از همین نویسنده
11 آذر» دو کلمه حرف حساب از حسين شريعتمداری! محمود فرجامی7 فروردین» چه کسی داریوش شایگان را جادو کرد؟! محمود فرجامی 11 شهریور» چرا سروش آري! محمود فرجامي 1 مرداد» پاسخی به نیما راشدان: صورتی در زیر دارد آن چه در بالاستی، محمود فرجامی 20 تیر» خداحافظ قالیباف، سلام احمدیمقدم، تبریک نبوی! محمود فرجامی
بخوانید!
20 دی » رانندگی با چشمان بسته
19 دی » جنايت مقدس: پرستار جعلی، دکتر قلابی 17 دی » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد! 16 دی » دلم برای عرفات تنگ شده است، بهمن احمدی امويی 10 دی » نقبی به چاه جمکران
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا ايدئولوژي در طنز، گفتگو با حميد ماهي صفت(2)، محمود فرجامي"در سفر كانادا، در سالني كه هر شب ابتذال و فحشا داشت آن شبي كه من برنامه داشتم، سالن تقريباً يك مهديه شده بود. خانم هايي بودند با بدترين وضع حجاب كه به خواست من آن چنان صلواتي مي فرستادند كه اينجا اصلاً ممكن نيست"
س. چرا به نام «مستر بين ايران» مشهور شده ايد؟ س. آقاي ماهي صفت، شعار ندهيد… شما از افه هاي مستربين استفاده مي كنيد و با ژست ايشان عكس تبليغاتي مي گيريد؛ آن وقت شعار مي دهيد كه مرا مستربين خطاب نكنيد! س.عجيب است، شما در طول مصاحبه صريحاً يا تلويحاً دايم مي گفتيد در طول كارهايتان «به مردم حديث ياد مي دهيد» و «صلوات مي گيريد» و «از بچه هاي جبهه ياد مي كنيد»… يعني كارتان كاملاً آميخته با ايدئولوژيتان است؛ آن وقت ادعاي «صرف خنداندن» را داريد؟ س. هيچ اشكالي ندارد، اما با ادعاي شما هم خواني ندارد. اجازه بدهيد مثالي بزنم: فرض كنيم من گواهينامه راهنمايي و رانندگي دارم و از نظر قانوني هيچ منعي براي راندن اتومبيل ندارم. اما در جايي و به هر دليلي ادعا مي كنم كه هرگز رانندگي نخواهم كرد. حالا اگر روزي رانندگي كنم از لحاظ قانوني خلافي نكرده ام، اما زير حرف و ادعاي خود زده ام. س. قوانين شما را مجبور مي كند كه در برنامه تان، به قول خودتان «حديث ياد مردم بدهيد» يا «از بچه هاي جبهه ياد كنيد؟» س.از كجا معلوم ايدئولوژي شما، ايدئولوژي غالب مردم باشد؟ ثانياً به فرض قبول اين مطلب، باز هم عمل شما با آن ادعايتان كه اشاره كردم منافات دارد. س. اين ديگر مغالطه شد. س.بگذريم… راستي نظرتان راجع به سايت هايي كه لطيفه و جك دارند، چيست؟ س.چرا؟ س.مي ترسيد؟ س.شايد حكومت براي شما ترسي ندارد! س.جداً؟! ولي بعضي ها مي گويند «آن هايي كه از حكومت نمي ترسند ريگي به كفش دارند». س.دستمزدهايي كه مي گيريد عموماً چقدر است؟ شايعات زيادي در اين مورد به گوش مي رسد. س.البته يك وزير درآمدي بيشتر از آن چه ميگوئيد دارد! س.شما از كجا حقوق قانوني يك وزير را مي دانيد؟ اطلاعاتي هستيد!؟ س.البته دستمزد خيلي زيادي نمي گيريد... من نوحه خوان هايي را مي شناسم كه از اين مبلغ بيشتر مي گيرند. س. پس به جاي رابين هود بهتر است اسم خودتان را «بابا لنگدراز» بگذاريد!... راستي از سفرها و برنامه هاي خارج از كشورتان چيزي نگفتيد. س.دعوا؟ س.آقاي ماهي صفت، با اجازه تان مي خواهم به عنوان آخرين سئوال، يك سئوال نسبتاً نامربوط بپرسم: آيا شما حاضريد يك نفر را شكنجه كنيد؟ س. راستش مي خواستيم سواره نظام شويم، امكانات نبود، پياده نظام شديم!! پايان Copyright: gooya.com 2011
|
||||||