|
advertisement@gooya.com |
|
خلاصه
در بخش يك گفتيم كه نيازهاى انسان به چهار طبقه تقسيم مى شود كه در يك هرم به نام “هرم نيازهاى انسان” قرار گرفته اند . در طبقه ى اول اين هرم، پنج نيازاساسى انسان، يعنى نياز به هوا، نياز به آب، نياز به خوراك، نياز به خواب، و نياز به سكس قرار دارد . اين نيازها را در شماره ى پيش شرح داديم . در اين شماره مى خواهيم طبقه ى دوم اين هرم، يعنى نياز به امنيت را مورد برسى قرار دهيم .

هرم نيازهاى انسان
1) نياز به امنيت
نياز به امنيت در طبقه ى دوم هرم نيازهاى انسان قرار دارد . هر جانورى منجمله انسان، مى خواهد كه پنج نياز اساسى خود را در امنيت و آرامش برآورده كند . او مى خواهد در هنگام نفس كشيدن ، يا در هنگام نوشيدن آب، و يا در هنگام خوردن خوراك، و يا در هنگام خوابيدن، و يا در هنگام سكس، كسى مزاحم او نشود . يكى از راه هاى ايجاد امنيت، ﻻنه سازى در بين جانوران و خانه سازى در بين آدميان است . جانوران در حفاظ امن ﻻنه ى خود و آدميان در چهارديوارى خانه ى خويش ، احساس امنيت مى كنند .
2) اهميت نياز به امنيت
نياز به امنيت در طبقه ى دوم هرم قرار دارد . بنابراين از نياز هاى طبقه ى اول كمتر اهميت دارد . هرچه از قاعده ى هرم به راس آن نزديك ترشويم، از اهميت نياز ها كاسته مى شود . مردم تا نياز هاى طبقه ى اول را برآورده نكنند، به فكر ساير نيازها ى طبقه ى دوم و سوم و چهارم نخواهند افتاد . به عنوان مثال، اگرآهویی از شدت نشنگى در حال مرگ باشد، ممکن است امنيت خود را به خطر بیاندازد و از لانه ی خود خارج شود و به سوی آبشخور برود و در آن جا، طعمه ی گرگ ها شود. یا اگر کسی از نظر سکس، دچار قحطی شده باشد، ممکن است خطر بیماری های مقاربتی را به هیچ بگیرد و با افراد مبتلا به ایدز، جماع کند.
اغلب مبارزان سياسى ايران، به اين موضوع بديهى، توجهى ندارند و برنامه هاى سياسى خود را بر مبناى نيازهاى قشرى كه به آن تعلق دارند، تنظيم مى كنند و با كمال تعجب مى بينند كه مردم از فراخوان آن ها استقبال نمى كنند .
3) ايران چهار پاره
مردم ايران يك كليت يك پارچه نيستند، بلكه از نظر جمعيت شناسى از چهار بخش مختلف تشكيل شده اند كه عبارتند از عشاير، روستاييان، پيرامون نشين ها، و شهرنشينها. طبق آمار سال 1996، تعداد عشايرايران حدود يك ميليون و دويست هزار نفر است . تعداد روستاييان ايران حدود بيست و سه مليون نفر است . تعداد پيرامون نشين ها و شهرنشين ها، جمعا، حدود سی و شش مليون نفر است . پيرامون نشين ها كسانى هستند كه از روستا ها به شهرها مهاجرت كرده اند و در محله هاى حاشيه ى شهرها زندگى مى كنند و به صورت حلقه هايى، هسته هاى شهرى را محاصره كرده اند . هرچه از پايتخت و شهرهاى بزرگ به سوى شهرهاى كوچك تر برويم، درصد جمعیت پيرامون نشين ها نسبت به شهر نشين ها، بيشتر مى شود، به نحوى كه در شهرهايى مانند فسا، هسته ى شهرى بكلی از بين رفته است و شهر تماما در اختيار پيرامون نشين ها قرار گرفته است. برای اطلاعات بیشتر به مقاله ی "تهران، شهر بي دفاع" مراجعه کنید.
