حقوق بشر در ایران











دوشنبه 4 آبان 1383

مصاحبه با آقای دکتر محمد باقر استرآبادی مشهور به ميرداماد در سن هشتاد سالگی، بخش سوم: نظريه سه دنيا، عباس احمدی

"هدف من "آخونديزه" کردن فلسفه يونانی نيست. من تلاش می کنم عقل را با عشق آشتی بدهم و بين دنيای "بی زمان" و دنيای "زمانمند" پلی بزنم و فلسفه مشاء ابن سينا را با فلسفه اشراقی سهروردی آشتی بدهم و از ترکيب اين دو مکتب، فلسفه يمانی خودم را مطرح کنم"


تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

گفت و گو با فرهنگ سازان بزرگ ايران

ع ا – استاد، ديروز اشاره فرموديد که جنابعالی به نظريه ی سه دنيا معتقد هستيد. ممکن است بفرماييد مقصود شما از " نظريه ی سه دنيا " چيست؟
م ا – همان طور که ديروز گفتم، متکلم های اسلامی مانند امام محمد غزالی و فيلسوف های مشايی مانند ابن سينا و عارف های اشراقی مانند سهروردی به دو دنيا اعتقاد دارند: يکی دنيای طبيعت يا دنيای زمانيات و ديگری دنيای ماورای طبيعت يا دنيای سرمديات. اما من به سه دنيا اعتقاد دارم: يکی دنيای زمانيات، دومی دنيای دهريات، و سومی دنيای سرمديات.

ع ا – دنيای زمانيات چيست؟
م ا - دنيای زمانيات همان دنيای طبيعت و یا دنيای مادی است. در دنيای زمانيات، موجوداتی مانند گياهان و جانوران و انسان ها و عناصر چهارگانه ( آب و باد و خاک و آتش) وجود دارند. اين موجودات، همگی، دستخوش زمان اند و دايما در حال دگرگونی و تغيير می باشند.

ع ا – دنيای سرمديات چيست؟
م ا - دنيای سرمديات، يک دنيای غيرمادی و ماورای طبيعت است. در دنيای سرمديات ، فقط يک موجود وجود دارد. و اين موجود همان خداوند و يا واجب الوجود است. دنيای سرمديات دستخوش زمان نيست و در حال دگرگونی و تغيير نمی باشد. دنيای سرمديات، ازلی و ابدی است.

ع ا – دنيای دهريات چيست؟
م ا - دنيای دهريات، يک دنيای غيرمادی و ماورای طبيعت است که دنيای سرمديات را به دنيای زمانيات پيوند می دهد و در حدفاصل بين خدا و طبيعت قرار گرفته است و دنيای باقی را به دنيای فانی متصل می کند.

ع ا – چه موجوداتی در دنيای دهريات وجود دارند؟
م ا - در دنيای دهريات موجوداتی وجود دارند که پايين تر از خداوند اما بالاتر از طبيعت اند.

م ا – من مقصودتان را نمی فهمم. ممکن است توضيح بيشتری بدهيد.

ع ا – مقصود من آن دسته از موجودات ماورای طبيعت است که هرفيلسوفی نام مخصوصی بر روی آن ها گذاشته است. به عنوان مثال، افلاطون اين موجودات ماورای طبيعت را به نام "مثل" ناميده است. "ابن عربی" اين موجودات ماورای طبيعت را به نام "اعيان ثابته" ناميده است. ابن سينا، فيلسوف مکتب مشاء، اين موجودات ماورای طبيعت را به نام "عقل های لايتغير ابدی" ناميده است. سهروردی، فيلسوف مکتب اشراق، اين موجودات ماورای طبيعت را به نام "ارباب انواع" ناميده است.
ع ا – حالا متوجه ی مقصود تان شدم. ساير فيلسوف ها اين موجودات ماورای طبيعت را معمولا در دنيای سرمديات قرار می دهند. اما شما آن ها را از دنيای سرمديات بيرون آورده ايد و آن ها را در يک دنيای مخصوص به نام "دنيای دهريات" قرار داده ايد. هدف شما از اين کار چه بوده است؟
م ا – با اين کار می خواهم مشکل خلقت را از نظر فلسفی حل کنم. در مورد مساله ی خلقت عالم و آفرينش جهان، از نظر فلسفی، دو مشکل وجود دارد:

مشکل يک- "معطل بودن خلقت در دوره ی قبل از آفرينش دنيای مادی" - اگر مانند عوام معتقد به نظريه ی "حدوث زمانی" باشيم و بگوييم که "جهان زمانيات" هم از نظر زمانی و هم از نظر ذاتی وجود نداشته است و خداوند آن را در شش روز آفريده است. در اين صورت بايد بپذيريم که قبل از خلقت دنيا، دوره ای وجود داشته است که از زمان ازل شروع شده و تا لحظه ی قبل از خلقت دنيا ادامه داشته است. در اين دوره، کارخانه ی خلقت خداوند خوابيده بوده است و خلقت خداوند معطل بوده است. اين موضوع با کمال مطلق خلاقيت خداوند در تناقض است.



نظريه ی حدوث زمانی به روايت عوام.

مشکل دو - "مساله ی شرک" - ابن سينا برای حل اين مشکل، نظريه ی "حدوث ذاتی" را مطرح می کند. او می گويد جهان ماديات از نظر "زمانی" حادث نيست، بلکه قديم است. به عبارت ديگر، بنا به آرای ابن سينا، دنيای زمانيات، مانند خداوند از روز ازل وجود داشته است. در اين روايت، جهان "پير" است و اول و آخر اين "کهنه" کتاب افتاده است. اصطلاح پير و کهنه اشاره به قديم بودن جهان و ازلی و ابدی بودن آن است. حافظ نيز با ابن سينا موافق است، در آن جا که می گويد:

جهان، پير است و بی بنياد / از اين فرهادکش، فرياد!

