگر باید بست.

خوابی برای دور دوم
بهزاد نبوی می گوید: "راي مرحله دوم هم تدارك ديده‌اند و با توجه به اين كه مردم عادي در مرحله‌ي دوم كمتر شركت مي كنند و از اختلاف كم رأي هاشمي با نفر بعدي، نگران هستيم؛ براي اين تصميم گرفتيم براي جلوگيري از اين خطر هر اقدامي كه از دستمان بر مي آيد انجام دهيم".
نکته اینجاست که بخشی از سپاه و دیگر بخش های نظام جمهوری اسلامی به این برداشت رسیده اند که ساختار حکومت در ایران بواسطه تجربه دوران هاشمی رفسنجانی و دوران محمد خاتمی، بترتیب، بشدت دچار آلودگی های ثروت وفساد مالی اطرافیان و سیاست بازی شده است. بر همین اساس است که یک نماینده مجلس گفت نمی خواهیم شرایطی بوجود بیاید که با آمدن هاشمی رفسنجانی و کارگزاران، بار دیگر زمینه برای دوم خرداد 76 دیگری مهیا شود! این دیدگاه، درست یا غلط، به سپاهیان و به طریق اولی، به بسیجیان این انگیزه را می دهد که برای بدست گرفتن کنترل اوضاع وارد عمل شوند. طبیعی است که در این معادله براحتی می توان بخشی از نیروهای سیاسی راست را هم اضافه کرد که نفع را در همراهی با جریان نیرومند می بینند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بطور مستقیم یا غیر مستقیم در مجلس هشتاد نماینده دارد که از آن با عنوان فراکسیون نظامیان یاد می شود. این طیف با کارهای عملی و تئوریکی که در طول سالیان گذشته بر اساس آزمون و خطا انجام داده بسمت تاثیرگذاری بر قدرت و بدست گرفتن آن حرکت کرده است. از طرفی، سپاه به عنوان ناظری بر تحولات سالیان اخیر (از نظارت خاموش گرفته تا هشدار فرماندهان به محمد خاتمی) به این برداشت رسیده است که نظر به تهدیدات بیرونی و درونی باید وارد صحنه بدست گرفتن قدرت از طریق روشهای غیرنظامی شد.
بسیاری در این انتخابات بر این عقیده بودند که محمد باقر قالیباف نامزد مورد نظر سپاه پاسداران است. اما اکنون مشخص شده که سپاه پاسداران از قالیباف روی برگردانده و به احمدی نژاد متمایل شد. این دلیلی نداشت جز آنکه قالیباف با عملکرد و حرف هایی که زد بیشتر تلاش داشت از خود چهره یک سیاستمدار عملگرا و متمایل به مردم و جوانان را بنمایش بگذارد. این احتمال هم وجود دارد که قالیباف از همان ابتدا یک مرغابی طعمه انحرافی بود.
این که سپاه از همان ابتدا این نقشه را کشیده بود که آدرس ها را به غلط داده و در نهایت غافلگیری 27 خرداد را خلق کند، شاید نظری افراطی باشد. اما اگر آینده ثابت کند که این نظر درست بوده باید به تفکر برنامه ریزان آن تحسین فرستاد که اصلاح طلبان و نامزدهای جناح راست را نیز غافلگیر کرد و هاشمی رفسنجانی را در یک قدمی دفن شدن در تاریخ سیاست جمهوری اسلامی قرار داد، آن هم به شکلی که خوابش را هم نمی دید.
اکنون پرسش اینجاست که آیا آن جریانی که احمدی نژاد را به دور دوم فرستاد، آیا برای سوم تیرماه نیز شگفتی دیگری در آستین دارد؟ شاید جواب دادن به این پرسش دشوارتر از طرح صورت مساله باشد. اینکه سپاه پاسداران برای دور دوم هم خوابی دیده باشد را باید دید و تحلیل کرد، اما این امر از بار اصلاح طلبان در حکومت کم نمی کند که پس از هشت سال در قدرت بودن هنوز چنین غافلگیر می شوند و چنین مذبوحانه بدان اعتراف می کنند.

دنبالک:


فهرست زير سايت هايي هستند که به 'غافلگیری در 27 خرداد: عذر بدتر از گناه! امین همایونی' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008