کتابخانه حقوق بشر

















پنجشنبه 15 بهمن 1383

آزادي براي همه ايرانيان، نيما راشدان

باشد که روزي نزديک سرانجام مردمان کشور من نيز چون همسايگان دور و نزديکشان در عراق و افغانستان و اوکرايين و گرجستان آزادانه پاي صندوقهاي راي رفته، هر آنکه صلاح مي دانند ولو مخالف ما را برگزينند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

بر اساس قانون جاري مجازات اسلامي مصوب مجلس : « ديه بيضه چپ مرد، حتي ديوانه يا عليل - دو سوم ديه کامل انسان است»* همين قانون ديه قتل يک زن کامل را - نصف ديه انسان مي داند. آقايان و خانمها قانون کشور من، ايران، ارزش يک زن کامل - بالغ و عاقل و تحصيلکرده و ... را کمتر از تخم چپ يک مرد ديوانه يا عنين مي داند.

۱- فرداي ايران ما ۱۱ ميليون معتاد است که تا ۵ سال ديگر دو برابر مي شوند. امروز ما ۱۱۰۰ قل قلي در برابر هر وبلاگ است و دهها و صدها قل قلي به ازاي هر کامپيوتر شخصي يا روزنامه و نشريه است. فرداي ما انفجار جمعيت بيکاران در ۸ سال آينده است، از سه جوان ايراني فقط يک نفر امکان يافتن شغل را خواهد داشت. امروز ما ۲۵۰۰۰ کشته در تصادفات جاده اي کشور است، ۲۱ برابر نرخ تصادفات جاده اي در ايالات متحده.
امروز ما و فرداي ما - با عرض معذرت از خوانندگان محترم - دختران ۱۷ - ۱۸ ساله ايراني اند که در دوبي بخاطر ۵۰ دلار اعراب - ساندويچ مي شوند.
حمايت حکومتگران غير منتخب در تهران از هر تروريست و بدکار بين المللي - امکان هر نوع سرمايه گذاري مولد خارجي و ايجاد اشتغال در ايران را از بين برده است. آمار مي گويد که نرخ سرمايه گذاري مستقيم خارجي در ترکيه ۲۰۰ برابر ايران بوده است. اثرات اين سرمايه گذاري آينده اقتصادي کشور ما را رقم مي زند. نظام جمهوري اسلامي ايران به مرز غير قابل باوري از تخريب زيرساختهاي صنعتي، اقتصاد ملي و محيط زيست سرزمين مادري ما رسيده است.

