چهارشنبه 11 خرداد 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

گویا و آزادی «بیان»! محمود فرجامي

چندی پیش مقاله‌ای در خبرنامه گویا منتشر کردم به نام "در دفاع از انصاف و نه قالیباف!" که در آن هجوم همه جانبه و بی‌انصافانه به قالیباف را نقد کرده‌بودم و ضمن آنکه صراحتاً در همان مقاله نوشته بودم که خودم به قالیباف رای نمی‌دهم (و طبعا کسی را هم به این‌کار تشویق نمی‌کنم)، یادآوری کرده بودم که قالیباف را در دامنه اختیارات خودش و با همقطارانش باید مقایسه کرد ...



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


همانطور که پیش‌بینی می‌کردم آن مقاله، در قالب کامنت، یادداشت، لینک و حتی نقدهای مفصل، بازتاب‌های زیادی داشت. عده‌ای آنرا درخشان، برخی مزخرف، بعضی سفارشی... خواندند و خلاصه هرکس هرچه خواست نوشت و گفت.
خوشبختانه یا متاسفانه این جزو خواص اصلی فضای سایبر است که هرکس می‌تواند هرچه بخواهد منتشر کند و جز در محضر وجدانش پاسخگوی کس دیگری نباشد. به‌ویژه آنها که یا ناشناخته‌اند و یا با نام مستعار می‌نویسند، بالقوه از این آزادی بی‌حد و مرز استفاده بیشتری می‌کنند.

برخی از این نقدها هم بر روی خبرنامه گویا منتشر شد که من چند روز پیش به طور اتفاقی دوتا از آنها را دیدم. یکی نقد ف.م.سخن و دیگری مطلبی از فردی تحت اسم مصطفی خوش‌پوش.
پیش از همه بگویم که من نه‌تنها با نفس انتشار نقد مقالات نویسندگان خبرنامه گویا، بر روی آن خبرنامه موافقم بلکه فرشاد بیان (مسوول گویا) را برای این‌کار تحسین هم می‌کنم.

اما نکته‌ای که بسیاری از دستندرکاران نشریات (به ویژه از نوع الکترونیکی آن) از آن غافل‌اند مرز میان آزادی و تجاوز است. آزادی تا آنجا محترم است که به‌ناحق، هتک حرمتی و بی‌دلیل، تهمتی صورت نگیرد و آزادی‌خواهان واقعی هر چقدر در یک سازوکار دموکراتیک باعث قداست شکنی و رواج فضای نقد می‌شوند، به همان میزان با تهمت‌زنی و هتک حرمت بی‌دلیل افراد برخورد می‌کنند (یا دست کم به رواج آن کمک نمی‌کنند!)

به عنوان نمونه، اجازه دهید همین دو مطلبی که در قالب نقد مطلب من در گویا منتشر شد را بررسی ‌کنیم.:
مطلب اول (از ف.م.سخن) نقدی مودبانه و درمورد خود موضوع (قالیباف) است و هرچند لحنی طنزآلود دارد و منطق‌اش -از نظر من- ضعیف و غیرقابل قبول است، اما تمام پارامترهای لازم برای انتشار در خبرنامه گویا دارد و اگر حتی به فرض مدیر گویا هم با انتشار آن مخالف بود، خود من از او خواهش می‌کردم آنرا منتشر کند.

