مردان کهن ، گاوان نر و اولین تلويزیون براستی ملی ایرانیان، محمود فرجامي
قشر عظیمی از عامه مردم که مجذوب رسانه های داخلی و خارجی اند ناخود آگاه، به خاطر عدم آشنایی شان با رسانه صوتی و تصویری خوب و با کیفیت، و در نتیجه رسوب سلیقه شان در لایه های لایناک "آنچه هست"، بی آنکه بدانند محتاج دست کم یک شبکه تلوزیونی مطابق با کف استانداردهای این رسانه اند
بدون هیچ گونه مقدمه چینی، با فرضیات زیر سراغ اصل مطلب می روم:
1-بی شک تلوزیون مدتهاست که اثرگذارترین رسانه، نه فقط در ایران، که در جهان است.
صدا وسیما در جایگاه فراگیر ترین رسانه ملی ایران، به خاطر دلایل متعددی چون کژسلیقگی غالب در برنامه سازی، تزویر در خبررسانی، بی توجهی و حتی اهانت به شعور مخاطب، دلبستگی شدید جناحی از نظر سیاسی، ایدئولوژی زدگی درترسیم سیاست های کلی، سوء مدیریت و...از وظیفه اصلی خود منحرف شده است و گرچه به خاطر امکانات وسیع مادی ونیز رانتهای حکومتی وانحصار رسانه ای، همچنان "فراگیرترین رسانه" در ایران است، اما شایستگی لقب "ملی" را ندارد.
این رسانه بیش از آنکه در حوزه خبری "خبررسان" و در حوزه فرهنگی "فرهنگ ساز" باشد؛،منحرف کننده اخبار داخلی و خارجی (حتی در مواردی مثل تحصن نمایندگان، بایکوت کننده خبر) است و دشمن فرهنگ ملی(به ویژه معطوف به انکار فرهنگ ایران قبل از اسلام).
این رسانه نه در جذب خواص موفق عمل کرده است و نه توانسته (یا خواسته)است در بالا بردن سطح فرهنگ عمومی توده مردم، کار مثبتی انجام دهد. انتخاب مدیران سیاسی و به شدت کم دانش وبی فرهنگ برای آن، عملا باعث شده است تا یا هنرمندان و نخبه گان از همکاری با این رسانه سر باز زنند و یا گوشش های دلسوزانه برخی کارکنان کاردان اش، ابتر بماند.
2- تلوزیون که مدتهاست اثرگذارترین رسانه در ایران و جهان است به مدد ماهواره، به فراگیرترین رسانه نیز تبدیل شده است.
شبکه های ماهواره ای هدایت شونده از خارج ایران (عموما لس آنجلس) به دو دسته کلی تقسیم می شوند:
یک گروه که با پرهیز شدید از ورود به بحثهای سیاسی، صرفا به پخش شو، فیلم، تبلیغات وغیره می پردازند و گروهی دیگر که غالب برنامه های آنها را برنامه های سیاسی با موضوعات انتقادی از حکومت ج.ا.ا. تشکیل می دهد، به علاوه تبلیغات و برنامه های جنبی دیگر.
اما تمامی اعضای این دو گروه (شاید بجز یک مورد که فقط به پخش موسیقی و کلیپ می پردازد)، گرچه در وهله اول از نظر موضع آنها در برابر" سیاست" متفاوت به نظر می رسند، ولی وجه اشتراک کلی آنها در سخیف بودن برنامه هایشان، آنها را در ردیف هم قرار می دهد!
عدم شناخت کافی از وضعیت داخل ایران، کژسلیقگی مفرط در ساخت برنامه ها، عدم رعایت اخلاق رسانه ای ( به ویژه در مورد مخلوط نمودن تبلیغات و موضوع برنامه ها)، عدم رعایت احترام به شعور مخاطب و … ( که بسیاری از این مشخصه ها دقیقا مشابه با مشخصه های منفی صدا و سیمای ایران است، منتهی در لباسی و لسانی دیگر) همه و همه باعث گردیده تا این شبکه ها، گرچه به خاطر عدم رعایت بسیاری از خط قرمزهای بی دلیل صدا وسیما، در جذب مخاطب عوام تا حدودی موفق باشند؛ ولی بیش از صدا و سیما دافع توده تحصیلکرده و متمایل به روشنفکری باشند.
این شبکه ها گرچه به مصداق آن عبارت فروغ که " در سر زمین قدکوتاهان/ معیارهای سنجش/ همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند" رقابتشان با یکدیگر تنگاتنگ است اما با معیارهای حداقلی کیفیت یک رسانه، جزضریبهایی در صفر چیزی بیش نیستند و در لباسی دیگر، به خاطر رسیدن سریع به منافع حقیرشان، ضربه هایی که به فرهنگ عامه این جامعه خسته و بی پناه می زنند، کم از رسالت(!) رسانه ج.ا.ا. ندارد.
3- با آنچه گذشت، گروه بزرگی از ایرانیان - همانان که یا نخبه و روشنفکرند و یا متمایل به این جریانات - از نظر رسانه ای تنها و بی پایگاهند.
گذشته از این، قشر عظیمی از عامه مردم که مجذوب رسانه های داخلی و خارجی اند نیز ناخود آگاه، به خاطر عدم آشنایی شان با رسانه صوتی و تصویری خوب و با کیفیت، ودر نتیجه رسوب سلیقه شان در لایه های لایناک " آنچه هست"، بی آنکه بدانند( و درنتیجه بخواهند)، محتاج دست کم یک شبکه تلوزیونی مطابق با کف استانداردهای این رسانه اند.
رسانه ای که بیش از آنکه در خدمت جیب گشاد مدیران آن یا ذهن حقیر گردانندگانش ، یا حتی گرایشات سیاسی هوادارانش باشد؛ در فکر ترمیم فرهنگ زخم خورده این کهن بوم وبر باشد. و چنین رسانه ای نه مقبول اربابان زور است (چونان که در داخل) و نه دارندگان زر ( چونان که در خارج). پس هیچگاه به راه نخواهد افتاد مگر آنکه "مرد کهن"هایی پیدا شوند که عطای یاری "گاو نر"ها را برای همیشه به لقایشان ببخشند و دست همت به زانوی خویش زنند و کاری کنند کارستان.
و از سرزمینی که در طول تاریخ بتواند فقط و فقط یک "فردوسی" به بشریت تقدیم کند، آیا انتظار برخاستن چنان کسانی نارواست؟
*****************
آنچه نوشته آمد، هنوز پیشگفتاری است بر تاسیس اولین شبکهء براستی "ملی" ایرانیان.
کاری که گرچه مرارتهای یک کار بزرگ را طبعا داراست اما شدنی است و دست یافتنی.
در آینده از جزئیات آن با هم سخن خواهیم گفت.
تهران- محمود فرجامی
M_farjami@hotmail.com