۲ - جمهوري اسلامي ايران در کليت آن - دشمن مدرنيسم و مدرنيته است - اين دشمني در حوزه اجتماعي به مدرن ستيزي در رفتار شهروندان انجاميده است. جمهوري اسلامي ايران، کروات - اصلاح - ادکلن و آراستگي ... را از ايرانيان گرفت و در عوض به خلق موجوداتي نظير محسن آرمين و محسن رضايي پرداخت که از سوراخهاي دماغ و گوششان ۳ سانتي متر پشم بيرون زده است.
جمهوري اسلامي ايران - احترام را هدف گرفت - گفتن واژه هايي مانند «مرسي و ممنونم» را منسوخ کرد. بي احترامي اجتماعي فراگير شد - به جرات مي توان گفت ايران امروز ما در ميان تمام کشورهاي جهان - «بي احترام ترين» کشور است. رئيس شرکت واحد - کارمندش را تحقير مي کند، کارمند شرکت واحد - راننده اتوبوس را تحقير مي کند، راننده اتوبوس مسافر را با فحش ناموس تحقير مي کند، مسافر راننده را کتک مي زند، بسيجي با اسلحه و ايست بازرسي و فحش خواهر و مادر، يک ملت را تحقير مي کند. مردم عادي يکديگر را تحقير مي کنند، زنان، سالمندان و اقليتهاي قومي بيش از هر گروه ديگر تحقير مي شوند. تحقير زنان به صورت يک رفتار اجتماعي عادي درآمده است. براي شما يک مثال مي زنم - يک زن تحصيلکرده و دانشگاهي - مثل همه زنهاي ديگر دنيا - يکبار در عمرش نياز به تنهايي و خلوت با خود دروني اش دارد. در سراسر اين يک ميليون و ۶۴۸ هزار کيلومتر مربع ايران - ۳۰ سانتي متر فضا براي تنهايي فارغ از مزاحمت وجود ندارد. زن انساني صاحب حق تنهايي نيست. در خانه نمي تواند. بيرون مي رود، بوق پشت بوق، متلک پشت متلک - به پارک مي رود، دنبالش راه مي افتند، خواهش مي کند - اهميت نمي دهند، گريه مي کند، التماس مي کند، وقعي نمي نهند. متلک مي اندازند، سوت مي کشند، فحش مي دهند، انگشت مي رسانند و ... اين زندگي و حقوق نيمي از جمعيت ماست به برکت الگوي اجتماعي نظام مقدس جمهوري اسلامي، بي احترامي و خشونت عليه زنان و دختران به حوزه عمومي خلاصه نمي شود، اکثر ايشان از حقوق فرديشان حتي در خانه خود نيز محرومند، حق تنها بودن، حق کسل بودن، حق خلوت، حق تصميم گيري، حق عاشق شدن، حق انتخاب پوشش و الگوي رفتاري شان ناديده گرفته مي شود. ارتباطات عاطفي بسياري از زنان و دختران ايراني به تهاجم از سوي مرداني که چيزي از احترام و compromise نمي دانند ، منتهي مي شود. متاسفانه زنان و دختران ايراني غالبا نه از سوي مردان بيگانه که توسط دوست پسر و يا شوهر خود مورد تجاوز و خشونت جنسي قرار مي گيرند و ... اين تنها بخشي از تاثير نظام رفتاري عربي و اسلامگراي جمهوري اسلامي ايران و پروژه غرب ستيزي و احترام زدايي حاکمان آن است.

۳ - اميد اما، بسيار بيشتر از ديروز رخ مي نمايد. انتخابات عراق از دمشق تا تهران و قاهره در شيپور آزادي و مردمسالاري دميد. رشد اقتصادي افغانستان و تنوع مطبوعات و احزاب سياسي در عراق و افغانستان بسيار بيشتر از سوريه و ايران است.
توجه جامعه بين المللي سرانجام پس از ربع قرن شرارت و جنايت بر حل مشکلي به نام «جمهوري اسلامي ايران» متمرکز گرديده است. حکومتي که جوانان را به درخت مي بندد و شلاق مي زند، روزنامه نگار زني را شکنجه و به قتل مي رساند، ۳۵۰ مخالف سياسي خود را در خارج از مرزهاي سياسي خود ترور کرده، فتواي قتل براي نويسنده اي بريتانيايي صادر نموده است و اصلي ترين تامين کننده مالي تسليحاتي گروههاي ضدانساني نظير حماس، حزب الله و جهاد اسلامي است و از همه مهمتر در مقابل خواست «ميليونها ايراني براي احترام بيشتر و دولتي پاسخگو و منتخب » ۲۵ سال است که به اتکاي زور جنايت مي آفرينند.

