کتابخانه حقوق بشر

















پنجشنبه 20 فروردين 1383

چراغ قرمز و اقليت، نوشابه اميري

پشت چراغ قرمز ... رانندگان كه اكثريت دارند، اخم درهم نمي كشند، نگران تصادفي ناخواسته نمي شوند، با آرامش مي ايستند و عابر نيز باخيال راحت عرض خيابان را درمي نوردد، يك بازي ساده ودرعين حال پيچيده، بازي اي كه قواعد آن به آساني به دست نيامده، اما چون حل گشته آسان مي نمايد.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

nooshabehamiri@yahoo.com

خانه كوچك ماكناريك اتوبان بزرگ قراردارد. اتوباني پرتردد. ماشين ها فراوان وعابران اند ك. اينجاماشين هااكثريت دارند وآدميان ـ عابران ـ اقليت . اين عابران براي عبورازخيابان سه راه درپيش ندارند : يابايد مسافتي طولاني رابروند وازروي پل عابرپياده گذركنند، يا خودرابه خيابان بزنند وبه هر ترفند به آن سوبروند و يا : پشت چراغ قرمزي كه براي عبور پيادگان درنظرگرفته شده بايستند. اين چراغ به صورت خود كارقرمز نمي شود. بايد تكمه اي رافشارداد وايستاد به انتظار رنگ سبز كه برچراغ نشيند واذن عبور. چراغ كه سبزشد ، ماشين هامي ايستند وعابران ـ حتي يك عابر ـ باآرامش خاطرعبورمي كنند. فايده اينگونه عبوراين است كه رانندگان كه اكثريت دارند ، اخم درهم نمي كشند، نگران تصادفي ناخواسته نمي شوند ، باآرامش مي ايستند وعابر نيزباخيال راحت عرض خيابان رادرمي نوردد. يك بازي ساده ودرعين حال پيچيده . بازي اي كه قواعد آن به آساني به دست نيامده ، اما چون حل گشته آسان مي نمايد.

حال فرض كنيم باشند كساني ـ چه درميان رانندگان وچه درميان عابران ـ كه قواعد ساده اين بازي پراهميت رارعايت نكنند.
حالت اول : رانندگان كه دراكثريت هستند به چراغ توجه نكنند وبرانند وبتازند وبتازند .اين يعني آنكه اقليتي فرصت ادامه دادن راه خويش رانيابد. اقليتي كه به هرحال دردرازمدت وپشت چراغ مي تواند افزون وافزون ترشود.
حالت دوم : عابراني كه دراقليت هستند دست ازروي تكمه برندارند وچراغ بي وقفه قرمز بماند. به عبارت ديگر اقليتي به خود اجازه دهد راه عبوراكثريتي رابربند د. بد ينسان دركوتاه مدت سيل ماشين پشت چراغ جمع مي شود، رانندگان خسته وعصبي لحظات رابه دقايق وساعت ها پيوند مي زنند ، ماشين ها ، روشن ودرانتظارحركت ، انرژي خودرامي سوزانند ودراين سوختن هم خودفرسوده مي شوند هم هواراآلوده مي كنند و... چه تضمين منطقي كه هيچ راننده اي پابرپدال نگذارد و" نگازد"؟

حالت سوم : هركس به راه خويش برود . نه كسي به چراغ اعتناكند ، نه كسي درانتظارنوبت بماند. همه براساس قواعد شخصي بگذرند وبگذارند . تصويرراپيش روي آريد. چه حجم ازمرگ ومير، نقص عضو ، خسارت مادي و آشفتگي روحي ورواني رامي توانيد پيش چشم مجسم كنيد ؟ تجربه مي گويد : بسيار . .واين وضعيت راپيوند زنيد برآن گاه كه پاسباني نه ازسرقانوني برآمده ازتوافق آن اقليت وآن اكثريت ، بل ازسرزور ناگاه درميانه راه ظاهرشود به بهانه حفظ نظم ! يك نظم نوين . وداستان بشود حكايت آن دوبودندچوگرم زدوخورد.

واين عين حكايت جوامعي است كه تن سپاري به قواعد بازي دموكراسي را الزامي نمي دانند. جوامعي كه درآنها اقليت درحكومت ، دست برداشتن ازروي تكمه چراغ قرمز رانياموخته . نه فقط باچراغ آشنا نيست كه قدرت ديدن ماشين هايي راكه يكايك مي رسند و برحجم منتظران درپس چراغ مي افزايند رانيز ندارد.تنهاعرض خيابان رامي بيند وكوتاه بيني تاريخي ، مجال د يدن درازاي راه راازاوبگرفته است .گوش هايش توان شنيدن نه پچپچه هارادارد ونه فريادهارا. ...خلاصه آنكه دست برچشم نهاده است و پنبه درگوش ودهان بگشوده . حاصل ؟ روزي كه اولين راننده پابرپدال بگذارد، مي توان باالدورم بلدورم شيشه ماشينش راشكست و متوقفش ساخت . دومي راهم مي شود. حتي شايد سومي وچهارمي ... اما تاريخ به يادندارد ومنطق نيزچنين مي گويد كه فشاركه ازاندازه بگذرد، درچشم به هم زدني ازآن اقليت نشاني نخواهد ماند جز تكه پاره هايي لگدكوب ماشين هاشده . ماشين زمان متوقف شدني نيست . حتي به حسن نيت ، كه جهنم رانيزباحسن نيت فرش كرده اند.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/6290

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'چراغ قرمز و اقليت، نوشابه اميري' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008