با نظريه ی "حدوث ذاتی"، مساله ی دوره ی قبل از خلقت حل می شود، اما مساله ی تازه ای به وجود می آورد و آن اين است که جهان ماديات از نظر زمانی، همدوش خداوند قرار می گيرد که خود نوعی شرک است.




نظريه ی حدوث ذاتی به روايت ابن سينا.

ع ا – شما کدام نظريه را قبول داريد؟ نظريه ی "حدوث زمانی" يا نظريه ی "حدوث ذاتی"؟
م ا – من هيچ کدام را قبول ندارم.

ع ا – عجيب است. پس نظر شما راجع به خلقت عالم و آفرينش آدم چيست؟
م ا – من در اين زمينه نظريه ی مخصوصی دارم که به نام نظريه ی "حدوث دهری" معروف است.

ع ا - نظريه ی "حدوث دهری" چيست؟
م ا – همان طور که می دانيد من معتقدم که سه دنيا وجود دارد: دنيای زمانيات، دنيای دهريات، و دنيای سرمديات. اين سه دنيا در دل يک ديگر قرار دارند. به اين ترتيب که دنيای سرمديات، دنيای دهريات را احاطه کرده است. و دنيای دهريات نيز، به نوبه ی خود، دنيای زمانيات را احاطه نموده است. من با مطرح کردن دنيای دهريات که در حدفاصل بين خدا و طبيعت قرار گرفته است، تلاش کرده ام که مساله ی خلقت را از نظر فلسفی حل کنم.



نظريه ی حدوث دهری به روايت ميرداماد.

دنيای سرمديات از نظر ذاتی و زمانی از روز ازل وجود داشته است و تا روز ابد وجود خواهد داشت. تنها موجودی که دردنيای سرمديات وجود دارد خداوند است.

دنيای دهريات از نظر دنيای سرمديات وجود ندارد و معدوم است. بنابر اين، موجوداتی که در دنيای دهريات وجود دارند، مانند "اعيان ثابته" و "ارباب انواع" ،از نظر دنيای سرمديات وجود ندارند و معدوم اند. اين موجودات فقط از نظر دنيای دهريات است که وجود دارند. عدم اينان " عدم سرمدي" است. حدوث اينان "حدوث سرمدی" است.

دنيای زمانيات از نظر دنيای دهريات وجود ندارد و معدوم است. بنابر اين، موجوداتی که در دنيای زمانيات وجود دارند، مانند گياهان و جانوران و آدميان، از نظر دنيای دهريات وجود ندارند و معدوم اند. اين موجودات فقط از نظر دنيای زمانيات است که وجود دارند. عدم اينان " عدم دهری" است. حدوث اينان "حدوث دهری" است.

ع ا – جناب آقای دکتر محمد باقر استرآبادی ، منتقدان شما می گويند که جنابعالی با فرضيه ی سه دنيا و نظريه ی " حدوث دهری" تلاش کرده ايد فلسفه ی يونانی را "آخونديزه" کنيد و ارسطوی يونانی را به عقد ملاباقر مجلسی دربياوريد. در برابر اين اتهام، چه دفاعی داريد که از خود بکنيد؟
م ا – هدف من "آخونديزه" کردن فلسفه ی يونانی نيست. من تلاش می کنم عقل را با عشق آشتی بدهم و بين دنيای "بی زمان" و دنيای "زمانمند" پلی برنم و فلسفه ی مشاء ابن سينا را با فلسفه ی اشراقی سهروردی آشتی بدهم و از ترکيب اين دو مکتب، فلسفه ی يمانی خودم را مطرح کنم.
***

استاد، با آن که از محضر شيرين شما سير نمی شويم، اما وقت مصاحبه ی ما برای امروز تمام شده است و مجبوريم دنباله ی گفت و گو ی خود را به جلسه ی آينده موکول کنيم.
***

با کمال تاسف باخبر شديم که آقای دکتر محمد باقر استرآبادی، چند روز پيش، در بين راه، پيش از رسيدن به شهر نجف، دچاربيمارى شد و در سن هشتاد سالگى ديده از دنيا فرو بست. پيكر ايشان در محوطه ی آرامگاه حضرت على(ع)، در شهر نجف، واقع در کشور عراق، دفن گرديده است.



آرامگاه حضرت علی (ع) در شهر نجف. پيکرميرداماد در محوطه ی اين آرامگاه دفن شده است.


مسير زندگی ميرداماد از گهواره تا گور: ميرداماد در گرگان متولد شد. پس از پايان تحصيلات دبيرستانی در مشهد، به هرات (واقع در افغانستان فعلی) رفت و در دانشگاه هرات در رشته ی فلسفه مشغول به تحصيل شد. ميرداماد پس از اخذ بالاترين مدرک علمی از دانشگاه هرات ، به اصفهان رفت و به عنوان استاد فلسفه در دانشگاه اصفهان آغاز به کار کرد. ميرداماد در سفری به عراق در نزديکی نجف، بر اثر بيماری، چشم از جهان فرو بست.
***
http://AbbasAhmadi.Tripod.comAbbas.Ahmadi@MailCity.com

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/13523

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'مصاحبه با آقای دکتر محمد باقر استرآبادی مشهور به ميرداماد در سن هشتاد سالگی، بخش سوم: نظريه سه دنيا، عباس احمدی' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008