از نظر روانشناختى، هريك از اين بخش هاى چهارگانه ى مردم ايران، به يكى از چهار طبقه ى هرم نيازهاى انسانى، اهميت بيشترى مى دهند . به عنوان مثال، براى قشرهاى مرفه اى كه نيازهاى اساسى آن ها بر آورده شده است، نياز به نان چندان اهميتى ندارد . در حالی كه براى قشرهايى كه زير خط فقر زندگى مى كنند، نياز به نان يكى از نيروهاى محركه ى اجتماعى است . بنابراین در برنامه ریزی های مبارزاتی، باید "هرم چهار طبقه ى نيازهاى انسانى" و "جمعیت چهار پاره ی ايران" را در نظر گرفت. به عنوان مثال، باید دید فلان برنامه کدام بخش از جمعیت چهار پاره ی ايران و کدام نياز از هرم چهار طبقه ى نيازهاى انسانى را برآورده می کند.
4) تامين امنيت
تامين امنيت يكى از نياز هاى مهم توده هاى مردم است . پهلوى اول به خاطر اقداماتى كه براى تامين امنيت در ايران و قلع و قمع اشرار و تخت قاپو كردن عشاير كرده بود، توانسته بود محبوبيت زيادى براى خود كسب كند . نياز به امنيت آن چنان مورد توجه ى مردم عادى است كه به صورت يكى از خصوصيات بهشت در آمده است . در اساطير مذهبى، بهشت جايى است كه در آن جا شير و آهو در كنار هم در امنيت به سر مى برند و گرگ و ميش از يك چشمه آب مى نوشند . با مطالعه ى وصف بهشت در فرهنگ عوام مى توان به نيازهاى روانشناختى مردم پى برد و ديد كه چگونه نياز مردم به امنيت، از زمين به آسمان منعكس شده است و از فرش به عرش رفته است.
5) سلب امنيت
امنيت به دو طريق ممكن است از بين برود: يكى آن كه مانند ايران، حكومت، علنا و يا در خفا، به بهانه هاى مختلف به خانه هاى مردم و يا خوابگاههاى دانشجويان بريزد و آن ها مورد ضرب و شتم قرار دهد . دوم آن كه مانند عراق، تروريست ها با استفاده از شيوه ى جنگ هاى نامتقارن، فضاى جامعه را ناامن كنند .
تروريست هاى مذهبى براى از بين بردن امنيت، به پيروان خود وعده ى حوران بهشتى مى دهند . اما، اگر قرار بود به هر تروريستى كه بمب به خودش مى بندد و مردم را به ديار عدم مى فرستد، در آن دنيا هفتاد و دو حورى باكره بدهند، قدسيان ملكوت بايد از مقام خود استعفا مى كردند ویک شهرنوی بزرگ در آسمان می ساختند و به طور تمام وقت به شغل قوادى براى تروريست ها مى پرداختند .
6) انتخاب بين بد و بدتر
گاهى مردم بايد بين اين دونوع ناامنى يعنى بين سلب امنيت توسط دولت و سلب امنيت توسط تروريست ها، دست به انتخاب بزنند . به عنوان مثال، در ايران، با آن كه دولت به طور سيستماتيك و هدفمند، امنيت شهروندان را سلب مى كند، اما بر خلاف عراق، از بمب گذارى هاى روزانه و حمله هاى انتحارى خبرى نيست . بسيارى از ايرانيان از ترس آن كه مبادا به وضع عراق دچار شوند، دست اندازى هاى حكومت به حريم خصوصى خود را تحمل مى كنند . دستگاه هاى تبليغاتى حكومت، به خصوص دستگاه عريض و طويل صدا و سيما، روى همين موضوع مانور مى دهد و با بزرگ نمايى عمليات تروريستى و وضعيت هرج و مرج در عراق، توانسته است ترس زيادى در دل مردم ايجاد كند . جناح هايى از حكومتگران ايران نيز به همين دليل از تروريست ها پشتيبانى مى كنند . اما اين پشتبانى اگر از حدى بگذرد ممكن است موجب حمله ى نيروهاى امريكايى به ايران شود . براى مقابله با اين تهديد نظامى است كه برنامه ى ساخت بمب اتم در ايران به طور مخفيانه دنبال مى شود. برنامه اى كه در شرايط بين المللی حاضر، بخت چندانى براى موفقيت ندارد .
***
نتيجه
در اين شماره، نياز به امنيت از نظر روانشناختى مورد بررسى قرار گرفت و اهميت آن در"هرم نيازهاى انسان" نشان داده شد.
***
Abbas.Ahmadi@mailcity.com
http://AbbasAhmadi.Tripod.com