|
از همین نویسنده
11 آذر» دو کلمه حرف حساب از حسين شريعتمداری! محمود فرجامی7 فروردین» چه کسی داریوش شایگان را جادو کرد؟! محمود فرجامی 11 شهریور» چرا سروش آري! محمود فرجامي 1 مرداد» پاسخی به نیما راشدان: صورتی در زیر دارد آن چه در بالاستی، محمود فرجامی 20 تیر» خداحافظ قالیباف، سلام احمدیمقدم، تبریک نبوی! محمود فرجامی
بخوانید!
20 دی » رانندگی با چشمان بسته
19 دی » جنايت مقدس: پرستار جعلی، دکتر قلابی 17 دی » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد! 16 دی » دلم برای عرفات تنگ شده است، بهمن احمدی امويی 10 دی » نقبی به چاه جمکران
پرخواننده ترین ها
» يادداشتی برای نسل های آينده، آرش حجازی
» محمد قوچانی: اعترافات من کذب محض است! سحام نيوز » نامه ابراهيم يزدی به رييس قوه قضائيه » بازتاب جهانی خبر دستگيری محمد قوچانی، تغيير » اتحاديه اروپا در انتظار پاسخ ايران؛ "آماده اقدام هستيم"، راديو فردا » مچ بندهای سبز در زمین تنیس ویمبلدون (گزارش تصویری) » استاد مصباح در سایه، کاريکاتور آريا » حمايت ۷۸ تن از استادان دانشگاه های جهان از تلاش دانشگاهيان ايران برای رسيدن به عدالت، برابری، آزادی بيان و دمکراسی » مرتضوی، جلادی که در تهران فرمان میدهد، کيست؟ گزارشگران بدون مرز » رسـوایی بزرگ با فاش شدن دروغ و تقلب شورای نگهبان (گزارش تصویری) پيش بيني ها، محمود فرجاميسال پيش تصميم گرفتم به سراغ روزنامه نگاران زندان كشيده اي مثل باقي، شمس الواعظين، بهنود، كوثر، قوچاني، نبوي، رجايي بروم و سلسله مصاحبه هايي را در مورد وضعيت مطبوعات با ايشان انجام بدهم. يكي از پرسش هاي ثابت اين گفتگوها اين بود كه "به نظر شما جشن مطبوعات سال آينده در چه فضايي برگزار خواهد شد؟" به نظرم رسيد اكنون كه جشن مطبوعات امسال برگزار شده، زمان مناسبي باشد براي بازخواني دوباره آن پرسش و پاسخ ها
اوايل سال پيش، من كه دبير يكي از سرويس هاي خبرگزاري تازه تاسيسي بودم به فكر افتادم تا براي روز جشن آزادي مطبوعات سلسله مصاحبه هايي را با آن دسته از اصحاب مطبوعات كه تجربه زندان داشته اند، انجام دهم. موضوع آن را هم تحليل كنوني وضعيت مطبوعات و پيش بيني فضاي جامعه در جشن مطبوعات سال بعد(امسال) انتخاب كردم. البته طبيعتا در خلال اين مصاحبه ها به مباحث ديگري هم پرداخته مي شد كه اهميت آن ها كمتر از موضوع اصلي نبود؛ به ويژه آن كه «آسيب شناسي مطبوعات اصلاح طلب» يكي از دل مشغولي هاي من بود كه مستقيم يا غير مسقيم، مصاحبه ها به آن سو كشيده مي شد . گذشته از اين، نفس مصاحبه با «زندان كشيدگان» مطبوعاتي در مورد «جشن آزادي» مطبوعات پيام طنزآميز اما تلخي در برداشت كه در حقيقت آن پيام، علت اصلي اين طرح بود. موضوع را با مسوولان خبرگزاري در ميان گذاشتم و طبعا استقبال شد. چه آن كه براي نهادي تازه تاسيس كه (در آن زمان) صاحب نظران عادي نيز با اكراه و سخت حاضر مصاحبه با آن مي شدند ديدن نام افرادي چون بهنود، شمس الواعظين، جلايي پور، رجايي، نبوي، قوچاني، بهنود، كديور و حتي اشراقي (كه تازه از حبس به در آمده بود) بسيار اشتهاآور بود. كمك خاصي جز گفتن «خيلي خوبه... حتما انجام بده» در كار نبود. حالا من بودم و يك سري آدم مشهور و مشغول كه بعضي ها را حتي نمي دانستم در ايرانند يا خير و گذشته از بعد مكاني، به راحتي نمي شد با ايشان قرار مصاحبه گذاشت (خصوصا براي رسانه اي كه آن زمان بعضا اسمش هم به گوش ايشان نخورده بود).