۴ - جبهه وسيعي از دوستداران دمکراسي شکل گرفته است، ‌ميليونها انساني که آزادي و حذف و طرد بنيادگرايان مسلح، روحانيون غيرمنتخب و برگزاري انتخابات مشروع و قانوني تحت نظارت بين المللي، نظير دهها انتخابات سالهاي اخير در اروپاي شرقي را به انتظار نشسته اند.
دمکراسي از دل صندوقها سر بر خواهد آورد. من اختلاف چنداني در ميان هواداران دمکراسي حتي آنان که ديدگاههاي متضاد دارند نمي بينم - دمکراسي اروپايي و آمريکايي ندارد، دمکراسي رفتار سياسي - اقتصادي جهان جهاني شده و وب تنيده ماست، دمکراسي شيوه زندگي روزمره و حقوق مدني و سياسي شهروندان کشورهايي است که هر روز بيش از ديروز به قافله دنياي آزاد و انتخابي مي پيوندند.
دمکراسي همزيستي انتقادي بر پايه احترام است. کافيست که روزهاي جنگ عراق و انتخابات ايالات متحده را بخاطرآوريم. بسياري از کوشندگان دمکراسي داخل و خارج از ايران اساسا نظري کاملا در تضاد با ديدگاه نگارنده اين يادداشت را ارائه نمودند. براي مثال ديدگاههاي من و حسين درخشان درست در نقطه مقابل ديگري قرار داشت. دمکراسي اما به ما احترام آموخته است و بازي سياسي مبتني بر هزينه و درآمد، دمکراسي به من هنر احترام به واقعيات را مي آموزد و واقعيت تاثير غيرقابل انکار و خارق العاده نخبگاني نظير بهنود، نبوي، نوريزاده و حسين درخشان بر حوزه گفتگوهاي انتقادي ايران در دهه گذشته را.
دمکراسي احترام، فرديت و محاسبه رياضي است.
دمکراسي احترام به سيد محمد خاتمي است تا آنجا که ديدگاهايش به آزادي و فرديت ليبراليستي مي پردازد، نه کمتر و نه بيشتر. احترام به ابولحسن بني صدر است که ۱۶ سال پيش از سيد محمد خاتمي از آزادي و حاکميت قانون و مبارزه با بازداشت غيرقانوني و شکنجه گفته است. احترام به آيت الله منتظري است، آنجا که از حق ايرانيان براي تغيير نظام جمهوري اسلامي به هر نظام ديگر مي گويد. احترام به نيروهاي ملي مذهبي و نهضت آزادي است بخاطر اينکه زنداني شده اند، درد کشيده اند و ربع قرن پيش، از مسالمت سياسي و همزيستي گفته اند. دمکراسي احترام به عبدي، آقاجري و رهبران اصلاح طلب داخل حکومت است بخاطر توقيف روزنامه شان ، بخاطر زندان انفرادي و بخاطر رنجي که چون ديگران مي کشند، دمکراسي احترام به رضا و فرح پهلوي است بخاطر احترامي که به ديگران مي گذارند، بخاطر ادبيات مدرن و محترمانه اي که در گفتارشان به کار مي گيرند و بخاطر زندگي سکولار، فرد محور و آزاد شخصي شان.
دمکراسي احترام به ناصر زرافشان چپ است بخاطر شرافت اش و رنجي که مي برد.
دمکراسي احترام به همه اين آدمهاست و انتقاد از همه اين آدمها و تلاش دوش به دوش همه اين آدمها تا فرداي آزادي. و من حق دارم و اين حق من است که با وجود دنيايي از احترام به اصلاح طلبان داخل حکومت با صداي بلند از حق خود براي بي توجهي به انتخابات غير آزاد حکومتي بگويم و در عين آزروي موفقيت اصلاح طلبان داخل حکومت - در اين انتخابات شرکت نکرده و کسي را براي شرکت در آن تشويق ننمايم. اين حق من است. طبيعي ترين حق يک شهروند ايران که بگويد انتخابات غير آزاد : ‌نه!
باشد که روزي نزديک سرانجام مردمان کشور من نيز چون همسايگان دور و نزديکشان در عراق و افغانستان و اوکرايين و گرجستان آزادانه پاي صندوقهاي راي رفته، هر آنکه صلاح مي دانند ولو مخالف ما را برگزينند.

( حتما نظرات خود را برايم بنويسيد ....)

پي نوشت :

* - قانون مجازات اسلامي مصوب ۸ مرداد ۱۳۷۰ و اصلاحيه ۷ آذر ۱۳۷۰

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/17813

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آزادي براي همه ايرانيان، نيما راشدان' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008