اما مطلب دوم، با نام « حمایت یک عضو درچه چندم ستاد قالیباف از وی تازگی ندارد»حکایتی دیگر دارد. بخش‌هایی از آن را با هم مرور می‌کنیم:
«...یکی از نویسندگان همشهری آقای قالیباف که در صفحه اینترنت ژست اپوزوسیون می گیرد و روی کاغذ اینترنت ، موافق شدید حکومت می شود پس از حضور در ستاد سردار قالیباف به عنوان یک نیروی درجه چندم نوشته ای را به پاس تشکر از ادامه حضور ایشان در انتخابات تحت عنوان «در دفاع از انصاف و نه قالیباف»! می نویسد... نوشته اید: در این مورد به کمی تحقیق نیاز است...البته ستاد ایشان به هر کسی اجازه تحقیق نمی دهند مگر به اعضای درجه چندم ستادش!... احتمالا شما هم تحت تاثیر گریه های ایشان قرار گرفته اید که به صورت افتخاری به نیروهای درجه چندم ستاد ایشان پیوسته اید... کدامیک را بیشتر می پسندید. تحلیل منصفانه آقای مسعود بهنود یا نوشته مغرضانه عضو درجه چندم ستاد آقای قالیباف؟!»
همانطور که دیده می‌شود دراین عبارات، منتقد (به عبارت دقیق‌تر: فحاش) خودِ موضوع را رها کرده و با عباراتی که "نهایت قطعیت و اطمینان" از آنها تراوش می‌کند، بدون آوردن هیچ دلیل و مدرکی، موضوعی شخصی و حیثیتی را به نویسنده (من) وارد کرده است.
البته من کاری با اینطور افراد ندارم که زیادند در جامعه و راحت‌اند در اینترنت و معمولاً در ایامی خاص مثل انتخابات نيز، بیش از حد فعال می‌شوند! نه می‌شناسمشان و نه اگر می‌شناختمشان هم – به نصیحت شیخ سعدی- حرفی با اینها داشتم!

اما سووالی از دوست خوبم، فرشاد بیان دارم، آن‌هم نه به عنوان دوست یا همکارِ در قالب نویسنده ثابت، بلکه به عنوان یک شهروند این جهان مجازی (یا به تعبیر جدید: شبکه‌وند):
در هیچ کدام از نوشته‌های من اهانتی به کسی نیست و در نهایت اگر تندی هم کرده‌باشم با دلیل و مدرک بوده. تهمت و افشاگری‌های شخصی هم در نوشته‌های من یافت نمی‌شود. به ویژه در مقاله مورد بحث، اثری از تندی، تمسخر، تحقیر، تهمت و حتی نقد نسبت به سایرین و به خصوص کاندیداهای دیگر دیده‌نمی‌شود.ضمنا در مورد ادعاي عضويت من در ستاد انتخاباتي كانديداها آنقدر حسابم پاك هست كه از محاسبه ام باكي نباشد و هرچند هواخواهي يك كانديدا و حتي نوشتن مقاله در حمايت از او نه امر ناپسنديست و نه غيرطبيعي، با اين حال نه نوشته من در حمايت از قاليباف بود (كه اگر بود تعريض كذا را نمي زدم) و نه هيچ كس مي تواند ادعا كند كه مرا تا كنون لحظه اي در ستاد هيچ كانديدايي ديده.

پس با چه دلیل و مدرک و حقی، چنین بهتان‌هایی را در خبرنامه گویا در مورد شخصیت حقیقی من منتشر کردید و چه کسی پاسخگوست؟
قصدم گله و شکایت نیست، می‌خواهم بدانم مرز بهتان و دروغزنی کجاست و حقوق فردی انسان‌ها در این نوع آزادی "بیان" چه می‌شود. و صادقانه امیدوارم که چنین مطلبی سهواً –یا حتی عمداً- در مورد من صورت گرفته باشد و خبرنامه گویا آنقدر بی‌در و پیکر نباشد که کسی (فرق نمی‌کند نویسنده ثابت گویا یا وبلاگ‌نویسی بی‌نام و نشان) خصومت‌های شخصی و جناحی یا تمایلات سادیستی‌اش را در قالب بهتان‌نامه‌ای – بی هیچ سند و مدرکی- در آن سایت پربیننده منتشر کند و اعتبار خبرنامه‌ای چنان پرمخاطب را کابین لذت و منفعت آنی و حقیر خود کند.

آمین!



























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.015 seconds