همه اين ها به كنار، مصاحبه حرفه اي با چنين شخصيت هايي از آن جا كه خود يا ژورناليست حرفه اي هستند و يا عمري با اين جماعت دمخور بوده اند به شدت مشكل است . اما كار روزنامه نگاري نتيجه گراست و يك پروژه بايد راس تاريخ مقرر به انجام رسيده باشد، پس دست بكار شدم. محمد قوچاني اولين گزينه محمد قوچاني بود. آن زمان من با ضميمه همشهري جهان كه قوچاني سردبير آن بود همكاري نزديكي داشتم و طبعا هفته اي چند مرتبه او را ميديدم و مختصر سلام و عليكي هم رد و بدل مي كرديم. موضوع را با او در ميان گذاشتم، استقبال كرد و قرار مصاحبه را گذاشتيم. مصاحبه جمع و جوري در نيم ساعت ضبط شد و محمد قوچاني مي خواست به كار و زندگي اش برسد كه من شروع به طرح شايعات و انتقاداتي كه در مورد او و عملكردش (به ويژه در مورد شايعه توبه او) وجود داشت، كردم و بر آن مسايلي كه در ذهن خودم درباره او وجود داشت را هم اضافه نمودم. قوچاني هم –گرچه ناراحت شد و حتي آن را بر زبان آورد- شروع به پاسخگويي كرد و حدودا بحث ما دوساعت به طول انجاميد كه متاسفانه اجازه انتشار آن را نداد. بنابر اين فقط همان نيم ساعت مصاحبه مضبوط منتشر شد كه در آن قوچاني پيش بيني تلخ و نااميدانه اي از وضعيت مطبوعات و جامعه در سال بعد داشت و معتقد بود اگر پارامترهاي موجود را يك نيروي پيش بيني نشده (نظير يك نيروي نظامي خارجي) بر هم نزند، سال آينده (امسال) جشن مطبوعات در فضايي مشابه فضاي فعلي(سال82) برگزار خواهد شد. عماد الدين باقي نفر بعدي عمادالدين باقي بود كه -آن زمان- اندكي پيش از زندان خلاصي يافته بود و (شايد به واسطه ارتباط سببي با قوچاني) بيش از هر جاي ديگر، به دفتر ضميمه همشهري جهان (برج آي تك) رفت و آمد داشت. مصاحبه با باقي به صورت كتبي انجام شد و او در پاسخ به پرسش «آرزو داريد سال 1383 جشن مطبوعات در چه فضايي برگزار شود؟» نيك آهنگ كوثر براي يافتن و انجام مصاحبه با نيك آهنگ كوثر مشكل چنداني نداشتم. چه آنكه قبلا با او گفتگوي طنزي انجام داده بودم كه دست كم در دو جا به چاپ رسيده بود و خودش هم راضي بود. عليرضا اشراقي عليرضا گرچه شايد در حد و اندازه سايرين نبود، اما در ليست من جا داشت. او را به راحتي يافتم. تازه از انفرادی پنجاه و سه روزه به در آمده بود، در دفتر آي تك همشهري پرسه مي زد و تازگي ها هم صحبت شده بوديم. اما مصاحبه با او به راحتي يافتنش نبود . مغشوش بود، پاسخ ها را قاطي مي داد و گاهي عصباني هم مي شد كه با توجه به وضعيت روحي و رواني او تا حدي قابل درك بود. البته من هم در پي انجام يك مصاحبه خودماني تر با او بودم و بر روي پاسخ گرفتن براي پرسش هاي خودم تاكيد چنداني نمي كردم. او به پرسش من درباره وضعيت مطبوعات و پيش بيني فضاي سال آينده نيز پاسخ قانع كننده و مشخصي نداد جز آن كه گفت: « واقعاً انتظار داری چه حرف تازه و نويی در جواب سوالت بگويم؟ آخر كليشهايتر وتكراری تر از اين پرسشی هست؟ جوابش را نميدانی يا دوست داری هر حرفی را بارها و بارها تكرار كرد. گيرم كه تكرار شد، چه حاصل؟ از اين جلف بازي ها خسته شدهام. ماشاالله شمس الواعظين شمس الواعظين آن روزها هنوز اميد داشت تا بتواند با مذاكره و راضي سازي كساني چون محسني اژه اي، روزنامه آريا را منتشر كند و به همين خاطر بيشتر وقتش را در خانه اي كه قرار بود بعدا دفتر روزنامه آريا شود، سپري مي كرد. در همان خانه هم با من به گفتگوي مفصلي در رابطه با وضعيت مطبوعات نشست. او در حالي كه پيپش را دود مي كرد در پاسخ به اين پرسش من كه «پيشبيني ميكنيد جشن آزادي مطبوعات سال آينده در چه وضعيتي برگزار شود؟» گفت: «وضعيت بهبود خواهد يافت. ايران نميتواند خود را جدا از تحولات منطقهاي ببيند و ديوارهاي بلندي دور خود بكشد. به خاطر بسته شدن مطبوعات توسط حكومت، 7 كانال تلويزيوني فرا مرزي راه افتادند. حدود سه هزار Weblog و سايت روزنامهاي فعال داريم كه دولت نميتواند معترض آنها شود. من معتقدم كه وضعيت ژورناليسم رو به بهبود است به رغم تمام محدوديتها، عرصههاي آزادي بيان گشوده خواهد شد. دولتها ديگر تاب مقاومت ندارند.» عليرضا رجايي متاسفانه نتوانستم با دكتر رجايي ملاقات و گفتگو را رو در رو برگزار كنم. مصاحبه با رجايي تلفني انجام شد، اما به اندازه يك گفتگوي رودر رو پربار بود. وقتي از او پرسيدم: «با توجه به مولفه هاي موجود داخلي و همچنين تحولات عميقي كه از ابتداي سال جاري در منطقه اتفاق افتاد، شما فكر مي كنيد جشن آزادي مطبوعات سال آينده در چه فضايي برگزار شود؟» پاسخ داد: «به لحاظ تقويمي نمي توانم پيش بيني كنم، اما همين قدر مي دانم كه بي تدبيري سياست مداران مي تواند وضع جامعه را دچار تشنج و آشفتگي وسيعي كند! من يك سطح تحولات آتي را آشفتگي و افسارگسيختگي مي بينم و سطح ديگر را ارتقاي وضع موجود، و با دقت و قاطعيت نمي توانم پيش بيني كنم كه كدام وضع در سال آينده حاكم خواهد بود. آنچه مسلم است اين است كه مطبوعات در يك وضعيت آشفته نمي توانند موفق باشند.» و بلافاصله توضيح داد: «البته منظورم مطبوعات به معناي مرسوم آن است؛ والا «هوچي گر»ها، يا به قول امروزي ها «غوغاسالاران» در چنان وضعيتي، موفق مي شوند.» تهران- محمود فرجامي پانويس ها سيد ابراهيم نبوي آن زمان مدتي بود كه از ايران خارج شده بود و مكانش نا معلوم بود. نيك آهنگ كوثر از طريق اي ميل با او در تماس بود و قول داد تا متن سووالات را براي نبوي ارسال كند. نمي دانم اين كار را كرد يا نه؛ ولي به هر حال من پاسخي دريافت نكردم. خليل رستم خاني در زندان بود. با همسرش ليلي فرهادپور تماس گرفتم و قرار شد او پرسش هاي گفتگو را به رستم خاني برساند. خبري از پاسخ ها نشد. جلايي پور آن زمان به شدت مشغول كاري بود اما با انجام مصاحبه موافقت و آن را منوط به مصاحبه شمس الواعظين كرد. بعد از آن خودم تصميم گرفتم گفتگو با جلايي پور و كديور و چند تن ديگر را در زمان مناسبي انجام دهم كه تا كنون فرصتي دست نداده است. 3) براي خواندن اصل مصاحبه با شمس الواعظين اينجا را كليك كنيد براي خواندن اصل مصاحبه با نيكآهنگ كوثر اينجا را كليك كنيد براي خواندن اصل مصاحبه با عليرضا رجايي اينجا را كليك كنيد براي خواندن اصل مصاحبه با عليرضا اشراقي اينجا را كليك كنيد متاسفانه با جستجوهاي فراوان، نتوانستم لينكي براي مصاحبه با قوچاني بيابم. Copyright: gooya.com 2009
|
||||